شروط ضمن عقد نکاح
تعریف شرط :هر چند در قانون مدنی تعریفی از شرط نشده است ولی آنچه از مجموع مواد مختلف استنباط می شود نوعی التزام و تعهد تبعی است که در کنار تعهد اصلی و ضمن عقد معین ایجاد می شود در نکاح مانند سایر قراردادها ممکن است اراده به پاره ای تعهدات فرعی که خارج از ارکان و عناصر اصلی قرارداد است نیز تعلق گیرد این تعهدات فرعی را شروط یا شرایط ضمن عقد گویند.
اقسام شروط :
شروط ضمن عقد به شروط باطل و صحیح تقسیم شده است که بحث تفصیلی آن در مواد ۲۳۲ تا ۲۴۶ قانون مدنی آمده است اما شروط ضمن عقد نکاح به لحاظ ویژگی و چهره خاص بطور اختصار در این مقاله بررسی می شود شروط باطل گاهی مفسد عقد نیست وتأثیری در آن ندارد زیرا به ارکان عقد لطمه نمی زند و گاهی به دلیل اینکه به ارکان عقد لطمه می زند و موجب فقدان یکی از عناصر اساسی قرارداد می گردد موجب بطلان عقد است
شروطی که باطل است ولی مفسد عقد نیست
۱ ) شرطی که انجام آن غیر مقدور است .
مثلا” اگر ضمن عقد نکاح شرط شود که یکی از طرفین در ظرف یک روز به دیگری زبان خارجی بیاموزد در حالیکه سوادی جز نوشتن و خواندن نداشته باشد چنین شرطی در عین بطلان به صحت عقد لطمه ای نمی زند
۲ ) شرطی که دارای فایده عقلایی نباشد
چنانکه که شرط شود یکی از طرفین مسافت تهران- کرج را پیاده بپیماید یا مشروط علیه بمدت یکسال روزی یک دلو از چاه بکشد و دوباره آن را در همان چاه خالی کند چنین شرطی که متضمن نفع و فایده عقلایی نیست باطل ولی موجب بطلان عقد نخواهد بود.
۳ ) شرطی که نامشروع باشد
۱ – شرط نامشروع اعم از حرمت شرعی یا ممنوعیت قانونی است
۲ – شرطی که مخالف قواعد آمره *!( امری ) باشد.قواعد آمره مربوط به نظم عمومی است و مصلحت عمومی در آن مورد نظر است . از این رو قانونگذار اجازه نمی دهد که افراد با قراردادهای خود،هرچند فرعی و تبعی باشد و ضمن عقد نکاح آورده شود، آن را نقض کنند مثلا” ضمن عقد شرط شود که مشروط علیه در ماه رمضان روزه نگیرد یا نماز نخواند.چنین شرطی نیز باطل، لکن به صحت عقد خللی وارد نمی سازد.مطابق ماده ۱۰۶۹ قانون مدنی شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق*۲ جایز است مشروط بر اینکه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاً مهر ذکر نشده است.منظور از شرط خیار آن است که متعاقدین در ضمن عقد شرط نمایند که تا مدت معین یکی از طرفین یا هر دو اختیار فسخ نکاح را داشته باشد.چنین شرطی در عقد بیع صحیح است همانطور که ماده ۳۹۹ قانون مدنی آن را پذیرفته است(در عقد بیع ممکن است شرط شد که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد)).ولی در نکاح باطل است.قول گروهی از فقهای امامیه بر بطلان شرط و عقد در مورد شرط خیار نسبت به عقد نکاح است.بدین استدلال که نکاح به شرط خیار که یک چیز است مورد نظر بوده و با بطلان شرط آنچه منظور طرفین بوده تحقق نیافته است.نظر دیگری که ظاهراً مورد قبول قانون مدنی واقع شده است آن است که در این مورد شرط باطل و عقد صحیح است؛زیرا نکاح و شرط دو چیز است و به عبارت دیگر تعدد مطلوب در اینجا وجود دارد و بدین جهت بطلان شرط به صحت نکاح که چیز دیگری است لطمه نمی زند.هرچند برخی قائلند لزوم عقد نکاح ناشی از حکم شارع است نه از حقوق و اراده طرفین و لذا جنبه امری داردنه قراردادی تا بتوان با شرط خیار لزوم انرا زائل نمود و بنابر این چنین شرطی بی اثر است و عقد نکاح از این جهت کاملا با سائر عقود متفاوت است بموجب این استدلال لزوم مقتضای ذات عقد نکاح است و شرط خیار خلاف مقتضای ان،و در نتیجه با طل و مبطل محسوب می گردد.
تعاریف اصطلاحات
——————————-
۱- قواعد آمره:
به قواعدی گفته می شود که تراضی بر خلاف آنها ممکن نیست.در حالی که در قواعد تکمیلی می توان برخلاف آن تراضی نمود.مثلاً در مورد مسکن مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی طرفین می توانند در مورد تعیین منزل با یکدیگر تراضی کنند.
۲- صداق:
مهر: کلمه ایست عربی که در فارسی آن را کابین می گویند.و لغات مترادف آن در عربی صداق،فریضه و اجر می باشد.در قرآن کریم لفظ مهر نیامده ولی از لغات معادل آن استفاده شده است.
دکترحسن فدایی*
استاد دانشگاه-مدیر حقوقی موسسه همشهری
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی