زنان سرپرست خانوار افزایش یافتند،
آمارهای مربوط به وضعیت خانواده در ایران، چندان جالب توجه نیست. سازمان ثبت احوال گزارش می دهد نسبت ازدواج به طلاق در میانگین کشوری به ۶ رسیده، یعنی در مقابل هر ۶ ازدواج، یک طلاق ثبت می شود، در حالی که این نسبت در استانهای شهرنشین مانند تهران ۳ به ۱ است.
اکنون، دبیرعلمی همایش ملی زنان سرپرست خانوار از رشد ۱۸ درصدی طلاق در جامعه خبر می دهد و یکی از پیامدهای نامطلوب این موضوع را “افزایش زنان سرپرست خانوار” می داند. بنا به اظهارات محمد روشن، تجردهای ناخواسته از جمله مواردی است که آمار زنان سرپرست خانوار را افزایش می دهد و در حال حاضر کشوربا جمعیت قابل توجهی تجرد ناخواسته روبهرو است.وی درباره مشکلات این زنان می گوید: “اعضای مونث جمعیت مجرد، بعد از گذر از یک سن خاص به زنان سرپرست خانوار تبدیل و برای بهرهمندی از حمایت به کمیته امداد ارجاع داده می شوند.”
چرا طلاق زیاد شده است؟
دلایل فراوانی را برای افزایش پدیده “جدایی” در خانواده ها ذکر کرده اند. بررسی های آمار سازمان ثبت احوال نشان می دهد بیشترین میزان طلاق در بین گروه های سنی زوجهایی رخ می دهد که با یکدیگر اختلاف سنی چندانی ندارند. بیشتر این زوجهای همسان، زمانی از همدیگر جدا می شوند که کمتر از یک سال از آغاز زندگی مشترک خود را سپری کرده اند. به بیان دیگر، جمعیت زوجهای دچار پدیده “جدایی” نشان می دهد بیشتر کسانی که جدا
می شوند، همسران همسن خود دارند و تازه ازدواج کرده اند. علل جدایی افراد در جامعه، به دقت مطالعه نشده، ولی جامعه شناسان می گویند مشکلات اقتصادی، الگوهای اشتباه برای زندگی مشترک و همچنین مشکلات ناشی از نارضایتی جنسی، بیشترین عامل جدایی افراد از یکدیگر است.
در همین رابطه دبیر علمی پنجمین کنگره سراسری خانواده و سلامت جنسی که آبانماه جاری در تهران برگزار شد، ضمن بیان این مطلب که علت ۳۰ تا ۴۰ درصد طلاقها، مشکلات جنسی است، می گوید: “باید توجه داشت که مسایل جنسی، یک کارکرد طبیعی میان زن و مرد است و ارضای این غریزه باید به طریقی که فرهنگ ایرانی ما تعریف کرده است اتفاق بیفتد اما بنا به دلایلی میتواند دچار نقصان شود.”
دکتر رسول روشن در این باره می افزاید: “از جمله اهداف برگزاری این کنگره، شکستن تابوی پرداختن به مسایل جنسی، ایجاد بستر برای انجام پژوهشهای کاربردی و آمادهسازی و ارایه بستههای آموزشی اخلاق جنسی است.”
وی با بیان اینکه در این بستههای آموزشی سعی خواهد شد به آموزش مسایل جنسی از کودکی تا کهنسالی پرداخته شود. عنوان می کند: “به عنوان مثال به خانواده آموزش داده میشود که چگونه به مسایل جنسی کودک پاسخ بدهند. در واقع یک بخش از این بستههای آموزشی مربوط به خانوادهها و بخش دیگر مربوط به متخصصان این حوزه و مسئولان است.”
کودکان، دلیل برخی طلاقها
رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد معتقد است: “برخی باورها درباره مسایل تربیتی کودکان یا مسایل جسمی و فیزیولوژیک میتوانند بر هم زننده این کار کرد باشند و بر هم خوردن این کار کرد باعث بروز مشکلاتی چون بهانهجویی، اضطراب، افسردگی و نزاع میشود. در عین حال، ادامه یافتن این درگیری و نزاعها منجر به بروز طلاق عاطفی و در نهایت طلاق حقوقی خواهد شد و همانطور که میبینیم درصد بالایی از طلاقها به همین مسایل جنسی برمیگردند.”دکتر روشن درباره ارتباط بیماریهای روانی و بروز اختلالهای جنسی نیز توضیح می دهد: “بیماریهای روانی میتوانند در بروز این اختلالها مؤثر باشند؛ به عنوان مثال یکی از ملاکهای تشخیص ما برای افسردگی، کاهش میل جنسی است. البته این رابطه دوجانبه است و گاهی فشار و استرس هم میتواند موجب سرکوبی این غریزه شود.”این روانشناس به زوجهای جوان توصیه می دهد: “البته پرداختن به مقوله آمادگی روانی برای باردار شدن، مسئلهای است که باید مورد توجه قرار بگیرد و همواره توصیه میکنیم که یک زن برای
فرزنددار شدن باید فاقد بیماریهایی چون اضطراب و افسردگی باشد.”
۵ کلینیک سلامت برای ۱۲ میلیون جمعیت
شیوع فزاینده طلاق در تهران، امری غیر قابل کتمان است. آمارهای ثبت احوال نشان می دهد در مناطق شمالی تهران و شهرستان شمیرانات به ازای هر ۷/۱ ثبت واقعه ازدواج، یک طلاق به صورت رسمی به ثبت می رسد. ولی در کنار این آمار فزاینده، وزارت بهداشت به عنوان متولی سلامت جامعه و خانواده ها، توان بسیار اندکی را به کار گرفته است. مسئولان این وزارتخانه می گویند در تهران، تنها ۵ درمانگاه سلامت خانواده وجود دارد. مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت با بیان این موضوع تاکید می کند: “این تعداد کلینیک سلامت خانواده در تهران، پاسخگوی نیاز جامعه نیست.”دکتر عباسعلی ناصحی با بیان اینکه مسایل روانی مانند شیزوفرنی و اسکیزوفرنی ممکن است باعث کمکاری و پرکاری روابط جنسی شود، معتقد است: “مسئله سلامت جنسی جزو مسایل مهم سلامت خانواده است و خیلی از افراد در خانوادهها در این خصوص مشکل دارند که به اختلالها و مشکلات جنسی، افسردگی، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و عوارض خانوادگی شدید منجر میشود. به عبارتی، زمانی که رابطه جنسی تنظیم شده نباشد در قالب بهانهجوییها و اختلافهای میان زوجها خود را نشان میدهد و در بسیاری از مواقع طلاق عاطفی یا حقوقی آنها را در پی دارد.”
مشکلات اقتصادی، روی دیگر طلاق
رییس جامعه مددکاران ایران معتقد است باید به موضوع مشکلات اقتصادی، به عنوان عامل اصلی طلاق در جامعه، توجه شود. به گفته دکتر مصطفی اقلیما نقش تورم و گرانی اجناس و هزینه زندگی در وضعیت طلاق نادیده گرفته میشود. این استاد دانشگاه تاکید می کند: “در این شرایط که قیمت اجناس و هزینههای مسکن و زندگی روزبهروز افزایش مییابد، افراد فقیرتر شده و دیگر کسی حاضر نیست ازدواج کند چرا که از زیر بار چنین مسئولیت سنگینی رفتن میترسد و نمیداند آیا میتواند از پس هزینههای امرار معاش یک خانواده برآید یا نه. از این رو، فقط نمیتوان به جوانها توصیه کرد که بروید ازدواج کنید و این سنت را انجام بدهید بلکه باید به شرایط اقتصادی آنها و جامعه نیز توجه کرد که آیا اصلا با این درآمدها و با این مخارج میتوانند چنین کاری را بکنند یا نه، آن هم در شرایطی که عدهای بیکار هستند و حتی کار ندارند چه برسد به این که درآمد خوبی داشته باشند یا خیر.”وی با بیان این که دولتها موظف به تولید کار هستند و اگر تولید کار صورت بگیرد بسیاری از این مشکلات حل خواهد شد، می افزاید: “با تولید کار و کاهش فقر، بسیاری از آسیبهای اجتماعی که امروزه آسیبشناسان را نگران کرده است حل خواهد شد. در کنار تولید کار، باید روی هزینههای زندگی نیز کار شود که کاهش پیدا کنند. هنگامی که ۵۰ درصد درآمد یک فرد فقط برای مسکن او هزینه میشود، این فرد برای تامین مایحتاج زندگی مجبور می شود به شغل دوم و گاهی سوم روی آورده و با روح و جانی خسته به خانه بازگردد که احتمال کاهش آستانه تحمل و بروز هرگونه آسیب و پرخاشگری و دیگرآزاری را در او بالا میبرد. از آنجا که میزان درآمدها کفاف زندگی را نمیدهد، اشخاص باید با توانی دوچندان به کار بپردازند و تمام انرژی خود را برای کار بگذارند و در این میان، جای کمی برای احساس و منطق باقی میماند و با پایین آمدن منطق، ممکن است دست افراد در خانه و جامعه روی افراد دیگر بالا برود.”
تحصیلات بالاتر، جدایی بیشتر
یک استاد دانشگاه شهید بهشتی نیز معتقد است تحصیلات بالاتر، باعث جدایی بیشتر افراد از یکدیگر و بروز پدیده تجرد در جامعه می شود. به گفته دکتر محمد روشن، وضعیت تحصیلی دختران و پسران ازجمله مواردی است که منجر به تجردهای ناخواسته می شود. این پژوهشگر تاکید می کند: “اکنون وضعیت تحصیلی دختران در مقاطع کارشناسی از متوسط پسران بالاتر است که همین امر باعث می شود تا دخترانی که دارای تحصیلات عالیه هستند تمایلی نسبت به ازدواج با پسرانی که از سطح تحصیلی پایینتری برخوردارند، نداشته باشند و این امر باید آموزش داده شود که گرچه تحصیلات عالیه امری مطلوب محسوب می شود اما نباید تنها ملاک برای گزینش همسران باشد.”
حمایت :۲۸/۸/۱۳۹۰
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی