مقدمه هرفعل وگفتاری مثبت یامنفی، خواسته یاناخواسته، پیامدهایی رابه همراه داردوبه تعبیردیگر:هرعمل عکس العمل وهرکنش واکنشی دارد. ازاینروفعل مجرمانه ویاگناه وبزه بر روح وروان شخص مرتکب ونیز درجامعه ومحیط اطراف، اثرات وعواقب نامطلوبی رامی گذارد. به همین منظوربرای رفع پیامدهای نامطلوب و یا تکرار نشدن آن، برای فعل ارتکابی درقوانین بشری وادیان الهی بخصوص شریعت اسلام مجارات هایی تعیین شده بازدارنده هایی درنظرگرفته شده است. به طور کلی شخصی که مرتکب جرم و بزه شده و حکم نهایی در مورد او صادر شده است، اگردوباره جرم جدیدی مرتکب شود، بدون آنکه در مورد جرم های قبل، حکمی صادر شده باشد، در این صورت اصطلاحا و در منطق قانون مشمول عنوان تکرار جرم نمی شود و فقط آخرین حکم نهایی، معتبر و قابل قبول است. اما اگر بعد از صدور حکم نهایی دوباره به بزه روی آورد معلوم می شود که مجازات و کیفر تعیین شده، در اصلاح وی کافی و اثرگذار نبوده و ناگزیر باید در مورد مجازات او شدت عمل به خرج داد. همان طوری که قوانین بشری درحال حاضر برهمین اساس است و این مسئله مورد اتفاق است.
آنچه مورد اختلاف حقوقدانان قرارگرفته، این موضوع است که درصدور حکم، یکی بودن نوع جرایم ارتکابی شرط است یانه؟ که در صورت اول، آن حالت بازگشت را «عودخاص» و درصورت دوم «عودعام» می نامند و همچنین درمورد فاصله زمانی بین بزه جدید و جرم پیشین، نظرات گوناگون ارائه شده است. گروهی برگشت به گناه را بطور مطلق حالت عودمی دانند و آنرا «عود مؤبد» می نامند. ولی گروهی دیگر حالت عود رامعین می کنند و می گویند اگر در آن مدت معین دوباره مرتکب جرم شوند، حالت عود به آن اطلاق می شود و آنرا «عودموقت» می نامند. ولی آنچه برای مامهم و معیار و این نوشته به دنبال آن است، نظر دین و شریعت است و از باب نمونه بذکر نظر بعضی از فقهای شیعه بسنده می کنیم. موضوع برگشت مجدد به جرم در دین اسلام، بطورمطلق و بدون هیچ قیدوشرطی معتبراست و حاکم وظیفه دارد درصورت ارتکاب جرم، مرتکبان را با کیفرهای تعیین شده مجازات کند و هرگاه دوباره به بزه روی آورد، مجازاتش را تشدید و چنانچه به انجام جرم «عادت» پیدا کرد او را مستأصل کند (یعنی ازاوقدرت ارتکاب جرم راسلب کند). یا از راه اجرای حکم اعدام و یا زندان ابد جامعه را از شر او حفظ کند. ازنظر فقه شیعه نظام ها و اصطلاحات «عودخاص» و «عودعام» و یا «عود موقت و مؤبد» اعتبار ندارد و این موضوع در روایت و حکایت مباحثه امام جواد (ع) باقاضی یحیی ابن اکثم- که در مجلس مأمون خلیفه عباسی اتفاق افتاده- واردشده است. هنگامی که یحیی ابن اکثم درمورد مُحرِمی که شکاری رابه قتل رسانده است، از آن حضرت سؤال می کند حضرت در پاسخ می پرسد: آیا کشتن شکار در منطقه حَرم بوده یاخارج ازآن؟ آیاشخص محرم این مسئله را می دانسته یا جاهل بوده؟ آیا قتل عمدی بوده یا از روی خطا اتفاق افتاده است؟ و همین طور از جنبه های مختلف سؤال می کند تابه این مسئله می رسد و می پرسد، آیا کشتن شکار بار اولش بوده و یا بصورت متعدد مرتکب شده است؟ از این پرسش روشن می شود که حالت عود به گناه، خصوصیتی دارد که در حکم مجازات مجرم باید لحاظ شود. بر این مبنا واساس، فقه شیعه، مبدأ عود و بازگشت به جرم را معتبر دانسته و بدون این که زمان معینی را برای ارتکاب گناه دوم شرط بداند، در مورد عود خاص، حکم به حبس ابد کرده است. مانند کسی که مکرر دست به دزدی می زند و در مورد عود عام مجازات اعدام را تعیین کرده است. مثل کسی که گناهان کبیره رابی مبالات مرتکب می شود، چنانچه بطور مکرر تعزیر شود و دوباره جرم را تکرار کند محکوم به قتل می شود. امام رحمت الله علیه در جلد چهارم تحریر الوسیله بحث حدود- چنین می فرماید: اگر زنای محصنه ازیک نفربطورمکرر سربزندودرهردفعه حددرباره اواجراگردد، درمرحله چهارم محکوم به اعدام می شود. اگر حد باتکرار قذف، مکررا اجراگردد، درنوبت چهارم شخص قاذف کشته می شود.درمورد استفاده از شرب خمربطور مکرر چنین می فرماید:اگر شخصی بطورمکرر ازمشروب استفاده کند و در خلال آنها حدجاری نشود، در مقابل همه آنها یک حد کفایت می کند، ولی درصورتی که بعد از هر دفعه حدجاری شود، در نوبت سوم و بنا برقول بعضی ازفقها در مرحله چهارم حکم اعدام جاری می شود. در نهایت می توان گفت که تکرار جرم از موجبات تشدید مجازات است که این امر واجد جنبه بازدارندگی برای بازگشت به جرم است.
حمایت:۲۹/۴/۱۳۹۱
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی