قربانیان زن ، در خشونت موثرند

بمناسبت روز بین المللی از بین رفتن خشونت علیه زنان( ۲۵ نوامبر برابر با ۴ آذر) ، روزنامه حمایت با دعوت از دو نفر از صاحبنظران و فعالان عرصه اجتماعی و حقوق، میزگردی درباره خشونتهای خانوادگی برگزار کرد.

در این نشست، آقای دکتر مجید ابهری، جامعه شناس و متخصص رفتارشناسی به همراه مینا جعفری، وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس ارشد حقوق به ارائه نظرات خود پرداختند. در این نشست، پیام اخیر بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل به مناسب این روز نیز قرائت شد که گفته است: خشونت علیه زنان و دختران انواع گوناگون دارد. این خشونتها شامل تجاوز جنسی، خشونت خانوادگی، آزار و اذیت در محل کار، سوءرفتار در مدرسه، و خشونت جنسی در درگیریهای مسلحانه است.گسترش چنین خشونتهایی چه در کشورهای در حال توسعه چه توسعه یافته ضربه ای بر همه ما است. خشونت یکی از موانع مهم در دستیابی به برابری کامل زنان است. در این نشست، علاوه بر دلایل بروز خشونتهای خانگی در خانواده ها، نقش قربانیان در خشونتها نیز بررسی شد. جعفری عقیده داشت: “در شرایط فعلی برخی از قوانین، باعث بروز خشونت می شود. برای همین، فقه پویای شیعه باید برای تصویب قوانین پیشگیرانه در خصوص کاهش خشونتها در جامعه، فکری کند.” وی به موادی از قانون مجازات اسلامی درباره تنبیه کودکان توسط والدین و عدم مجازات قصاص درباره قتل کودکان اشاره کرد و گفت: “در رفتارهای زنانی که به دلیل خشونت های خانگی، به قانون پناه برده اند، به خوبی می توان دید همسرانشان انواع خشونتهایی را درباره آنها اعمال کرده اند که مجازاتی برایشان پیش بینی نشده، مسایلی مانند خشونتهای کلامی و رفتارهای خلاف شئون خانوادگی.”ابهری نیز در این نشست، با اشاره به آمار خشونتهای خانگی و سهم زیادی که این قبیل خشونتها در کل خشونتها در سطح جامعه دارد، گفت: “قربانیان، در اکثر مواقع، عامل تحریک فرد پرخاشگر هستند. در بین زنان، موارد زیادی مشاهده می شود که می گویند اگر همسرشان نسبت به آنها خشونت به خرج می دهد، یعنی دوستشان دارد و به آنها توجه می کند.” مشروح این نشست را در ادامه می خوانید:
رفتار خشن و خشونت چیست و خشونتهای خانوادگی در این بین چه نقشی دارد؟
ابهری: خشونت یعنی رفتار ناهنجار بر اساس احساس خشمی که بر یک نفر صادر می شود و نتیجه زیان مالی، جانی یا عاطفی برای قربانی است. خشونتها وقتی رنگ و بوی خانوادگی می گیرند بیشتر قابل توجه می شوند. خشونتهای عاطفی، فیزیکی، کلامی و درگیری حقوقی که بین زن و شوهرها پیش می آید نمونه هایی از خشونت خانوادگی است.
از لحاظ آسیب شناسی، خشونتهای خانوادگی را بیشتر در قالب خشونتهای کلامی و یا در گروه خشونتهای عاطفی قرار می دهیم. شوهری وقتی به خانمش کم توجهی یا هتاکی می کند، یا از نظر مادی و مخارج او را در فشار قرار می دهد، خشونت ورزیده است، ولی از لحاظ جامعه، زمانی خشونت در خانواده عیان می شود که قتلهای خانوادگی اتفاق می افتد.

به قتلهای خانوادگی اشاره کردید، وضعیت این قتلها در جامعه چگونه است؟
ابهری: آمار می گوید ۲۴ تا ۳۰ درصد قتلها، خانوادگی است و در این گروه ها تقسیم بندی می شود. قتل زن به دست شوهر، شوهر به دست زن، فرزندان به دست والدین، والدین به دست بچه ها. بررسی ها نشان داده ۸۰ درصد قتلهای خانوادگی بدون برنامه ریزی قبلی است. تنها ۲۰ درصد برنامه ریزی
شده اند و ۱۵ درصد زنان به دست مردان و ۵ درصد شوهران به دست زنان است. اعتیاد، بدرفتاری و همینطور خیانتهای عاطفی علل قتل مردان به دست زنان است. در اکثریت قتلهای مردان به دست زنان، پای شخص ثالثی در میان است که یا رقیب عشقی است، یا مزدوری است که پول گرفته که شوهر را از سر راه بردارد.
نوعا قتل فرزندان به دست والدین، در جامعه بیشتر از گذشته شده، در دو ماه اخیر درباره قتل بچه ها، ۱۲ مورد خانوادگی داشته ایم، اکثر اینها همه دارای اعتیاد والدین به روانگردانها، دلیل بودند،۲ مورد به دلیل افسردگی بعد از زایمان، یکی هم به دلیل فقر بوده است. بقیه والدین قاتل اعتیاد یا ناهنجاریهای رفتاری
داشته اند. به طور کلی، خشونتهای خانگی، آثار اولیه خود را روی بچه ها و زن و شوهر و اطرافیان نشان می دهد. آغاز این خشونتها نیز از عدم تفاهم رفتاری است.

آمار اورژانس اجتماعی نیز وضعیت قرمز درباره خشونت را نشان
می دهد. چرا سالانه نزدیک به ۲۰ هزار تلفن درباره همسر و کودک آزاری به بهزیستی زده می شود؟
ابهری: آمار خیلی بیشتر است، اینها کسانی هستند که توانسته اند تلفن بزنند، فقر، اعتیاد، مشکلات مالی، در ۷۰ درصد موارد، عدم تفاهم جنسی بین زن و شوهرها عامل این مسایل است. در پژوهشهای دانشگاهی ما، ازدواجهای نامناسب، نسنجیده، تلفنی و ازدواج بر اساس معیارهای ظاهری و مادی، باعث بروز خشونتها و طلاقها بوده، ۹۰ درصد ازدواجهای نسنجیده در سال اول، منجر به طلاق شده است، تنشهای عصبی، ناشی از اعتیاد، بی کاری، تورم، فشارهای عصبی و روحی نیز تاثیرگذار است، مسئله اصلی دیگر، عدم تفاهم جنسی هم هست. بالا رفتن سطح عمومی خشونت در جامعه، الگوهای رفتاری اشتباه مانند فیلمهای ماهواره ای که عشقهای مثلثی و کشت و کشتار را تبلیغ می کنند، به همراه سریالهایی که کیان خانواده و ریشه و مبانی اخلاق خانوادگی را نشانه گرفته باعث این مسایل شده است.

از لحاظ حقوقی، چرا وضعیت خشونت در خانواده ها به این سطح رسیده است؟
جعفری: باید گفت علاوه بر قتل و کتک کاری، موارد خشونت آشکار دیگری مانند اسیدپاشی را در جامعه داریم که خیلی بیشتر شده، در این خشونت، مسئله عاطفی بین یک زن و مرد همیشه مطرح است. حالا اینها ممکن است اصلا پیوند خانوادگی هم نداشته باشند. مواردی مانند فشارهای مالی، اعمال محدودیت برای زنان و دختران و فشارهای اقتصادی باعث ایجاد خشونت می شود، آستانه تحمل خانواده ها پایین می آید و باعث درگیری و خشونت اعضای خانواده می شود. مسئله مهمی که وجود دارد “قانون” است. قانون در یک جامعه، فرهنگساز است، به نظر می رسد برخی قوانین ما زمینه ایجاد خشونت را دارد و آن را ترویج می کند، قانون مجازات اسلامی با تصویب عدم مجازات برای قتل در فراش، خشونت در مورد کودکان به عنوان تنبیه، زمینه ساز خشونت شده است.

چطور می گویید تنبیه کودک در خانواده، زمینه ساز خشونت است؟ این را که قانون تجویز نکرده، عرف و فرهنگ مردم باعث این موارد
می شود؟
جعفری: قانون گفته تنبیه کودک بر اساس بافت فرهنگی و عرف، ایرادی ندارد. یعنی به عهده عرف گذاشته مجازات کودک چقدر باشد. باید پذیرفت آدمهای مختلف، در جاهای مختلف، حضور دارند، عرف در مناطق فرق دارد. بالای شهر با پایین شهر متفاوت است. ولی همه جا مردان وقتی عصبانی می شوند، اعضای خانواده ها را شکلهای مختلف تنبیه می کنند. قانون در اینجا، بستری را فراهم می کند که خشونت ترویج پیدا کند. مسئله قانونی خیلی مهم است، قانون باید پیشگیرانه باشد، حمایتی باشد تا از موارد خشونت، بکاهد نه این که آن را افزایش دهد.

چطور قانون می تواند از خشونت در خانواده بکاهد؟ قانون مجازات اسلامی مواد فراوانی درباره ضرب و جرح، دارد؟
جعفری: ببینید، قانون خاصی برای مقابله با خشونت خانوادگی در ایران نداریم. خانه های امن برای زنان کتک خورده و خشونت دیده نداریم، چون قانونی در
این باره نداریم. برعکس، جاهایی در قانون، ترویج خشونت داریم، جایی که برای پدر قاتل امتیاز در نظر گرفته شده، که قصاص نشود. در برخی از قتل ها
داشته ایم مردی دخترش را می کشد، قانون دست پدر خشونت را باز گذاشته که فقط زندان شود و بعد از مدتی بیرون بیاید. قانون باید چند پله از افکار عمومی خانواده ها جلوتر باشد، در برخی از موارد مانند پرونده های قتل، اسیدپاشی و ضرب و شتم اعضای خانواده، مرد را دیده ایم که می گوید می زنم و دیه می دهم.

ولی قوانین در مجلس بر اساس شرع، تصویب می شوند؟
جعفری: افتخار ما در فقه شیعه، پویابودن آن است، بر اساس قانون اساسی، ما نهادهای قانونگذاری مانند مجلس شورای اسلامی داریم این نهادها باید بروند و فتاوی جدید را از فقهای عظام بگیرند تا قوانین اصلاح شود. درباره قوانینی مثل دیه و ارث، مجمع تشخیص مصلحت نظرات به روز فقها را دریافت کرد و این قوانین را تغییر داد. نهادهای قانونی می توانند استفتا کنند، ما فقه پویا داریم و باید در این ظرفیتها از آنها استفاده کنند. شیعه، نشان دهنده افتخار اسلام است، چون پویاست و نسبت به قوانین،
می تواند به روز باشد. درباره قوانین “ارث” می گفتند تنها مبحثی است که نمی توان در آن تغییری ایجاد کرد، ولی دیدیم که فقه پویا، مشکلات را حل کرد.
ابهری: تمام خشونتهای خانگی مانند تنبیه فرزند، قتل فرزندان به دست والدین، حوزه های علمیه با توجه به صبغه پژوهشی می توانند از بحث فتوا که فرآیند نجات بخش جامعه بشری است، استفاده کنند. یکی از اهرمهای نجات جامعه بشری، فرآیند فتواست. باید از آن استفاده شود.

اکنون این روند به نظر شما مثبت است؟
جعفری: ببینید، جامعه رو به جلو می رود، مدیریت جامعه را باید به دست گرفت. جامعه به عقب برنمی گردد. جامعه حرکت می کند. در زمینه خشونتهای خانگی قوانین مترقی نداریم. وقتی قانون خاصی به طور خاص برای خشونت خانگی داشته باشیم، قانون جدیدی در ذهن افراد بحث خاصی را باز می کند که دیگر جرات نمی کنند به این سادگی دست به خشونت خانوادگی بگذارند.

چقدر مسایل آموزشی خانواده در این موضوع موثرند؟
جعفری: تاثیر بسیار زیادی دارد. تجربه من به عنوان وکیل دادگستری بارها نشان داده خانمی می آید پرونده تقاضای طلاق دارد. شوهر او را تهدید کرده و یا زده، خانم می گوید به خاطر زندگی سکوت
می کنم و رضایت می دهم تا آدم شود. به او می گوییم این مرد برای دومین بار هم او را خواهد زد. این آدم باید درمان شود، چون بیمار است. من به عنوان یک وکیل
نمی توانم برای موکلانم یا طرفهای آنها تکلیف تعیین کنم، سربسته به موکلان خود می گویم شوهرتان باید به روانشناس و مشاور مراجعه کند.

در قانون برای ضرب و جرح و یا توهین و فحاشی، مجازات تعیین شده، چرا می گویید قانون درباره این موضوع در خانواده ساکت است؟
جعفری: به طور خاص درباره خشونتهای خانگی پرونده تشکیل
نمی شود، قانون و دادگاه ها پرونده را بر اساس قانون ضرب و جرح رسیدگی
می کنند، فحاشی و خشونت کلامی در خانواده ها بر اساس قوانین توهین و افترا است. برای همین، به خانمهایی که مورد خشونت قرار گرفته، می گویند چون فحش شنیدید یا کتک خوردید، دلیل نمی شود که طلاق بگیرید. اینجاست که به آنها توصیه می کنم کوتاه نیایند. خانمها در برخی از موارد با نوع صحبت و تحلیل اشتباهی که از مشکلات خودشان در خانواده دارند بیشتر خود را در اختیار خشونت ورزان قرار می دهند.

از لحاظ جامعه شناسی چطور
می توان پیشگیری کرد؟
ابهری: پیشگیری در جامعه ما، جایگاه خود را پیدا نکرده، عادت کرده ایم بعد از وقوع خشونت و جرم، پیشگیری کنیم. این را نیز باید گفت در ممالک اروپایی و آمریکایی نیز خشونت خانوادگی داریم. این طور نیست که در کشور ما فقط کتک خوردن زنان مطرح باشد، زنان در آمریکا، قربانیان مستقیم خشونتهای جنسی و خانوادگی هستند. ۲۵ درصد از آنها بیش از یک بار مورد خشونت قرار گرفته اند. در ایران نیز این آمار بالاست. از هر ۲۰ زن ایرانی، یکی مورد خشونت قرار گرفته، چرا بیشتر زنان، اهداف بزه هستند؟ به دلیل فرهنگ ایرانی ما، زنان احقاق حق و حرکت بر علیه شوهر را یک گناه نابخشودنی اخلاقی
می دانند. کتک در قالب کتمان در خانواده می ماند، تنها در یک صورت است که زن به دادگاه می رود و خشونت علنی می شود. یا زن، مدافع داشته و یا کارد به استخوانشان برسد. البته در نسل جدید وضعیت متفاوت است. به هر حال فقط فرهنگ اکثر
خانواده ها اینطور است. از لحاظ علت شناسی، کسی که تحمل ظلم می کند به اندازه ظالم مقصر است. چرا که بستر سازی می کند تا خشونت بیشتر شود. در پیشگیری ما باید کاری کنیم آستانه تحمل خانواده ها بالا برود. در بسیاری از موارد، زنان کتک خوردن و خشونت را دلیلی بر دوام زندگی زناشویی می دانند. زنی بیمار من است می گوید ۱۱ سال است کتک نخورده ام و این، یعنی شوهرم من را دوست ندارد.

ولی اینجا نیز درخواست کمک در دعواهای خانوادگی از اورژانس اجتماعی و در شکل سنتی،
همسایه ها و آشنایان، زیاد است؟
جعفری: بگذارید مقایسه ای داشته باشیم. وقتی می گوییم در جامعه آمریکا ۲۵ درصد زنان قربانی خشونت هستند به این علت است که گزارش دهی در آنجا خوب و مناسب است، اینجا نمونه نداریم، آنجا خدمات اجتماعی و گزارش خیلی عالی و به دقت ثبت می شود. ولی در ایران، شماره ۱۲۳ اورژانس اجتماعی چقدر می تواند پاسخگو باشد؟ آیا این افراد ضابط قضایی هستند؟ در ایران، زنها اعتماد به نفس ندارند، اینطور تربیت شده اند. حمایت مالی ندارند. بسیاری از زنان که به عنوان موکل به من مراجعه می کنند می گویند اگر به لحاظ اقتصادی امکان استقلال داشتم، جدا می شدم یا شکایت می کردم. به همین خاطر است که طلاقهای عاطفی در خانواده ها غوغا می کند.

نظر شما در این باره چیست؟
ابهری: طلاق فیزیکی خیلی بهتر از طلاق عاطفی است، در طلاق عاطفی، زن و شوهر زیر یک سقف هستند، ولی کاملا جدا از یکدیگر زندگی می کنند. متاسفانه نگاه اشتباه جامعه به پدیده طلاق، باعث شده طلاقهای عاطفی زیاد شود. زنان بیوه ای هستند که حاضرند طلاقشان در شناسنامه ثبت نشود که لقب بخورد. کسانی هم هستند که می خواهند ازدواج کنند و طلاق بگیرند تا مهر بیوه در شناسنامه شان بخورد و آزادتر به کارهای ناپسندشان برسند. ما یک میلیون و ۶۵۰ هزار خانواده زن سرپرست داریم که سالی ۶۰ هزار خانوار به آنها اضافه می شود. متاسفانه جامعه، هنوز جایگاه زنان پاکدامن بیوه را قبول نکرده، زنان بیوه به همین دلیل نمی توانند وارد بازار کار شوند. مجبورند برای حمایت مالی و عاطفی تن به ازدواج دوم بدهد که اغلب ازدواج نامناسبی است.

میزگرد «حمایت» به مناسب روز بین المللی از بین رفتن خشونت علیه زنان:۵/۹/۱۳۹۰

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد