📝اینترنت سفید؛ بازتولید «شهروند دیجیتال درجه‌یک و درجه‌دو»

📝اینترنت سفید؛ بازتولید «شهروند دیجیتال درجه‌یک و درجه‌دو»
✒️ محمد مقصود وکیل پایه یک دادگستری
فعال شدن قابلیت نمایش محل اتصال کاربران در پلتفرم ایکس، بحثی را که سال‌ها در حاشیه جریان داشت دوباره به متن افکار عمومی آورد: وجود دسترسی‌های ویژه به اینترنت بدون فیلتر یا همان «سیم‌کارت‌های سفید». آنچه این بار آشکار شد، تنها یک مسئله فنی نبود؛ بلکه پرده‌برداری از شکافی عمیق در عدالت دیجیتال است؛ شکافی که کاربران آن را به‌درستی با اصطلاح «شهروند دیجیتال درجه‌یک و شهروند دیجیتال درجه‌دو» توصیف کرده‌اند، یا به زبان روزمره‌تر، سفیدها و سیاه‌ها.

دسترسی سفید در برابر دسترسی سیاه

سال‌هاست میلیون‌ها کاربر برای انجام ساده‌ترین کارهای روزانه، از ارتباط با دوستان وخانواده تا انجام امور شغلی و پژوهشی، ناچارند میان فیلتر، اختلال، وی پی ان و هزینه‌های جانبی دست‌وپا بزنند. در مقابل، گروهی محدود با سیم‌کارت‌های ویژه بدون فیلتر آزادانه و بدون محدودیت در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند. این دوگانگی به‌معنای شکل‌گیری یک ساختار تبعیض‌آمیز دیجیتال است؛ ساختاری که به‌طور غیررسمی اما واقعی جامعه را به دو طبقه تقسیم می‌کند:

شهروند دیجیتال درجه‌یک (سفید): دارای دسترسی آزاد، پرسرعت، پایدار و بدون فیلتر.

شهروند دیجیتال درجه‌دو (سیاه): گرفتار محدودیت، کندی، هزینه‌ مضاعف و ناامنی.

این تقسیم‌بندی، اینترنت را از یک حق ارتباطی مشترک، به یک «امتیاز قابل تخصیص» تبدیل کرده است؛ امتیازی که بسته به موقعیت، ارتباط، یا وابستگی، کیفیت آن تغییر می‌کند.

تناقضی که پنهان‌کردنی نیست

افکار عمومی به‌درستی می‌پرسد چگونه ممکن است کسانی که خود در دسته سفیدها قرار دارند، برای سیاه‌ها نسخه ممنوعیت و محدودیت بنویسند؟ چگونه سیاستمدار یا چهره‌ای که در شبکه‌های فیلترشده با دسترسی آزاد فعالیت می‌کند، از مردم می‌خواهد همین فضا را ترک کنند یا آن را خطرناک بدانند؟
این تناقض نه‌تنها از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست، بلکه با اصل اعتماد عمومی تعارض بنیادین دارد. اگر اینترنت آزاد تهدید است، چگونه صاحبان منصب از آن استفاده می‌کنند؟ و اگر ضروری است، چرا تنها گروهی محدود از آن بهره‌مندند؟ چنین شکافی میان گفتار و رفتار، هر سیاستگذاری را بی‌اعتبار می‌کند.

طبقه ممتاز دیجیتال؛ نتیجه نبود شفافیت

خطرناک‌ترین بخش ماجرا، نبود یک سازوکار شفاف برای تخصیص این سیم‌کارت‌هاست. هیچ‌کس نمی‌داند:

چه نهادی آن‌ها را صادر می‌کند،

معیار انتخاب افراد چیست،

تعداد دارندگان چقدر است،

و چه نوع نظارتی بر این امتیازها وجود دارد.

در نبود این شفافیت، «طبقه ممتاز دیجیتال» ناگزیر شکل می‌گیرد؛ طبقه‌ای کوچک که خارج از قاعده عمومی حرکت می‌کند و از حقوقی برخوردار است که برای اکثریت جامعه قابل دسترس نیست. این نظام نابرابر، زمینه‌ساز سوءظن، بی‌اعتمادی و تقویت روایت اینترنت طبقاتی است.

پیامدهای اجتماعی یک تبعیض دیجیتال

تبعیض دیجیتال تنها محدود به سرعت و دسترسی نیست؛ پیامدهای آن در لایه‌های عمیق‌تر جامعه دیده می‌شود.
احساس نابرابری در فضای دیجیتال، بی‌اعتمادی نسبت به سیاستگذاران را افزایش می‌دهد و مشارکت اجتماعی را تضعیف می‌کند. برای نسلی که بخش بزرگی از زندگی‌اش در فضای آنلاین می‌گذرد، دیدن این تفاوت آشکار میان «سفیدها و سیاه‌ها» به‌معنای مواجهه با تبعیضی روزمره و ملموس است.

این وضعیت خطرناک است، زیرا اینترنت امروز نه یک ابزار سرگرمی، بلکه بخشی از زیربنای اقتصادی، آموزشی و ارتباطی کشور است. هر شکاف و تبعیض در این حوزه، عملاً شکافی در ساخت اجتماعی و سیاسی جامعه ایجاد می‌کند.
شفافیت؛ نخستین گام اصلاح

برای پایان دادن به بحران اعتماد و نقد اینترنت طبقاتی، نخستین شرط، شفافیت کامل و رسمی درباره ماهیت اینترنت سفید، معیارهای تخصیص، تعداد دارندگان و سازوکار نظارت است. بدون این شفافیت، هر محدودیت جدید در اینترنت به‌عنوان تصمیمی ناعادلانه و تبعیض‌آمیز تلقی می‌شود.
جمع‌بندی:
اینترنت سفید، بیش از آنکه ابزار ارتباطی باشد، آینه‌ای است که ساختار حکمرانی دیجیتال را به تصویر می‌کشد؛ ساختاری که در آن بخشی از جامعه در طبقه ممتاز و بخشی در طبقه محدود قرار گرفته‌اند. تا زمانی که دسترسی دیجیتال بر پایه امتیاز و استثنا باشد، طبقه‌بندی «شهروند دیجیتال درجه‌یک و درجه‌دو» باقی می‌ماند و اعتماد عمومی ترمیم نخواهد شد.

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد