اطفال و نوجوانان از سرمایههای ارزشمند هر جامعهای محسوب میشوند. تلاش در جهت تربیت درست و به جای این معصومان دغدغه اصلی تمامی جوامع است. مسئله مهم شناسایی شخصیت کودکان و توانایی آنها است.
کوتاهی در زمینه جامعهپذیر کردن این گروه از مردم جامعه خسارات بسیار سهمگینی را در آینده به کشورها تحمیل خواهد کرد. مهمترین خسارت در این زمینه میتواند به صورت بزهکاری و ارتکاب جرم توسط اطفال جلوه کند. بر این اساس تمامی جوامع با هراس از بزهکاری آینده کودکان و نوجوانان به فکر چارهجویی در این زمینه هستند.
با توجه به شخصیت ویژه و پیچیده اطفال، پرداختن به مسایل کودکان و نوجوانان امری بسیار حساس و تخصصی است. بنابراین ریشهکن کردن بزهکاری آینده کودکان و نوجوان نیازمند همکاری همه افراد متخصص به خصوص روانشناسان و جرمشناسان و نهادهای عدالت کیفری است. برای شناخت هر چه بهتر ریشه بزهکاری و حقوق کودکان در قبال آن به سراغ دکتر محمود مهدوی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران رفتیم تا این موضوع را بیشتر بررسی کنیم.
در مورد اهمیت توجه به اطفال و نوجوانان توضیح دهید.
به نظر من در جامعه ما هر موضوعی که متوجه اطفال باشد، باید بدانیم که نتایج آن در درازمدت به کل جامعه بازمیگردد. یعنی گفته شده که اگر میخواهی محصول یک ساله برداشت کنی، گندم بکار. اگر میخواهی محصول ۱۰۰ساله برداشت کنی، درخت بکار و اگر میخواهی تا ابد محصول داشته باشی، انسان تربیت کن. لذا وقتی انسان متوجه کودکان میشود و میداند که تلاشی برای حمایت از کودکان و بهبود وضع آنها صورت میگیرد، این مسئله آیندهنگری و دقت آن فرد را نشان میدهد. در روزگار فعلی یکی از مهمترین مباحثی که هر جامعهای با آن مواجه است، طبیعتا بحث بزهکاری و ارتکاب جرم است.
به طور کلی وظایف دولت در این زمینه چیست؟
به این دلیل که بزهکاری و ارتکاب جرم از یک طرف نظم اجتماعی را مختل میکند و امنیت که لازمه زندگی اجتماعی است را بر هم میزند و از طرف دیگر اساسا فلسفه وجودی زندگی اجتماعی را زیر سوال میبرد، بر این اساس دولت به عنوان کنترلکننده و حاکم هر جامعه یکی از مهمترین رسالتهایش را برخورد با جرم میداند. از یک طرف رسالت دولت به عنوان قوای عمومی جامعه برخورد با جرم و مجرمین است. از سوی دیگر شخصی که دست به ارتکاب جرم میزند، یکی از افراد جامعه است که از مسیر زندگی مثبت خارج شده و در حقیقت منحرف شده است و ما باید نسبت به تکتک اعضای جامعه حساس باشیم و هر کمکی که از دست ما بر میآید، برای نجات وی انجام دهیم. به این ترتیب پرداختن به مسئله بزهکاری و مجرمیت از این جهت که هم از جنبه اجتماعی و رعایت حقوق دیگران و هم از جهت فردی که منجر به نجات فرد میشود، کاملا واجد اهمیت است. واقعا شاید یکی از مهمترین بخشهای سرمایهگذاری جوامع در روزگار فعلی بحث مقابله با بزهکاری و پیشگیری از جرم و سرمایهگذاری سنگینی در این جهت است که بتوان سعادت فرد و هم جامعه را تامین کرد.
طبق گفتههای جنابعالی سرمایهگذاری در بخش بزهکاری واجد اهمیت است. تفاوت سرمایهگذاری در پیشگیری بزهکاری اطفال و بزرگسالان چیست؟
در این بین کسانی که فکر سنجیدهتری میکنند، به این موضوع واقف هستند که سراغ مجرمین بزرگسال رفتن و اقدامات پیشگیرانه برای آنها و مقابله با آنها بخشی از توان جامعه را مصروف خواهد کرد. در این میان باید توجه داشت که کسی که شخصیت او شکل گرفته است و به نوعی این انحراف در وجود او تثبیت شده باشد، دیگر سرمایهگذاری جامعه برای نجات یا پیشگیری از بزهکاری او یقینا آن ثمرهای را نخواهد داشت که به دنبال جلوگیری از منحرف شدن کودکان باشیم. سرمایه گذاری بر روی کودکانی که نسل آینده جامعه را تشکیل میدهند و سرمایهگذاری بر آنها یک نتیجه طولانی مدت مثلا شصت یا هفتاد ساله را در پی خواهد داشت. از این جهت توجه به مسئله بزهکاری اطفال بسیار اهمیت دارد.
اصلاح و بازسازگاری اجتماعی اطفال و به طور کلی توجه به این قشر از افراد جامعه چه نتایجی در پی خواهد داشت؟
کودکان در بین گروههای مختلفی که جوامع برای پیشگیری از بزهکاری روی آن کار میکنند، از مهمترین اقشار جامعه هستند. شما وقتی یک کودک را اصلاح کردید، اولا آینده جامعه را ایمن کردهاید و ثانیا امیدتان به سالم بودن نسل بعد هم افزایش پیدا میکند، زیرا اینها پدران و مادران آینده جامعه هستند و از این لحاظ جوامع به صرافت میافتند که روی این گروه جامعه به طور دقیق کار کنند. سازمان ملل متحد در رهنمودهایی که برای پیشگیری از جرم ارایه کرده، اعلام داشته که محور پیشگیری از جرم، توجه به دوران کودکی است. این موضوع را هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان تاکید میکند. به این ترتیب عاقلانه و منطقی است که جوامع برای پیشگیری از جرم و مقابله با بزهکاری به سراغ کودکان و نوجوانان بروند. یکی از دلایل دیگر توجه به دوران کودکی، خود اهمیت دوران کودکی است. ممکن است گفته شود که در سنین مختلف چندین طبقه از مجرمین را داریم. چرا مهمتر است که به کودکان توجه کنیم؟ به نظر میرسد که یکی از دلایل مهم این رویکرد آن است که کودکی دوران شکلگیری شخصیت افراد است. بنابراین وقتی کودک به سمت انحراف رفت، شما یک شخصیت نابهنجار ضداجتماعی در آینده خواهید داشت. پس اعتقاد بر این است که اگر در روح کودک آثار انحراف ایجاد شد و به تعبیری گفته میشود که اگر چیزی در روح بچه ایجاد شد، مثل نقشی است که بر سنگ ایجاد میشود (العلم فیالصغر، کالنقش فیالحجر). از طرف دیگر همانطور که در این دوران شخصیت کودک شکل میگیرد، امکان اصلاح در این دوران کودکی به مراتب بیشتر و مهیاتر است. بنابراین بسیار منطقی است که ما به سراغ دوران کودکی برویم. در این دوران هم خطر انحراف بسیار زیاد است و هم امکان اصلاح بسیار بالا است.
در باره مسایل اطفال و نوجوانان و خواستهای این قشر باید به چه نکاتی توجه شود؟
کودکان نیاز به کمک دارند. یعنی تمام وجود کودک نیاز است. وقتی ما میبینیم در بین اقشار مختلف قرار است به یک گروه کمک کنیم، به سراغ نیازمندترین آنها برویم. کودکان در تمامی ابعاد جسمی و فکری نیازمند کمک هستند. این جنبه دوم توجه به بزهکاری اطفال است. جنبه دیگر توجه به بزهکاری اطفال این است که جامعه مکلف به تامین حقوق اساسی اطفال است و پیشگیری از انحراف اینها یکی از مهمترین حقوق این افراد است. ما میگوییم نرده کشییدن روی دیوارها حق هیچ مجرمی نیست. نمیتوان گفت مجرمین حق دارند برای این که مرتکب جرم نشوند، روی دیوار خود نرده بکشید یا از ماشین خود مراقبت کنید. اما تمامی اقداماتی که برای پیشگیری از بزهکاری اطفال صورت میگیرد، حق کودکان است و ما در قبال آن تکلیف داریم. این حقوق مستند به مواد قانونی داخلی و مقررات و عهدنامههای بینالمللی از جمله کنوانسیون حقوق کودک و مقررات ارشادی سازمانهای بینالمللی نظیر سازمان ملل متحد است که ایران به آنها ملحق شده است. ما بررسی میکنیم که دلایلی ممکن است کودکان را به سمت ارتکاب جرم سوق دهد. وقتی اینها را بررسی میکنیم، می بینیم که به عنوان مثال ده عامل یا زمینه وجود دارد که اگر این عوامل تامین نشوند، زمینهساز بزهکاری آنها خواهد شد. با بررسی این موارد میبینیم که اینها از حقوق مسلم کودکان است. ما وقتی به سمت اطفال برویم و به آنها کمک کنیم و از بزهکاری آنها جلوگیری کنیم، به این معنا نیست که به آنها لطفی کردهایم، بلکه تکلیف خودمان را انجام دادهایم. جامعه در قبال اطفال مکلف است تا آنها را از شرایط خطر نجات دهد.
مواضع عهدنامههای بینالمللی در مورد حمایتهای مورد اشاره شما از کودکان چگونه است؟
کشورهای قاره آمریکا کنوانسیونی تحت عنوان کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر دارند که کشورهای قاره آمریکا عضو آنها هستند. البته ظاهرا خود امریکا عضو این کنوانسیون نیست. دیوان کیفری آنها در مورد مسوولیت دولتها رایی صادر کرده که مسوولیت دولتها را در صورت وجود دو شرط بزهکاری و منحرف شدن اطفال را احراز میکند. یکی اینکه دولتی که شرایط لازم را برای زندگی و رشد سالم برای کودکان فراهم نکرده باشد، از نظر دیوان حقوق بشر آنها محکوم و مقصر است. دوم اینکه اگر شرایط سالم برای کودکان وجود نداشته و در واقع در معرض خطر هستند و در عین حال دولت هیچ کاری برای نجات آنها صورت ندهد، بر این مبنا نیز میگویند تقصیر دولت مسلم است.
برآوردن حقیقت کودکان چه تاثیری بر پیشگیری از بزهکاری آنان دارد؟
به نظر میرسد که حدود ۱۰-۱۵ حق مسلم برای کودکان وجود دارد. از اولین حقوق که شاید به دوران جنینی بر میگردد، عبارت است تامین شرایط تغذیهای و روحی و روانی برای مادران باردار است. علاوه بر این تامین امکانات بهداشتی و رفاهی برای خانواده، داشتن خانواده سالم و مطلوب و تامین امکانات سرگرمی، تفریحی و آموزشی و پرورشی، حق حیات، حق تابعیت، حق جامعهپذیرشدن مثبت برای اطفال از جمله حقوقی است که از جمیع مقررات و کنوانسیون های بین المللی قابل استنباط است. لذا از ابتدایی ترین و اولین حقوق کودک، دارا بودن خانواده است. این مسئله مورد تاکید مسلم کنوانسیون حقوق کودک و قواعد پیشگیرانه سازمان ملل متحد است. این کنوانسیونها تاکید دارند بر این که کودک باید در درون خانواده و محیط گرم و صمیمی این نهاد رشد کند. شما فرض کنید که اگر همین حق با جدیت و به طور کامل برای تمامی کودکان تامین شود، چند درصد از کودکان از بزهکاری نجات پیدا میکنند. طبق آماری که از کشور آمریکا طبق تحقیقاتم در این زمینه به دست آوردم باید اشاره کنم که طبق آن، حدود ۷۰ درصد از کودکانی که در دوران کودکی مورد آزار قرار گرفتهاند، در مقابل حدود ۵۳ درصد در دوران نوجوانی بزهکار شدند. لذا برخورداری اطفال و نوجوانان از نهاد مهم خانواده منجر به ریشهکن شدن بسیاری از انواع بزهکاری اطفال خواهد بود.
حمایت : ۲۹/۶/۱۳۹۰
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی