جایگزین کردن حبس با مجازاتی کارآمدتر نهتنها در کشور ما بلکه در همه کشورهای جهان به عنوان رویکردی در نظامهای قضایی مطرح است. حال که کشور ما به این رویکرد به عنوان رویکردی جدی در سیاستهای کیفری مینگرد، استفاده از تجربه های دیگر کشورها مفید به نظر می رسد.
در ادامه در گفتوگو با کارشناسان به بررسی تجربه های دیگر کشورها در این خصوص میپردازیم.
تحولات اندیشههای زندانزدایی
یک مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه بحث جایگزین کردن زندان با مجازاتهای کارآمدتر از نیمه قرن نوزدهم میلادی آغاز شده است گفت: دوره اصلاح که از اوایل دوره ۱۸۴۱ میلادی پدید آمد تا انتها با تحولاتی همراه بود. دکتر حسن قاسمی در گفت و گو با «حمایت» خاطرنشان میکند: در دهههای ۱۹۳۰ اندیشمندان با کمک گرفتن از دریافتهای روان شناختی و روان کاوی به دنبال درمان بودند. در این دوره بیشتر از بحثهای روان کاوی و روان درمانی و از اینگونه مسایل روان شناسی استفاده میشد و آهسته آهسته حرکت به سمتی پیش رفت که جایگزینهای زندان از این به بعد فقط و فقط جایگزین زندان نبودند به تعبیر دیگر هدف از بکارگیری جایگزینهای زندان از هدفی مثل کاهش جمعیت زندانها فراتر رفت، یک گام جلوتر رفت از این به بعد این مجازاتها، مجازاتهای فردی و تبعی نیستند بلکه در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ م در ایالات متحده شما متوجه این مطلب میشوید که مبنای فکری و مبنای عقیدتی پشت این مجازاتها ایجاد میشود. هدفی مثل بازپروری و پس از آن در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی شما میبینید که هدفی مثل اجتماعی کردن یک مبنای فلسفی و یک هدف مستقل در مجازاتهای اجتماعی شکل میگیرد.
استقلال مجازات های اجتماعی
این کارشناس حقوق جزا و جرمشناسی خاطرنشان میکند: تغییر و تحولاتی را که در مورد پیدایش این نوع مجازاتهای جایگزین ایجاد شد ، میتوانیم به این شکل خلاصه بکنیم که در ابتدا با انگیزه اصلاح و کمک کردن به محرومان این مجازاتها ایجاد شدند. پس از چندی سیاستگذاران که دغدغه هزینههای زندان را داشتند از این مجازاتهای جایگزین برای کاهش جمعیت زندانها استفاده کردند اما دیری نپایید که دوباره همان هدف اول مجازاتهای اجتماعی جای خودش را پیدا کرد و ما میدانیم که امروزه مجازاتهای اجتماعی به یک مجازات مستقل در کنار زندان مطرح هستند و دیگر هرگز جایگزین زندان محسوب نمیشوند چون هدفشان صرفا کاهش جمعیت کیفری زندانها نیست.
این مدرس دانشگاه اضافه میکند: نکته دیگری که وجود دارد در مورد نحوه اعمال این مجازاتها در کشورهای مختلف است، شما در ایالات متحده این سیر طبیعی تاریخی را میتوانید دنبال کنید اما در انگلستان تصویر دیگری به خود میگیرد. چرا که در انگلستان شما به نوعی میتوانید سیاستهای کیفری و سیاستهای تقلید کننده و یا تقلیدی از ایالات متحده را ببینید. انگلیسیها از آن جا که در علوم اجتماعی و حتی علوم پایه، علوم پزشکی، حتی علوم انسانی و خیلی علوم از ایالات متحده متاثرند و آنها را دنبال میکنند در سیاستهای کشوری و علوم کیفرشناسی هم از ایالات متحده تقلید کردند بنابراین انگلیسیها از دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی بخصوص بعد از جنگ دوم جهانی رو آوردند به تقلید کردن از ایالات متحده در زمینه جایگزینهای زندان. بحث تکمیلی در مورد نحوه مجازاتهای جایگزین در انگلستان به فرصت دیگری احتیاج دارد.
اهداف حبسزدایی در نظامهای حقوقی
این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سوال که آیا امروزه نیز هدف از مجازاتهای جایگزین در ایالات متحده کماکان بحث اصلاح و بازپروری است و یا اهداف دیگری را دنبال می کنند، توضیح میدهد: ببینید وقتی که اسم مجازاتهای جایگزین عوض شد تبدیل شدند به مجازاتهای اجتماعی. امروزه دیگر به دنبال کاهش جمعیت کیفری زندانها نیستند. در واقع این یک هدف فرعی است. امروزه با یک نسل جدید از مجازاتها به نام مجازاتهای اجتماعی مواجه هستیم اینها خودشان مجازاتهای اصلی هستند که میتوانند مستقلا و به تنهایی محکومان را اصلاح و باز اجتماعی بکنند. موضوعی که مطرح است این که به تعریف علمی و آکادمیک با شاخصی به نام شاخص هزینه مواجه هستید. در کشورهای غربی با این سوال مواجه اند که آیا اعمال و اجرای مجازاتهای اجتماعی مقرون به چرخه اقتصادی بوده است یا نبوده یعنی آیا باعث کاهش جمعیت کیفری زندانها شدهاند که از این طریق بتواند هزینه کمتری را بر مالیات دهندگان و دولت و اقتصاد آن کشور تامین بکند.
کاهش هزینه های زندان یک هدف فرعی
قاسمی توضیح میدهد: در واقع کاهش هزینههای جمعیت کیفری زندانها امروزه یک هدف فرعی است، هدف اصلی مقرون به صرفه و مقرون به هزینه بودن این مجازاتهاست، میبینیم که کشورهای غربی درصدد هستند که مجازاتهای اجتماعی و مجازاتهای اقتصادی را به صرفه جلوه بدهند و به خاطر این مطلب است که امروزه کاهش جمعیت کیفری زندانها را مطرح میکنند، بنابراین ما با شخصی به نام شاخص هزینه مواجه هستیم در این مورد میشود این مطلب را بیان کرد که زندان از آن جهت که یک هزینههای مستمر و یک هزینههای همیشگی دارد (هزینه ساختمان، لوازم و آشپزخانه) اگر تعداد بیشتری زندانی داخل کنید از این نظر که زندانداری هزینه جاری و مستمر است شاید هزینهاش کمتر باشد تا اینکه بخواهد یک مجازات مستقل با مامور تعلیق مراقبتی مستقل بگیری هزینه بکنی (یعنی بخواهی گام اول را برداری و هزینه کنی در صورتی که زندان هم هزینههای خودش را دارد هزینههای پایه و جاری زندان وجود دارد) هزینه بیشتر میشود باید به این مطلب دقت بکنیم.
هزینههای مجازات زندان در مقایسه با مجازاتهای جایگزین
این کارشناس حقوق جزا و جرمشناسی در پاسخ به این سوال که آیا واقعا میتوان هزینه مجازات زندان را نسبت به مجازات های جایگزین برای یک نفر بیشتر دانست؟ میگوید: پاسخ در این باره یک پاسخ قطعی نیست، ما باید تفکیک بکنیم بین مجازاتهای اجتماعی کمهزینه و مجازاتهای اجتماعی ای که مستلزم هزینه کردن مبالغ بالایی است. مثلا در مورد کار عام المنفعه یقینا و قطعا میشود گفت که ارزیابیها نشان دادهاند که از یک جهت ایجاد زمینههای مجازاتهای اجتماعی کار عام المنفعه پایینتر از زندان است از جهت دیگر در واقع فرد محکوم در اثنای انجام مجازات به نفع دولت و جامعه کار میکند یعنی باز تولید دارد و از این نظر مقرون به صرفه است. ولی مجازاتهای اجتماعی مثل (ضمانت اجرایی بینابین) مثل برنامههای تعلیق مراقبتی فشرده که در این مورد حتما صرف هزینهها شاید بتوانیم بگوییم که تقریبا مساوی است با زندان. البته سیاست گذاران کشوری این مسئله را این طوری توجیه میکنند که امروزه دیگر کاهش هزینهها به تنهایی هدف نیست بلکه مجازاتهای اجتماعی و پس از آنها ضمانت اجراییهای بینابین درصدد هستند که به اهداف مستقلی دست پیدا بکنند به خاطر اینکه آن اهداف ارزش دارند و ارزشمند هستند، پس صرف هزینهها هم ارزشمند یعنی به تعبیر دیگر چون پیشبینی ما این است که میتوانیم از طریق ضمانتهای بینابین یا مجازات های اجتماعی به اصلاح و بازپروری محکوم بپردازیم بنابراین مقرون به صرفه است که مبلغی را تقریبا هم سطح با یک زندانی در مورد بهرهمندی از تعلیقات فشرده مطرح و صرف و هزینه بکنیم. شما میبینید که امروزه پس از اینکه جایگزینهای زندان در یک تغییر و تحول تاریخی و علمی به مجازاتهای اجتماعی تبدیل شدند از دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی ما شاهد پیدایش نسل سوم این نوع مجازاتها هستیم. قاسمی ادامه میدهد: نسل سوم این نوع مجازاتها تحت عنوان ضمانتهای اجرایی بینابین مشخص میشوند بنابراین در ضمانت اجرایی بینابین که بین زندان و تعلیق مراقبتی قرار میگیرند ما شاهد مجازاتهایی هستیم که از یک نظر مجازات اجتماعی هستند. اما خوب به لحاظ سختگیریها و نظارتهای فشرده و کنترلهایی که انجام میشود شبیه به زندان هستند بنابراین بینابین، بین زندان و تعلیق مراقبتهای اجتماعی قرار میگیرند و هزینهشان به لحاظ اینکه به دنبال اهداف اصلاح و بازپرورانه هستند و برای خودشان یک استراتژی تعریف کردند؛ بنابر این سیاستگذاران کیفری این ادعا را میکنند که ما بایستی به این سمت حرکت کنیم و هدفمان را از خارج شدن از کیفر زندانها تغییر بدهیم. این مدرس دانشگاه تاکید میکند: بیاییم به این سمت برویم که در واقع از مجازاتهای اجتماعی (نسل دوم) و ضمانتهای اجرایی بینابین (نسل سوم) چگونه میتوانیم استفاده بکنیم در جهت تحقق اهداف واقعی مجازاتها چرا که شما میدانید کاهش جمعیت کیفری زندانها در واقع یک هدف عملگرایانه است یعنی عملگرایی کیفر شناختی اقتضا میکند که به سمت کاهش جمعیت کیفری زندانها برویم به دلیل این که دولت از نظر اقتصادی ضعیف است به دلیل این که زندانها هزینه بالایی دارند اما این یک استراتژی و راهبرد درست و علمی نیست شما به صرف اینکه هزینه اقتصادی بالاست یا اینکه نمیتوانیم زندان سازی کنیم نمیتوانیم از هدف مستقلی به نام اصلاح، بازپروری، باز اجتماعی کردن صرف نظر کنیم و به سمتی حرکت کنیم که عملگرایی اقتضا میکند.
هدف واقعی زندانزدایی چیست؟
این مدرس دانشگاه در ادامه بررسی تطبیقی موضوع زندانزدایی و تجربه دیگر کشورها ادامه میدهد: عملگرایی در انگلستان و در ایالات متحده هم برای چند صباحی وجود داشت چراکه سیاستگذاران کیفری که نمایندگان مجلس هستند آنها دغدغه مسایل اقتصادی، مسایل دولتی و حاکمیت دارند بنابراین کسی که در قوهقضاییه متصدی مسئله میشود باید دقت بکند که امروزه مجازاتهای اجتماعی و ضمانتهای اجرایی بینابین در دنیا مطرح اند و آنها به دنبال صرفا کاهش جمعیت کیفری زندانها نیستند البته هدف، هدف مقدسی است، هدف خوبی است اما این هدف فرعی است. یعنی ما هدفمان از بکارگیری تعلیق مراقبتی و هدفمان از بکارگیری مثلا نظارت الکترونیک یا حبس در خانه و… صرفا کاهش جمعیت کیفری زندانها نیست. چرا که اصولا یک چنین هدفی، هدف عمل گرایانه و یک هدف فرعی است. ما در مورد سیاستگذاران کیفری باید بگوییم که سیاستگذاران در راه درست علمی حرکت میکنند که از اعمال یک مجازات به دنبال برآورده شدن اهداف واقعی یک مجازات باشند اهداف واقعی مجازاتهای اجتماعی امروزه کاهش جمعیت کیفری زندانها نیست. قاسمی در پاسخ به این سوال که آیا سیاستهای مربوط به مجازاتهای اجتماعی و مجازاتهای بینابین باعث کاهش آمار زندانیان هم شده و یا اصلا در عمل این هدف فرعی را برنیاورده است؟ میگوید: عرض کردم رویکردها، رویکردهای مختلفی است شما ببینید در یک مطالعه ارزیابی کننده در واقع شما میبینید که بیان میشود که یک چنین اتفاقی در کشورهای غربی افتاده و آنها توانستند جمعیت کیفری زندانها را کاهش بدهند اما نکات بسیار ریز و دقیقی در اینجا وجود دارد مثلا آیا در صورت استفاده از مجازات جایگزین یا مجازات اجتماعی پس از آن وقتی که محکوم مرتکب تخلف و یا جرم جدید میشود، آیا قضات ما تمایل بیشتری برای استفاده از زندانهای بلندمدت در مورد محکوم پیدا نمیکنند؟ یقینا جواب مثبت است.
لزوم توجه به گسترش شبکه ای دستگاه قضایی
وی توضیح میدهد: اگر به مطالعات ارزیابیکننده در کشورهای غربی دقت بکنید متوجه میشوید که آنها به این مسئله توجه کردهاند یعنی استفاده از مجازات اجتماعی و جایگزین زندان در مورد یک محکوم در صورتی که همان محکوم مرتکب جرم جدیدی بشود در این مرحله قاضی زندان بلندمدتتری برای او در نظر خواهد گرفت و این که وقتی یک زندانی در زندان به مدت مدیدتری زندانی بشود مسلما جمعیت کیفری زندانها کاهش که نمییابد افزایش هم مییابد. وی خاطرنشان میکند: نکته دیگر در مورد کاهش جمعیت کیفری زندانها از سوی این حقوقدانان مورد اشاره قرار میگیرد این است که ما باید به پدیده جرمشناختی و کیفرشناختی به نام گسترش شبکهای دستگاه قضایی هم توجه بکنیم. چرا که شما در صورت تکرار جرم از دید محکومان در واقع با یک حقیقت و واقعیت کیفرشناختی و جرمشناختی مواجه هستید و آن این که نهتنها به کاهش جمعیت کیفری زندانها کمک نکردید بلکه در کنار استفاده از یک مجازات اجتماعی یا مجازات جایگزین در نهایت دوباره به سراغ ضمانت اجرایی زندان رفتهایم. یعنی در صورت شکست خوردن جایگزینهای زندان و تخلف از دستورات فنی و یا تکرار جرم شما یقینا به گسترش شبکه دستگاه قضایی کمک میکنید.
کارایی زندان فراموش نشود
این حقوقدان میگوید: ما بایستی به کارآمدی و کارایی و اثر بخشی جایگزینهای زندان توجه کنیم اگر مجازات جایگزین اثر بخش نباشد استفاده غیر علمی و غیر اثر بخش باعث میشود که به چیزی دقیقا در جهت خلاف اهداف خود برسیم. تخلف از مجازاتهای جایگزین چه ضمانت اجرایی دارد مسلما زندان است نمیتوانیم بگوییم که آقا تخلف کردی بازهم برو تخلف کن یا اینکه بیا جایزه نقدی بگیر. البته در صورتی میتوانیم ارتباط در زندان را در مرحله سوم یا چهارم قرار بدهیم کما اینکه در لایحه مجازات های جایگزین چنین امری پیشبینی شده است.
در گفتوگوحمایت بررسی شد
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی