خانواده‌ها مهم ترین نقش را در تربیت و درونی‌سازی ارزش‌ها ایفا می‌کنند؛-بهبود روابط خانوادگی، عامل پیشگیری از بزهکاری کودکان

بررسی ریشه‌ای مسایل اطفال و از آن جمله بزهکاری اطفال، برای رسیدن به یک جامعه ایده‌آل، شرطی ضروری برای کاهش جرایم در یک جامعه محسوب می‌شود. با توجه به اینکه ریشه بسیاری از جرایم ارتکابی در جامعه، به گذشته مرتکبان آن جرایم باز می‌گردد، با تحلیل گذشته چنین افراد بزهکاری مشخص خواهد شد که اکثر این افراد در زمان طفولیت خود مرتکب انواع بزه شده‌اند یا لااقل حسب مورد با توجه به رفتاری که از خود بروز داده‌اند، از طرف اجتماع، طفل یا نوجوانی نابهنجار تلقی شده‌اند.

تحلیل و بررسی عوامل موثر بر بزهکاری این قشر از افراد جامعه در خصوص از بین بردن ریشه مجرمیت در اجتماع، ضروری است. در واقع در یک جمله می‌توان گفت که بسیاری از افرادی که همواره مرتکب جرایم گوناگون می‌شوند، همان کودکان بزهکار دیروز هستند. با توجه به اهمیت مسایل و مشکلات خانوادگی، به عنوان موثرترین عامل در بروز رفتار مجرمانه در اطفال و نوجوانان، به تحلیل و بررسی تاثیر عامل خانوادگی در بزهکاری اطفال و نوجوانان می‌پردازیم.

خانواده، هسته اولیه رشد فردی
محیط خانواده اولین محیطی است که فرد در آن رشد می‌کند و هنجارها را می‌آموزد. به‌رغم این‌که بسیاری از عوامل در وقوع بزهکاری اطفال و نوجوانان دخیل هستند، اما در گام نخست این خانواده‌ها می باشند که نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت اطفال دارند. اساسا افراد پس از تولد تحت تاثیر افکار، عقاید و رفتار اعضای خانواده خود قرار دارند. بنابراین خانواده، اولین محل و عاملی است که در رفتار تاثیر می‌گذارد. در سنین اولیه زندگی، کودک با این که هنوز راه نمی‌رود و حرف نمی‌زند، با این حال حس تقلیدپذیری قوی‌ای دارد و حرکات و رفتار اطرافیان در ضمیر او حک شده و شخصیت طفل تکوین می‌یابد. اهمیت زندگی خانوادگی برای کودکان به مراتب از افراد بالغ بیشتر است. چراکه در اینجاست که کودک اولین تجربیات خود را در زیستن با دیگران می‌آموزد. در محیط خانواده است که پایه رشد و فعالیت‌های آینده کودک گذاشته می‌شود.

محیط نامساعد، عامل گرایش بزهکاری
خانواده‌های ستیزه‌گر و متلاشی شده، یکی از عوامل اصلی گرایش به بزهکاری محسوب شده است، زیرا اکثر ناراحتی‌های نوجوانان زاییده امر و نهی و سختگیری‌های والدین، بی‌مهری درکودکی، عدم رفاه و امنیت، عصبانیت والدین، سستی اصول اخلاقی، حمایت زیاد از نوجوانان و آرزوهای جاه‌طلبانه والدین برای نوجوانان است. نوجوانانی که در کودکی و در نوجوانی از آزادی و وسایل اولیه زندگی محروم بوده و نتوانسته‌اند به تحصیلات خود ادامه دهند، مسلما می‌خواهند حقوق از دست رفته را بدست آورند و انتقام خود را از والدین و اجتماع بگیرند. این است که به طور عمدی به دنبال اعمالی می‌روند که از آنها منع شده‌اند. بنابراین به تجاوز علیه‌ حقوق دیگران از طریق ارتکاب بزهکاری اقدام می‌کنند تا بدین‌ وسیله فشارهای درونی و ناراحتی‌های خود را تسکین داده باشند، غافل از این‌که دردی بر دردهای خود خواهند افزود. منازعات خانوادگی اعم از مشاجرات والدین یا مشاجرات بین فرزندان، اعتیاد والدین به مواد‌مخدر و مشروبات الکلی، ازدواج های مکرر، تبعیض بین فرزندان و طلاق، همگی از عوامل مهم بزهکاری نوجوانان محسوب می‌شوند. هیچ نوع عاطفه‌ای بر چنین خانواده‌هایی حکمفرما نیست و نوجوان احساس ناامنی می‌کند.

حضور نداشتن یکی از والدین
خمیرمایه مولفه‌های اصلی شخصیت متعادل یا متزلزل کودکان در کانون خانواده و در سایه تعامل مطلوب با والدین، به ویژه مادر، شکل می‌گیرد. خانواده‌ای که در آن یکی از والدین حضور نداشته باشد، احتمالا موجب ناراحتی نوجوانان آن خانواده می‌شود. زیرا اگر مادر نباشد، نوجوان از کودکی احساس کمبود کرده و عواطف ناخوشایندی در او ایجاد می‌شود که عامل مهم بزهکاری به شمار می‌رود. رابطه عمده‌ای بین طول مدت بزهکاری و کفایت نداشتن یا موفقیت والدین از مراقبت از طفل وجود ندارد. ولی طول مدت اقامت اطفال در خانواده و وجود والدین و زندگی با آنها، در روابط خانوادگی و جلوگیری از انحراف آنها کاملا موثر است. مرگ یا جدایی والدین و یا طلاق و ترک خانواده، در روحیه اطفال و احتمالا در ارتکاب بزه از ناحیه آنان موثر خواهد بود و باعث عدم انطباق اجتماعی آنان خواهد شد.

اشتغال مادر
اشتغال به کار مادر و خستگی جسمی ناشی از آن، حوصله رسیدگی به امورات طفل را از مادر خانواده سلب می‌کند. کسانی که مخالف اشتغال زن در خارج از خانه هستند، معتقدند که از یک طرف زن موجودی لطیف است و این بی‌انصافی است که مرد از زن خود توقع ۲ مسئولیت بزرگ کار در داخل و خارج از منزل را داشته باشد. اگر زن شاغل نباشد، نیروی خود را در جهت بهبود منزل به کار می‌برد و دیگر لازم نیست بیش از حد لازم، بار مسئولیت را به دوش بکشد. وابستگی نداشتن زن به سازمان‌ها و ادارات، ایجاد فراغت فکری می‌کند. همچنین وقتی همسر شخصی در خارج از منزل اشتغال نداشته باشد، خود او نیز از فشارهای اجتماعی مصون خواهد ماند و از لحاظ بهداشتی فشار کمتری به اعصاب و روانش وارد می‌آید. در نتیجه می‌تواند به خوبی از افراد خانواده نگهداری و پرستاری کند.

حضور نداشتن و رفتار نامناسب پدر
در عین حال که فرزندان خانواده به عواطف سرشار مادر احتیاج دارند، به قدرت و مدیریت پدر نیز نیازمند هستند، بنابراین در اسلام اداره و مدیریت خانواده بر عهده پدر گذارده شده است. در برخی خانواده‌ها، ممکن است پدر تنها به فکر شغل خود بوده، از انجام وظایفش در منزل شانه خالی کرده و بار سنگین اداره منزل را به دوش مادر بنهند، حال آن‌که مادر به تنهایی قادر به اداره امور خانوادگی نیست. این قبیل افراد اساسا حساسیتی نسبت به آینده فرزندان خود نشان نمی‌دهند. همچنین ممکن است پدر خانواده دارای ضعف روحی و ناتوانی در اداره امور خانواده باشد. به طوری که در نظر سایر اعضای خانواده به حساب نیاید. برخی تفریحات و اوقات فراغت خود را محدود به روابط با دوستان خود کرده و در برابر همسر و فرزندان خود احساس مسئولیت نمی‌کند. در برخی موارد مشاهده می‌شود که پدران خانواده در اعمال مدیریت خود بر خانواده از خشونت استفاده کرده و اصولا رفتاری خشن دارند. تمام این‌ها حقوقی است که از یک طرف به طور مستقیم از فرزند خانواده سلب شده و از طرف دیگر عاملی زیربنایی در شروع به اعمال خلاف توسط او است.

جدایی والدین
جدایی والدین تاثیری منفی در جامعه‌پذیری اطفال دارد. طلاق پدر و مادر موجب التهاب و تشویش فرزندان می‌شود. هنگام جدایی زن و شوهر، اغلب سرنوشت اطفال بازیچه دست آنان قرار می‌گیرد. محروم کردن طفل از دیدار پدر و مادر در روحیه او تاثیر سوء می‌گذارد که عکس‌العمل آن بعدها به صورت بد خلقی و یا افسردگی، لجبازی و تمرد از اوامر پدر، مادر و دیگران تجلی خواهد کرد. هنگام طلاق، اغلب پدران و مادران چنان تنفری از هم دارند که بدون هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای می‌خواهند از هم جدا شوند و در این میان تنها بازمانده اصلی، کودکان معصوم خواهند بود. نوجوانان در مقایسه با کودکان سازش‌پذیری بیشتری نسبت به مساله طلاق نشان می‌دهند و شاید به این دلیل باشد که در این سن، نوجوانان استقلال بیشتری پیدا کرده و ارتباط نزدیکی با والدین خود ندارند.

اعتیاد والدین
معمولا پدران معتاد برای حفظ رابطه خود با همسر و فرزندان، آنها را نیز به مصرف و توزیع مواد مخدر وا‌می‌دارند.
آنها معمولا به دلیل وابستگی شدید به مواد مخدر در قبال فرزندان خود احساس مسئولیت نداشته یا حداکثر در رتبه‌بندی خود، مسئولیت پرورش فرزندان را در اولویت بعدی نسبت به مصرف مواد مخدر قرار می‌دهند. زندانی شدن والدین بالاخص مادر به خاطر اعتیاد، علاوه بر این‌که باعث جدایی طفل از مادر می‌شود، باعث ایجاد عوارض نابهنجاری خواهد شد، مانند شیرخوارانی که ناگزیر در آغوش مادر در محیط جرم‌زای زندان پرورش می‌یابند.

دوستی و تفاهم بین والدین
از زمانی که نوزاد چشم‌ به جهان می‌گشاید، به محبت و نگهداری نیازمند است. از این‌رو اگر در مواردی، مشکلاتی در روابط پدر و مادر وجود داشته باشد، لازم است این مسایل را نزد فرزندان آشکار نکنند یا احیانا یکی در غیاب دیگری به انتقاد و بدگویی از طرف‌ مقابل نپردازد.
در روابط خانواده سعی شود با گذشت و سازش، روابط صمیمانه را روز به روز مستحکم‌تر ساخته و با انتظارات نامعقول و سختگیری، صمیمیت را به سردی و درگیری تبدیل نکنیم، چراکه در این‌صورت اولین کسی که ضربه خواهد خورد، فرزند معصوم و بی‌گناه‌ است. بدین ترتیب، باید گفت آنچه بر کودک در روزگار کودکی می‌گذرد، تاثیر زیادی بر رفتاری دارد که بعدها در جامعه از وی مشاهده می‌شود. برای همین جرم‌شناسان به بررسی محیط رشد کودک و نوجوان توجه ویژه‌ای دارند.
تاثیرات محیطی در این دوران، سازنده پایه‌های شخصیت انسان هستند برای همین است که تعلیم و تربیت کودکان از اهمیت فراوانی برخوردار است. در قانون مدنی، تربیت فرزندان وظیفه والدین است، به موجب قانون مدنی، والدین باید در حد توان خود در تربیت اطفال بکوشند.

حمایت :۲۴/۱/۱۳۹۱

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد