جناب آقای سمامی از اینکه وقتتان را در اختیار سایت وکیل مقصود قرار دادید سپاسگزارم . شما کاندیدای بیست و هشتمین انتخابات هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز هستید. لطفا” بعنوان اولین سوال انگیزه خود را از حضور در انتخابات هیات مدیره بفرمایید؟
همانگونه که در گفتگوهای قبلی هم عنوان نموده ام بهتر است دلیل حضورم را با حکایتی شروع کنم :شبی از شبها شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود. در همین حال مدتی گذشت تا انکه استاد خود را بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت ؛ او را ، نظاره می کند!
استاد پرسید: برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت: برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم و برخورداری از لطف او !
استاد گفت سوالی می پرسم ، اگر مرغی را پرورش دهی ، هدف تو از پرورش آن چیست؟
شاگرد گفت : خوب معلوم است استاد؛ برای انکه از گوشت و دیگر منافع آن بهره مند شوم.
استاد گفت : اگر آن مرغ ، برایت گریه و زاری کند آیا از تصمیم خود منصرف خواهی شد؟
شاگرد گفت : خوب راستش نه ، نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ ، برای خود، تصور کنم !
استاد گفت ؛ حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه ؟ آیا بازهم او را خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد مطمئناً« آنها » برایم مهمتر و با ارزش تر خواهند بود!
استاد گفت ؛ پس تو نیز؛ برای خدواند چنین باش! همیشه تلاش کن تا با ارزش تر از جسم و گوشت ، پوست و استخوانت گردی ، تلاش کن تا انقدر برای انسانها ، هستی و کائنات خداوند ، مفید و با ارزش شوی تا مقام و لیاقت توجه، لطف و رحمت او را بدست آوری. خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد او از تو حرکت ، رشد ، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد ، نه ابراز ناراحتی و گریه و زاری را …!
حکایت ما شده است ، حکایت شاگرد و استاد هر روز سخن از رفتارهای نامانوس با همکاران در مراجعه به محاکم ، هر روز داد و بیداد همکاران و کارآموزان محترم وکالت از وضعیت نادرست برخوردها در محاکم ، هر روز سخن از عملکرد هیات مدیره و کانون، هر روز سخن از عدم رعایت اخلاق ، هر روز با ای کاش و شاید و اما و اگر ؛ در باب تصویب لوایح جامع وکالت هر روز در حسرت دارا بودن بدیهی ترین حقوق یک وکیل دادگستری نشسته ایم و با این ای کاش گفتنها ، می خواهیم خداوند به ما کمک تا تغییری در روش های حاکم ایجاد شود. اینگونه نیست بلکه باید حرکت کرد، باید تفکر کرد، باید حضور داشت باید خواست باید با عمل ، مسیر را برای خود و آیندگان باز نمود، هر چند که علیرغم بیدادها و نامهربانی های خارج و داخل کانون ، داشته ها و قابلیتهای موجود که کم هم نیستند مرهون زحمات معمرین و حاصل تلاش آنان بوده اما باید جدید شد، باید برای آیندگان که به صنف وکلای دادگستری ملحق می شوند میراثی گذاشت . می خواهیم چگونه در مقابل آیندگان از خود دفاع کنیم ؟! چه میراثی رابه آنها تحویل خواهیم داد؟! کارآموزهای وکالت و دانشجویان حقوق چشم خود را به کانون وکلا دوخته اند ، نا امیدشان نکنیم . بیاییم دست در دست همدیگر کانونی بسازیم در شان وکلای دادگستری ، کانونی مدون ، با اندیشه ، نو، کانونی که اخلاق در آن منشاء اثر باشد. کانونی که همکاران با عشق نام آنرا بخوانند و با عشق در آنجا حاضر شوند نه از روی ترس و واهمه و اجبار. کانونی که پشت و پناه وکلا و کارآموزانش باشد ، کانونی که برای جوانان و آیندگان و معمرین حامی باشد و برای انها برنامه ریزی کند. جهان رو به جلو حرکت می کند نباید بایستیم و با قانون سال ۱۳۱۵ برای همکاران خود تصمیم بگیریم می بایست حرکت کنیم ، حرکتی روبه جلو برای اصلاحات و با هدف اصلاح . بیائیم گله مندی ها را کنار بگذاریم بیائیم حرف زدن ها را کنار بگذاریم و وارد عرصه عمل شویم و برای آینده خود تصمیم گیری کنیم .
ادامه دارد …….
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی