وجوه افتراق فقهی جرایم سیاسی، بغی و محاربه

بی‌گمان نباید انتظار داشت در فقه جزایی اسلام که خاستگاه و ریشه‌های تاریخی آن به حدود یک هزار و چهارصد سال پیش بازمی‌گردد، آشکارا نامی از جرم سیاسی یا چیزی شبیه آن برده شده باشد، زیرا جرم سیاسی، اصطلاحی جدید است که سابقه تاریخی چندانی ندارد. البته در بررسی تاریخچه جرایم سیاسی، گفته می‌شود اصطلاح «جرم بزرگ» یا «خیانت بزرگ» سابقاً در حقوق کیفری به همین معنا و منظور به کار می‌رفته؛ اما در فقه جزایی اسلام اصولاً عناوین مجرمانه، عناوین مشخص و تعیین شده‌ای است که جرم سیاسی از نظر مفهومی با هیچ کدام از آن‌ها مطابقت ندارد. در این نظام حقوقی مصادیق و موارد بسیاری از جرایم خاص وجود دارد که امروزه به راحتی می‌توان آن‌ها را از مصادیق جرم سیاسی به شمار آورد.

بررسی تطبیقی جرم سیاسی و بغی
البته پیش‌تر گفتیم که گروهی از دانشمندان اسلامی که در فقه جزایی اسلام تحقیقات و مطالعات ارزشمندی داشته‌اند، این نظریه را مطرح کرده‌اند که در حقوق جزایی اسلام، عنوان و مفهومی وجود دارد که دقیقاً منعکس‌کننده مفهوم جرم سیاسی و مرادف آن است. اینان معتقدند بغی همان جرم سیاسی و باغی همان مجرم سیاسی است (عوده، ج ۱: ۱۰۰)
شباهت‌های بسیاری بین شرایط و ضوابط تشخیص و اصول حاکم بر موارد تحقق بغی به صورت خاص و جرایم سیاسی به طور عام وجود دارد؛ می‌توان آثار و نتایج مشابه و گاه یکسانی را در هر دو پدیده ملاحظه کرد، اما این وجوه اشتراک فقط می‌توانند بغی را
به عنوان یکی از مصادیق جرم سیاسی در میان سایر مصادیق آن مطرح کنند، نه آن که آن دو را به لحاظ مفهومی مرادف یکدیگر قرار دهند. از جمله وجوه اشتراک جرم سیاسی و بغی این موارد است:
۱٫ در جرایم سیاسی اصولاً استرداد مجرمان سیاسی پذیرفته نمی‌شود و هیچ مجرمی به دلایل سیاسی مسترد نمی‌شود. در مورد باغیان فراری از میدان جنگ نیز تعقیب و دستگیری صورت نمی‌گیرد.
۲٫ مجرمان سیاسی به موجب یک عرف پذیرفته شده بین‌المللی، در مقایسه با سایر مجرمان، از ارفاق بیشتری برخوردارند، همچنان که باغیان نیز پس از دستگیری چنانچه خطری از ناحیه آنان متوجه حکومت نباشد، مورد اذیت و آزار و حتی مجازات قرار نمی‌گیرند و به حال خود واگذاشته می‌شوند.
در موارد بسیاری نیز بین جرم سیاسی و بغی تفاوت وجود دارد که خود دلیل تمایز و تعدد مفاهیم آن‌هاست برخی از این تفاوت‌ها به طور اجمال از این قرارند:
۱٫ در بغی لازم است باغی به عنوان عضوی از یک گروه متشکل و منسجم، دست به قیام و شورش بزند حتی به عقیده برخی از فقها این تشکیلات باید از قدرت و شوکت کافی برخوردار باشد تا بتواند برای حکومت خطری جدی ایجاد کند، از این رو اگر شخصی به طور انفرادی علیه حکومت قیام کند یا به عنوان عضوی از یک گروه ضعیف و ناتوان به مقابله با نظام برخیزد، عمل وی بغی محسوب نمی‌شود. در حالی که در جرم سیاسی، هیچ‌گاه تعدد افراد مرتکب جرم یا کیفیت توانایی و قدرت آن‌ها در جرایم سیاسی حزبی یا گروهی، تعیین‌کننده نیست.
۲٫ یکی از شرایط جنگ و مقابله با بغات و سرکوب کردن آن‌ها، آن است که باغیان دست به قیام مسلحانه و درگیری فیزیکی بزنند، از این رو صرف ابراز عقیده و ایجاد تشکل و اجتماع به منظور اعلام نظریات ضد حکومتی، تا زمانی که عملاً منجر به قیام مسلحانه نشده است، بغی محسوب نمی‌شود و دولت اسلامی نیز در جهت سرکوب آن‌ها اقدامی نمی‌کند. در حالی که در جرم سیاسی، لزوماً درگیری و قیام مسلحانه نیست که جرم تلقی می‌شود و قابل مجازات است، بلکه بسیاری از جرایم سیاسی اصولاً با درگیری و جنگ همراه نیستند و می‌توان بر اساس قانون، انواع جرایم سیاسی را به شکل مقرر مجازات کرد.

بررسی تطبیقی محاربه و جرم سیاسی
پس از بررسی جرم محاربه و افساد فی‌الارض و بیان نظریات فقها در باب تعریف و ماهیت آن و آشنایی اجمالی با مفهوم محارب و مفسد با استفاده از آیات و روایات، اینک به مهم‌ترین قسمت این فصل که مقارنه محاربه و جرم سیاسی است، می‌پردازیم. در این گفتار به بیان این نکته می‌پردازیم که آیا جرم محاربه در تطبیق با نظام تقسیمات نوین جرایم، بر حسب عنصر روانی یا انگیزه مجرم یا بر اساس موضوع ورود آثار ناشی از جرم و بر اساس معیارهای این دسته‌بندی، جزو جرایم عادی محسوب می‌شود یا به گروه جرایم سیاسی تعلق دارد و می‌توان به عنوان مصداقی از مصادیق جرم سیاسی به آن اشاره کرد؟
با توجه به ضوابط تشخیص جرم سیاسی و نظریات مختلفی که در بخش گذشته مطرح شدند، این نتیجه به دست آمد که اصولاً جرایم سیاسی به دلیل دفاع از آزادی و شرافت انسانی و در راه مبارزه با حکومت‌های ظالم و استبدادی و یا وابسته به اجنبی صورت می‌گیرند. به همین دلیل مجرمان سیاسی مورد ستایش و حمایت افکار عمومی جامعه هستند. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت برای تحقق جرم سیاسی دو شرط اساسی لازم است:
۱ وجود حس عدالت‌خواهی و انگیزه خیرخواهانه در مرتکب جرم ۲٫ مشروعیت نداشتن حکومت ولو به علت وجود شبهاتی در ذهن مرتکب.
بر این اساس مرتکبان جرم سیاسی افرادی هستند که به منظور اصلاح امور، دست به اقدام هایی می‌زنند که از نظر متولیان حکومت جرم محسوب می‌شود.
در نتیجه می‌‌توان گفت چنین اشخاصی که به لحاظ انسانی دارای ویژگی‌های مثبتی هستند هیچ‌گاه در مبارزه با حکومت، برای اصلاح اوضاع اجتماع، به اقدام های خشونت‌آمیز و قتل و غارت و تاراج اموال عمومی یا دولت و مردم دست نمی‌زنند و اصولاً به حفظ امنیت کشور پایبندند، هر چند از راه‌های مختلفی به تضعیف دولت می‌پردازند، اما هدف اصلی این گونه مجرمان حفظ استقلال کشور تأمین آزادی‌های مشروع و قانونی و بسط و گسترش عدالت اجتماعی است، حتی در شرایطی که مجرم (در نظام‌های مشروع) در تشخیص مصداق مرتکب اشتباه شده باشد، اما به زعم خود راه درستی را می‌پیماید.
بنابراین روش مورد استفاده مجرمان سیاسی در مبارزه بیشتر توسل به اصل آزادی بیان، آزادی اجتماعات و دیگر آزادی‌های اساسی است که به لحاظ مادی موجب لطمه به اعتبار سیاسی حکومت می‌شود و به لحاظ شخصی مرتکب آن، دارای غرض و انگیزه سیاسی است. اما محاربه به این علت که مرتکب آن قصد ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم را دارد، به هیچ وجه مصداق جرم سیاسی نیست. علاوه بر این اصولاً هدف و غرض اصلی محارب، مبارزه با حکومت یا حاکمیت سیاسی دولت نیست، بلکه به قصد غارت و تجاوز به اموال مردم و نفوس آن‌ها
دست به اسلحه می‌برد.
یکی از عللی که سبب یکسان پنداشتن این دو جرم می‌شود، آن است که هر دو جرم، سرانجام موجب اخلال در نظم عمومی جامعه می‌شوند؛ محاربه نیز هر چند به قصد ارعاب مردم صورت می‌گیرد، اما چون حفظ امنیت مردم بر عهده دولت و حکومت است، در حقیقت به طور غیرمستقیم جرم علیه حکومت محسوب می‌شود.
ملاک تحقق محاربه، قصد ارعاب عمومی از طریق به کار بردن اسلحه است، هر چند از طریق ترساندن یک نفر باشد و چنان که صاحب جواهر گفته، اگر محارب حتی یک نفر را هم بترساند، چنانچه اراده افساد فی‌الارض قابل احراز باشد، جرم تحقق پیدا کرده است (نجفی، ج ۴۱: ۵۶۴). بنابراین محارب به هیچ وجه دارای انگیزه شرافتمندانه و اصلاح‌طلبانه نیست که بتوان به استناد آن، شبهه سیاسی بودن جرم ارتکابی او را مطرح کرد.
اما حقیقت آن است که حسن‌نیت و وجود انگیزه شرافتمندانه و اصلاح‌طلبانه در جرم سیاسی، با قصد ترس و ارعاب عمومی و تعرض به نفوس و اعراض مردم که از ارکان جرم محاربه است، در تعارض کامل قرار دارد. علاوه بر این در جرم سیاسی، حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی مستقیماً هدف قرار می‌گیرند، اما محاربه علیه مردم و آسایش آن‌ها انجام می‌شود. بنابراین همین دو اختلاف اساسی می‌تواند موجب شود که این دو جرم از هم متفاوت باشند. نتیجه این که محاربه جرمی عمومی است و ممکن نیست مصداق جرم سیاسی باشد.

بررسی تطبیقی جرم محارب و یاغی
آنچه تا کنون ارائه شد به خوبی نشان می‌دهد که محارب و یاغی هم در موضوع و هم در حکم کاملا با هم متفاوت و متمایز هستند. اینک در چند زمینه این مقایسه ارائه می‌شود:
۱- تفاوت در تعریف: اصلا محارب و یاغی دو تعریف جداگانه دارند اولی سلاح کشیدن به قصد ترساندن مردم است اما دومی قیام بر علیه امام عادل علیه‌السلام است. مولفه‌های دخیل در تعریف‌ها کاملا متفاوت و متمایز از هم هستند به این نحو:
الف:هدف: هدف محارب، غارت اموال یا قتل و آشوب و یا زورگیری و خودنمایی شرارت آمیز است. محارب یا یک دزد است و یا فردی از اشرار و یا اراذل و اوباش. بهر حال هدف مردم هستند نه حکومت.
اما هدف یاغی براندازی حکومت و شورش بر عیله امام(ع) است و کاری به مردم ندارد.
ب: وسیله مجرمانه: از نظر قریب به اتفاق فقها، محارب بر روی مردم سلاح می‌کشد اما باغی لزوما سلاح به کار نمی‌برد.
ج: کیفیت ارتکاب: محارب گاهی یک نفر است و گاه بیشتر و گاه گروهی. اما بغی حتما توسط یک گروهی که صاحب قدرت و کثرت هستند انجام می‌شود.
شاید بتوان گفت بغی یک نفره متصور نیست.
د: شخص مرتکب: درباره محارب بحث است که آیا محارب می‌تواند مسلمان باشد؟ نص صریحی در این باره وجود ندارد. شاید بتوان گفت حداقل این که محارب اگر هم مسلمان بوده حین ارتکاب مرتد است. اما درباره یاغی بنابر نص صریح قرآن قطعا قبلا مسلمان بوده است و حالا دچار کفر و ارتداد شده است.
ه: ریشه ارتکاب جرم: شاید بتوان گفت یاغی بر اساس یک اعتقاد و یک تئوری انحرافی عیله امام(ع) قیام می‌کند اما محارب چنین خصلتی ندارد بلکه یک فرد شرور یا دزد و اراذل و اوباش اشت که به ارعاب مردم بی‌پناه می‌پردازد.
۲- تفاوت در حکم
الف: تعیین مجازات: در آیه ۳۳ سوره مائده مجازات یک محارب که ۴ صورت است آورده شده امام به تناسب جرم محارب و یا به صلاحدید خود یکی یا چند تا را اجرا می‌کند اما درباره باغی تنها دستور جنگ صادر شده و حد دیگری برای او ذکر نشده است.
ب: شروط اجرای مجازات: به محض این که محارب شروع به عمل مجرمانه‌اش بکند مورد تعقیب قرار می‌گیرد و مجازات می‌شود حتی اگر عمل او منجر به قتل و یا غارت اموال مردم هم نشود. اما در مورد یاغی چنین نیست. صرف داشتن عقیده مخالف امام (ع)و یا حتی ابراز آن مجازات ندارد تنها در صورتی که باغی شروع فعالیت ضد امام (ع)کند با او برخورد می‌شود و به اصطلاح آغازگر جنگ باغی است نه امام(ع).
ج: در مورد یاغی امام علیه السلام ابتدا ارشاد و دفع شبه می‌کند و اگر بغات پذیرفتند اصلا جنگ با آنها آغاز نمی‌شود اما در محارب چنین چیزی وجود ندارد.
د: احکام پس از جنگ و مجازات نیز در این گروه متفاوت است: پس از جنگ با بغات (البته گروهی که سردسته و تشکیلات ندارند) و پراکندن آنها، یاغیانی که زنده یا مجروح هستند مورد عفو قرار می‌گیرند و مجازات نمی‌شوند اما در مورد محاربین چنین حکمی نیست، محارب را تعقیب می کنند و فراری‌ها و مجروحین هم مجازات می‌شوند. اما فراری‌ها و مجروحین بغات مجازات نمی‌شوند. کلا رویکرد امام نسبت به بغات تسامح و گذشت است اما با محاربین شدت و سختگیری.و: توبه بغات چه قبل از دستگیری و چه بعد از دستگیری مقبول واقع می‌شود و مجازات نمی‌شوند اما توبه محاربین تنها قبل از دستگیری قبول می‌شود و بعد از آن مجازات می‌شوند.ه: و خلاصه اینکه ایندو جرم اصلا در نوع متفاوتند. محاربه یک جرم عمومی است اما بغی یک جرم سیاسی محسوب می‌شود.

حمایت:۲۱/۴/۱۳۹۱

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد