رفتار سازمانی علم مطالعه و کاربرد دانش درباره نحوه برخورد مردم ، افراد و گروه ها در سازمان است و هدف آن دستیابی به اهداف انسانی سازمانی و اجتماعی با ایجاد روابط بهتر است. اساس یک سازمان بر پایه فلسفه مدیریت، ارزشها، بینش و اهداف بوده و این عناصر خود از فرهنگ سازمانی که ترکیبی از سازمان رسمیو غیر رسمیو محیط اجتماعی نشات میگیرند.
فرهنگ نیز نوع رهبری، ارتباط و پویایی گروهها راتعیین میکند. کارکنان، فرهنگ را به مثابه کیفیت عمر کاری که به میزان انگیزه آنها جهت میدهد، نگاه میکنند . پیامد نهایی این کار، عملکرد، رضایت فردی ، رشد شخصی و بهبود است. همه این عناصر برای ایجاد مدل یا چارچوبی که سازمان برمبنای آن عمل میکند با هم تر کیب میشوند. در این میان ۴ مدل یاچارچوب اصلی وجود دارد که سازمانها برمبنای آنها عمل میکنند که عبارتند از :
۱)مدل استبدادی
مبنای این مدل ،قدرت با گرایش مدیریتی اقتدار است.کارکنان به سوی فرمانبرداری گرایش داشته و به روسای خود وابسته اند . کارکنان نیاز دارند که وضعیت معیشت آنها در نظر گرفته شود . نتیجه عملکرد در این حالت حداقل است .
۲)مدل رقابتی
مبنای این مدل منابع اقتصادی باگرایش مدیریتی پول است. کارکنان تمایل به امنیت و سود داشته و به سازمان وابستهاند. کارکنان نیاز دارند که امنیت آنها در نظر گرفته شود. نتیجه عملکرد در این حالت مشارکت انفعالی ا ست.
۳)مدل حمایتی
مبنای این مدل رهبری با گرایش مدیریتی حمایتی است، کارکنان تمایل به عملکرد شغلی و مشارکت داشته و نیاز دارند که شان ومنزلت آنها در نظر
گرفته شود.
۴) مدل مشارکتی
مبنای این مدل مشارکت با گرایش مدیریتی کار گروهی است .کارکنان تمایل به انجام رفتار مسئولانه وخود نظمیدارند .کارکنان نیاز دارند که حس خود واقع بینی آنها در نظر گرفته شود . نتیجه عملکرد در این حالت ،شور و ذوق تعدیل یافته است.اگر چه چهار مدل جداگانه وجود دارد ولی هیچ سازمانی فقط از یک مدل استفاده نمیکند .مدل اول استبدادی،ریشه هایی در انقلاب صنعتی دارد و مدیران در این حالت خارج از تئوری X آقای مک گریگور عمل میکنند . سه مدل بعدی با ساختن تئوریY مک گریگور آغاز شده است . ازآنجایی که هر یک از این مدل ها در دوره های زمانی مختلف شکل گرفته اند، لذا مدل بهتری وجود ندارد. مدل مشارکتی نباید به عنوان آخرین و بهترین مدل انگاشته شود، اما میتواند به عنوان شروع یک مدل جدید یا پارادایم تلقی شود.برکسی پوشیده نیست که رفتار سازمانی مطالعه تاثیر افراد ، گروهها و ساختار بر رفتار در سازمانهاست که هدفش به کار بردن این دانش برای بهبود کارایی سازمانها عنوان شده است.
در یک نظام اجتماعی، مجموعه پیچیدهای از روابط متعامل به شیوه های مختلف وجود دارد. در یک سازمان، نظام اجتماعی همه افرادی که در آن هستند و روابط آنها با یمدیگر و دنیای بیرون را شامل میشود رفتار یک عضو میتواند اثر مستقیم یا غیرمستقیم وی رفتار دیگران داشته باشد. نکته دیگر اینکه نظامهای اجتماعی مرز ندارد. آنها کالاها، عقاید و فرهنگ را با محیط اطراف مبادله میکنند.و اما فرهنگ رفتار پذیرفته شده جامعه است که در برگیرنده باورها ،عادات دانش و عمل میباشد.فرهنگ اگرچه به ندرت وارد بخش خوداگاه انسان میشود ولی بررفتار انسان اثر میگذارد. مردم به فرهنگ به عنوا ن چیزی که به آنها ثبات، امنیت، درک و توانایی پاسخ به موقعیتهای جدید را میدهد، متکی هستند. به همین دلیل است که تغییر میترسند آنها از نظامی که پویاست، واهمه دارند زیرا امنیت آنها را از بین برده و نمیتوانند فرایندهای جدید را درک کرده و اینکه چگونه به موقعیتهای جدید پاسخ دهند.
فردگرایی نیز زمانی است که کارکنان به طور موفقیت آمیزی نفوذ خود را روی یک نظام اجتماعی با به چالش کشیدن فرهنگ اعمال میکنند.فرد گرایی اثرات متفاوتی بر سازمانها دارد :
۱)جامعه گرایی و فرد گرایی خیلی کم باعث انزوا میشود
۲) جامعه گرایی زیاد و فردگرایی کم باعث تایید میشود
۳)جامعه گرایی کم و فرد گرایی زیاد باعث سرکشی و تمرد میشود
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی