تحلیل اجتماعی از قضاوت بانوان

حتما تا به حال درک کرده‌اید یا خوانده‌اید که دنیای زنان با مردان تفاوت‌هایی دارد به نحوی که عملا هر یک در دنیای خود به سر می‌برند و زمانی که می‌خواهند به حریم یکدیگر وارد شوند، اگر درک متقابلی از رفتار طرف مقابل نداشته باشند و آموزش کافی در این خصوص ندیده باشند یا از قدرت انعطاف کافی برخوردار نباشند، دچار مشکلاتی می‌شوند و عموما به جای پی بردن به ریشه این مشکلات و تفاوت‌ها، از عبارات مطلق و غیرمنطقی و بعضا سخیفانه‌یی در قضاوت و سنجش یکدیگر استفاده می‌کنند.

نمونه ساده و شایع این رفتار را در قضاوت زنان و مردان نسبت به رانندگی یکدیگر، هرروز در سطح جامعه شاهدیم که بعضا منجر به درگیری هم می‌شود. در حالی که اگر شناخت کافی از خصوصیات جنس مخالف خود داشته باشیم، به راحتی می‌توانیم این تفاوت‌های کنشی و واکنشی رفتاری را درک کنیم یا حداقل به آن احترام بگذاریم. البته این تفاوت‌ها عرضی و صرف نظر از جوهر انسانی هستند به طوری که در آموزه‌های دینی ما انسان به ما هو انسان ملاک قرار داده شده و والاترین انسان‌ها اعم از زن و مرد، متقی‌ترین آنهاست. ذات و سرشت انسان متحدالنوع است به نحوی که همه انسان‌ها کمال‌گرا، عدالت‌خواه، زیبایی‌دوست و خیرخواه هستند زیرا معتقدیم روحی که در انسان چه در قالب مرد و چه در قالب زن دمیده می‌شود، نوع واحد در معنای منطقی است و تعدد جنس، وحدت نوع را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد. اگر قائل به این باشیم که تفاوت‌های میان زن و مرد در عرصه عرضیات بوده و نهاد و ذات آنها در مفهوم نوع انسان واحد است، از این استدلال در ارزیابی قضاوت مردان و زنان نیز بی‌بهره نخواهیم ماند. نوع انسان تمایل به خیر و عدالت‌جویی دارد بنابراین شرط لازم قضاوت که همان روحیه عدالت‌جویی است هم در زنان هم در میان مردان به عنوان اشتراکات انسانی وجود دارد اما تفاوت‌های عرضی آنها در تشخیص عدالت یعنی همان قضاوت کردن تاثیر می‌گذارد، به صورتی که نحوه قضاوت مردان و زنان را متفاوت می‌کند. مثلا زنان در مقایسه با مردان جزیی‌نگرتر هستند و همین امر باعث می‌شود شکل استدلال ایشان با یکدیگر متفاوت باشد. این جزیی‌نگری باعث تقویت حافظه طولانی‌مدت شده به نحوی که زنان جزییات بیشتری را به حافظه می‌سپارند و به قول معروف ریز ماجرا را از بر هستند، در حالی که ذهن مردان کلیات را در افق وسیع‌تر در خود جای می‌دهد. این دو نوع نگرش به معنای ضعف یا برتری یکی از ایشان نیست. اتفاقا نکته جالب اینجاست که ترکیب این دو سنخ با یکدیگر راه رشد را هموار‌تر می‌کند درست مثل نقشه یک خانه که هم باید نشانگر سازه کلی باشد و هم جزییات آن خانه را در بر داشته باشد تا در نتیجه منجر به ساخت یک خانه کامل و مناسب شود. می توان از تفاوت‌های زنان و مردان به صورت کاربردی در امر قضاوت در میان قضات زن و مرد بهره برد. با این توضیح که قضات زن در پرونده‌هایی که دقت بیشتری را در جزییات اقتضا می‌کند مثلا پرونده‌های مالی، حسابرسی، ارث، تقسیم اموال، مالیاتی و از این قبیل می‌توانند موفقیت چشمگیری داشته باشند. به گواهی تاریخ، زنان معمولا در جوامع مختلف حضور بارزی در عرصه‌های سیاست و اقتصاد نداشته و معمولا پشت پرده نگه داشته می‌شدند به همین دلیل حس کنجکاوی و تجسس در میان زنان بنا به جبر وضعیت فرهنگی و اجتماعی قوی‌تر شده، به نحوی که برای تامین و تضمین جایگاه خود همواره متوسل به سیاست‌های زیرکانه‌یی می‌شدند. این ممارست اجباری در طول تاریخ باعث شده زنان کنجکاوتر و جویاتر شوند به نحوی که به اصطلاح حس پلیسی در آنها به نحو کاملا متفاوتی، بارزتر و عیان‌تر به چشم می‌خورد. در نتیجه قضات و بازپرس‌های زن می‌توانند در پرونده‌های کیفری خصوصا جنایی و کشف دلایل جرم و جزییات آن حضور بسیار موثری داشته باشند. با وجود تفکر عمومی که زنان به دلیل احساساتی بودن، در پرونده‌های کیفری و جنایی ناکارآمد هستند و این قبیل مسائل برای روحیه آنها مناسب نیست، زنان در کشف مسائل جزیی بی‌نظیرند خصوصا اگر در این وادی آموزش نظری و علمی ببینند. حافظه آنها در ثبت جزء به جزء وقایع ستودنی است برای مثال اگر یک زن و مرد همزمان وارد خانه یک غریبه شوند، زن در یک نگاه تمام زوایای جزئی خانه را با تمام وسایل و جزییات دکوراسیون می‌بیند و به ذهن می‌سپارد ولی مرد به نقاط کانونی و مرکزی خانه توجه می‌کند. مثلا مرد در نگاه اول می‌تواند اتاق پذیرایی را از محیط آشپزخانه تفکیک کند ولی توجهی به تابلوهای روی دیوار یا رنگ پرده‌ها و کابینت‌ها نمی‌کند، در حالی که زنان در نگاه اول همه این جزییات را می‌بینند. شاید اگر کمی اغراق نباشد بتوان گفت اصلا در وهله اول همان جزییات را می‌بینند بعد به تفکیک کلیات می‌پرازند. این مثال گفته فوق را ملموس‌تر می‌کند. حضور یک بازپرس جنایی زن در صحنه جرم می‌تواند در کشف دلایل جرم بسیار موثر باشد زیرا قطعا جزییات از نظر او پنهان نخواهد ماند خصوصا اگر در کار خود حرفه‌یی باشد. قضات زن در عرصه رسیدگی به پرونده‌های مربوط به تخلفات انتظامی مشاغل و تخلفات اداری نیز می‌توانند بسیار کارآمد باشند زیرا تجربه نشان داده زنان از روحیه قانونمدار و منضبطی برخوردارند و عموما هم شاهدیم مسوولیت حفظ نظم و انضباط خانواده بر دوش زنان است و در این زمینه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. حتی کارفرمایان مرد نیز اقرار می‌کنند زنان در انجام کارهای محوله بسیار منظم، دقیق با پشتکارند. این روحیه برای قضات زن در پرونده‌های دیوان عدالت اداری، تخلفات انتظامی، دادسرای کارکنان دولت و از این قبیل امور موفقیت چشمگیری را به ارمغان می‌آورد. با وجود اینکه بعضا معتقدند قضات زن در پرونده‌های خانوادگی بسیار کارآمدند و حتما باید از قاضی مشاور زن در این امور بهره گرفت، جسورانه می‌گویم به دلیل تبعیضات ناروایی که متاسفانه در طول تاریخ در حق زنان به عمل آمده و عموما جوامع به مردسالاری گرایش داشتند، ممکن است زنان در عرصه قضاوت در امور خانوادگی، حق به جانب عمل کرده و انعطاف کمتری از خود نشان دهند زیرا انعطاف در پرونده‌های خانوادگی در ناخودآگاه آنها ملازمه با قربانی کردن جنس زن دارد. این باور در ضمیر ناخودآگاه زنان ملهم از گذشته تاریخی است که زنان در جامعه قربانی مردان می‌شوند و در نهایت این زنان بودند که باید کوتاه می‌آمدند. هر چند این باور رفته‌رفته ترمیم می‌شود ولی وجود این خرده‌فرهنگ را در بیشتر جوامع نمی‌توان انکار کرد. همین باور باعث جبهه‌گیری زنان به صورت ناخودآگاه در مقابل مردان می‌شود. طبیعی است چنین ناخودآگاهی که به صورت کاملا شرطی برگرفته از شرایط اجتماعی و فرهنگی است، در قضاوت زنان در امور خانواده تاثیرگذار بوده و شاید نتیجه آن تندروی و کاهش انعطاف در رسیدگی به پرونده‌های خانوادگی باشد. در پایان بحث متذکر این نکته می‌شوم که درباره قضات زن و مرد صرف نظر از تفاوت‌های زنان و مردان، آموزش و پرورش تاثیر باورنکردنی دارد. به نحوی که قضات زن و مرد با توجه به استعدادهایی که به مناسبت تفاوت جنسیت خود دارند، می‌توانند در عرصه‌های مختلف قضایی به جد بدرخشند. اگر آموزش فنون حقوقی و پرورش معنوی در قضات زن و مرد به صورت حرفه‌یی به عمل آید، در نهایت با یک قاضی حرفه‌یی روبه‌رو می‌شویم که جنسیت در حاشیه قرار می‌گیرد و صد البته می‌توان از استعدادهای زنانه و مردانه در قضات زن و مرد به صورت کاربردی و حرفه‌یی در امر قضاوت بهره برد به نحوی که شاید در برخی امور قضایی وجود قاضی زن و مرد در کنار یکدیگر و تلفیق دو نگاه از دو بعد متفاوت، کشف حقیقت را آسان‌تر می‌کند.
/دکتر میترا ضرابی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد و وکیل دادگستری
منبع:روزنامه اعتماد

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد