مذاهب آسمانی تمام پیامبران خدا بر دو اصل اساسی استوار است:ایمان به خداو ایمان به قیامت.
ایمان به خدا
مقصود از ایمان به خدا این نیست که فقط به صورت یک نظریه علمی، همانند فلاسفه الهی، جهانی را مخلوق آفریدگار دانا و با اراده بدانیم و به گروه الهیون بپیوندیم و نظریه فلاسفه مادی را باطل و مردود بشناسیم؛ بلکه مقصود باور داشتن خداوندی است که مالک واقعی انسان و جهان است و یگانه معبود شایسته پرستش. خداوندی که سمیع و بصیر است گفته های مردم را می شنود، کارهای آنها رامی بیند و به تمام آنچه بر آنان می گذرد بینا و آگاه است. خداوندی که بر همه انسان ها احاطه کامل دارد و در تمام لحظات، مراقب حرکات و سکنات آنان است و بر تمامی واقعیت های آشکار و پنهانشان واقف است. بشر از آن جهت که در اندیشه کمال مطلق است و خواسته های بی نهایت دارد؛ مادیات محدود نه تنها پاسخگوی تمنیات نامحدود او نیست، بلکه با نیل به لذت ها و نعمت های مادی و دست یافتن بهثروت ها و مقامات دنیوی- که بعضا عواقب سوئی به دنبال دارد و وی را آلوده به گناه می کند- سیر و دل زده می شود و همچنان به جستجوی بی نهایت می رود تا خواهش نامحدود خویش را اقناع کند و به ضمیر ناآرام خود تسکین بخشد این هدف عالی جز با یاد خداوندی که کامل مطلق و واجد تمام کمال است دست یافتنی نیست. در یک جمله جوابگوی مطلق خواهش های بشر فقط خداست. مذهب ،نظام احساسات و اعتقادات و اعمالی است که هدفشان خداوند است و همین خداوند است که نیکی جامعه را می خواهد و رابطه جامعه با او مذهب را تشکیل می دهد. مذهب از طرفی وجود قوای اعلا را که بشر به آنها وابسته است اعلام می دارد و از طرف دیگر امکان برقراری رابطه با آنها را ممکن و ضروری می شمارد. مذهب به منزله ایمان به قوای مافوق بشر است که سیر خوی و شخصیت و زندگی بشر را اداره و بازرسی می کند. انسان با ایمان چون با سراسر هستی انس و الفت دارد و در معیت خدا زندگی می کند و همنشین پیامبران و صدیقان است، پیرامون گناه نمی گردد. انسان با ایمان به عوامل آرامش زایی چون دعا و نماز مسلح است. با کاش و اگر زندگی نمی کند. انسان با ایمان راضی و خشنود است هم از خود و هم از خدا و هم از جهان؛ انسان با ایمان احساس عمیق نسبت به نعمت های خدادادی دارد.
ایمان به قیامت
مقصود از ایمان به عالم آخرت در مذاهب بخصوص اسلام، این نیست که ما فقط به بقای روح بعد از مرگ معتقد باشیم و نظریه فلسفه مادی را که نافی روح مجردند نادرست بدانیم. بلکه مقصود باور داشتن روز قیامت و ایمان به ثواب و عقاب الهی است. باور داشتن روزی که مردم به فرمان حق زنده می شوند و در محکمه عدل الهی حضور بهم می رسانند. باور داشتن روزی که پرونده عمل هر کس پیش رویش گشوده می شود و مشاهده می کند تمام کارهای روا و ناروا و تمامی اعمال کوچک و بزرگی که در طول عمر دنیایی خود انجام داده در آن ثبت شده است. مؤمنی که به روز جزا اعتقاد دارد در مهار کردن غرایز، اندازه گیری تمایلات و اجتناب از جرایم و گناهان از غیر مؤمن به قیامت به مراتب موفق تر است چرا که وقتی کسی به عالم آخرت یقین داشت و خود را در پیشگاه الهی مؤاخذه و مسئول دید همواره مراقب اعمال خویشتن است و نیازی به مراقبت پلیس انتظامی و ترس از قوانین جزایی ندارد. پنهان و آشکارش یکسان است همیشه و همه جا حقوق و حدود مردم را برای خدا رعایت می کند پیرامون معصیت نمی گردد و به انگیزه دینی، کوشش دارد که از مرز حق و عدالت قدمی فراتر نگذارد.حاکمیت دینی به عنوان دولت، وظیفه دارد زمینه لازم را برای حل مشکلات فراهم کند مشکلاتی که سرانجام به جرایم منتهی می شوند چنانکه لازم است برای اشتغال افرادی که توان انجام کار را دارند زمینه فراهم کند و امکانات و ابزار کار را در اختیارشان قرار دهد. هرگاه ابزار کار یا زمینه کار در اختیار افراد قرار نداشت و یا افراد توان انجام کار را نداشتند و یا بر اثر بیماری یا کهولت سن از کار افتاده شدند و یا محصول کار کفاف زندگی شان را نکرد باید نیازهای آنان را برآورده سازد و حقوقی را که نیازمندان در اموال متمکنان دارند، ادا نماید. مام علی (علیه السلام) فرمود که پیامبر خدا فرمودند: خداوند بر ثروتمندان مسلمان واجب کرده است از اموالشان به مقدار احتیاج فقرا به آنها بپردازند».
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی