جوامع منظم امروزی نیازمند یک ساختار سیاسی از پیش تعریف شدهای هستند. برای اداره جامعه، ساختارهای مختلف سیاسی از سوی حقوقدانان ارایه شده است. از جمله نظامهای سیاسی مهم در دنیا نظام ریاستی و نظام پارلمانی است. هر یک از این نوع نظامها دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود هستند. یکسری نظامهای سیاسی فرعی نیز در جهان شکل گرفتهاند که از دو نظام قبلی الگوبرداری کردهاند. با توجه به اینکه نظام ریاستی و پارلمانی به نوبه خود دارای معایبی هستند، برخی از نظامهای حقوقی در دنیا، این دو را با هم تلفیق کردهاند. به طوری که در دنیا نظامهای بینابین یا با اندک تمایل به هر یک از نظامهای مذکور دیده میشود. نظام سیاسی کشور ما نیز ساختار خاص خود را دارد. برای درک بهتر خصوصیات این نوع نظامهای سیاسی در جهان گفتوگویی را با دکتر علی محمد فلاح زاده، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناس مباحث حقوق عمومی ترتیب دادهایم.
یکی از مهم ترین نظامهای سیاسی شناختهشده در دنیا نظام پارلمانی است. خاستگاه تاریخی تشکیل چنین نظامی چیست؟
نظام پارلمانی بیشتر ریشه در سنتهای تاریخی کشور انگلستان دارد. در این کشور نگاه سیاسی در اثر تحولات تاریخی از سلطنت مطلقه به سمت نظام سلطنت مشروط پارلمان تحول پیدا کرد. بعدا از این الگو در نظامهای سیاسی و حقوق اساسی بسیاری از کشورها البته با تغییر و تحولات خاص آن کشورها استفاده شد.
اساسا این نوع نظام سیاسی دارای چه خصوصیاتی است؟
مجموعه ویژگیهایی برای نظام پارلمانی در کتب حقوق اساسی و توسط علمای حقوق اساسی و عمومی مطرح شده است. عمده این خصوصیات این است که اولا در این نظامها قوهمجریه دو رکنی است. یعنی در واقع یک نفر به عنوان رییس دولت است که معروف است به نخست وزیر یا صدراعظم یا رییس شورای وزیران و از سوی دیگر یک نفر به عنوان رییس کشور است که ممکن است شاه باشد یا ملکه
یا حتی رییس جمهور باشد. کشور در مقابل پارلمان مسئولیت سیاسی ندارد، اما رییس دولت که همان صدراعظم یا نخست وزیر است به همراه کابینه خود در مقابل پارلمان مسئولیت سیاسی دارند و پارلمان حق دارد، آن ها را استیضاح کند و در مقابل عملکردشان آن ها را بازخواست بکند. یکی دیگر از ویژگیهای نظام پارلمانی این است که در این نظامها اساسا تفکیک قوا به طور نسبی وجود دارد و تفکیک مطلق قوا وجود ندارد و هر دو قوهمجریه و مقننه بر روی یکدیگر ابزارهای اثرگذاری دارند. به این صورت که قوهمقننه حق استیضاح قوهمجریه را دارد و در مقابل هم قوهمجریه حق انحلال مجلس را دارد. معمولا این حق انحلال مجلس از طرف رییس کشور امکانپذیر است
و برای رفع بنبستهای سیاسی بیشتر استفاده میشود. به علاوه اینکه قوهمجریه در این نوع نظام در برخی از امور تقنینی و شبهتقنینی نیز مشارکت میکند. به این صورت که حق ارائه لایحه را به پارلمان دارد. یعنی حق ابتکار قانون را دارد یا اختیارات نظامنامهای دارد. یعنی میتواند آییننامه و بخشنامه و تصویبنامه صادر کند که این ها حالت تقنینی دارند. در واقع در نظامهای پارلمانی آن حزبی که اکثریت پارلمان را در دست میگیرند، رییس یا دبیر همان حزب توسط رییس کشور مامور تشکیل کابینه میشود و یک همخوانی با قوهمجریه و قوهمقننه وجود دارد. یعنی اکثریت سیاسی که پارلمان را در اختیار گرفتهاند، همان اکثریت سیاسی هستند که قوهمجریه را در اختیار گرفتهاند. به همین خاطر برخی حتی انتقاد کردهاند که در نظامهای پارلمانی تفکیک قوا به معنای واقعی کلمه وجود ندارد، چراکه اکثریت سیاسی ای که پارلمان را در دست گرفتهاند، همان اکثریت سیاسی هستند که قوهمجریه را در دست گرفتهاند. معمولا دو حزب در این نظام وجود دارد.
شما به کشور انگلستان به عنوان سردمدار نظامهای سیاسی پارلمانی اشاره کردید. به غیر از این کشور، ساختار سیاسی چه کشورهای مهمی در جهان مبتنی بر این نظام است؟
علاوه بر کشور انگلستان و به عنوان نمونه میتوان به دو کشور آلمان و ژاپن به عنوان دو کشور بزرگ که بر اساس نظام پارلمانی اداره میشوند، اشاره کرد.
یکی دیگر از نظامهای سیاسی مشهور در جهان، نظام ریاستی است. این نظام واجد چه ساختاری است؟
تفکیک قوا در این نوع نظام سیاسی به طور مطلق وجود دارد. به این صورت که قوهمجریه در مقابل پارلمان مسئولیت سیاسی ندارد یعنی پارلمان حق استیضاح و سوال از رییس جمهور و وزرا را ندارد. در مقابل قوهمجریه هم حق انحلال پارلمان را ندارد. قوهمجریه در این نوع نظام سیاسی یک رکنی است، یعنی مستقیما منتخب مردم است، یعنی با رای مستقیم مردم بر سر کار میآید. در حالی که در نظام پارلمانی، رییس جمهور، منتخب مستقیم مردم نیست. در واقع در نظامهای ریاستی ابزارهای تاثیرگذاری قوهمجریه و قوهمقننه بر همدیگر کمتر است. علاوه بر این در نظام ریاستی، قوهمجریه یک رکنی است و فقط یک رییس جمهور بر مسند این قواست که هم رییس دولت و هم رییس کشور است. قوهمجریه حق ارایه لایحه را به پارلمان ندارد. با این حال در کشور آمریکا رییس جمهوری
پیام سالانه میدهد که جهتگیری قوانین و مقررات را مشخص کند.
مهم ترین الگوی نظام ریاستی که در دنیا وجود دارد، نظام سیاسی کشور آمریکاست که واجد نظام ریاستی است. بسیاری از کشورها از این نوع نظام سیاسی الگو گرفتهاند.
به نظر شما نظام ریاستی دارای چه خصوصیاتی است؟
مهمترین وجه مشخصه نظام ریاستی که در اواخر قرن هجدهم یعنی با تدوین قانون اساسی ایالات متحده آمریکا در سال ۱۷۸۷ میلادی در صحنه سیاسی جهان و در شرایطی کاملا متفاوت با نظام پارلمانی ظهور و بروز یافت، برخورداری قوهمجریه از استقلال در برابر قوه مقننه است. شکلگیری نهادهای اجرایی نظیر انتخاب رییس جمهوری، تشکیل هیات وزیران و دستگاههای دیوانی از یک سو و انتخابات اعضای پارلمان، تعیین هیات رییسه مجالس مقننه و تشکیل جلسات آن ها از یکدیگر منفک هستند. قوای مجریه و مقننه از لحاظ وظایف و اختیارات از یکدیگر کاملا منفک و مستقل هستند و حاکمیت ملی به طور برابر بین این دو قوه تقسیم می شود. در این نظام، رییس مملکت لزوما رییسجمهوری خواهد بود. هرکدام از قوا وظایف تخصصی خود را به تنهایی انجام داده، در کارهای یکدیگر دخالت نمیکنند. ارگانهای اجرایی، یعنی رییسجمهوری و وزرای او، از اختیارات اجرایی و ارگانهای قانونگذاری، یعنی مجالس، از اختیارات تقنینی برخوردار هستند. رییس جمهوری در این نظام در عین حال هم رییس کشور است و هم رییس دولت. به عبارت دیگر قوهمجریه به طور کامل در اختیار وی میباشد و او از اختیارات رییس کشور و رییس دستگاه اجرایی و اداری یک جا بهرهمند است. گزینش رییسجمهوری به طور مستقیم از طرف مردم، موجب میشود تا وی وابستگی سازمانی به هیچ کدام از نهادهای حاکم نداشته باشد و از لحاظ منشا قدرت در موقعیتی برابر با پارلمان قرار بگیرد. در نظام ریاستی وزرا صرفا معاونان و مشاوران رییسجمهوری هستند و با صلاحدید وی به منصب وزارت منصوب و با اراده او از این سمت معزول میشوند. وزرا مجری سیاستهای رییسجمهوری هستند و دیدگاههای وی بر آنان تحمیل میشود. عزل و نصب وزیران توسط رییسجمهوری صورت میگیرد و وزیران در برابر رییسجمهوری مسئولیت سیاسی دارند، نه در مقابل پارلمان. بنابراین ادامه حیات سیاسی اعضای کابینه منوط به اراده پارلمان نیست. قوهمجریه ریاستی یک رکنی خواهد بود و رییسجمهوری، هم رییس مملکت و هم رییس قوهمجریه محسوب میشود. مجلس یا مجلسین نمیتوانند حکومت را سرنگون کنند. در مقابل قوهمجریه نیز حق انحلال پارلمان را ندارد. دو قوه از لحاظ نظری نسبت به یکدیگر استقلال دارند و هر یک وظایف تخصصی خود را انجام میدهند. بنابراین اصل بر تعادل و توازن قدرت دو قوه میباشد. اما در عمل تحقق این توازن و برابری با استثنائاتی جدی روبه روست. برای مثال در نظام ریاستی ایالات متحده آمریکا، رییسجمهوری با ارسال پیامی به کنگره، افکار و نظریات قوهمجریه را در خط مشی قانونگذاری تاثیر میدهد. رییسجمهوری میتواند با استفاد از حق وتوی تعلیقی، اجرای مصوبات کنگره را به مدت ۶ ماه تعلیق کند. از سوی دیگر مجلس سنا باید انتصابات کارکنان عالی رتبه مانند وزیران، دیپلماتها و اعضای دیوان عالی را تایید کند.
در کنار این دو نظام سیاسی، یعنی نظام پارلمانی و نظام ریاستی چه نوع نظامهای سیاسی دیگری را در جهان میتوان برشمرد؟
علاوه بر این دو نظام سیاسی مهم، نظامهای سیاسی دیگری هم وجود دارند که به آن ها نظامهای نیمهریاستی و نیمه پارلمانی گفته میشود. در این خصوص لازم به ذکر است که این نوع نظامها برخی از ویژگیهای نظامهای پارلمانی را به عاریت گرفتهاند و در عین حال از برخی از ویژگیهای نظام سیاسی ریاستی استفاده کردهاند.
این نوع نظام خاص سیاسی مشتمل بر چه مشخصه های منحصر به فردی هستند؟
برای مثال فرض کنید در کشورهایی با نظام نیمهریاستی و نیمه پارلمانی، قوهمجریه همانند نظام ریاستی یک رکنی است، اما از طرف دیگر قوهمجریه در مقابل قوهمقننه همانند نظام پارلمانی مسئولیت سیاسی نیز دارد. به طور کلی نظام نیمهریاستی و نیمهپارلمانی برخی از ویژگیهای نظام پارلمانی و برخی از نظامهای ریاستی را اقتباس کرده است. بنابراین بسیاری از حقوقدانان این نظام را با نام نظام نیمهریاستی و نیمهپارلمانی میشناسند. به عنوان مثال کشور فرانسه را نظام نیمهریاستی معرفی میکنند. با این حال برخی از حقوقدانان اعتقاد دارند که ما نظامی تحت عنوان نظام نیمهریاستی و نیمهپارلمانی نداریم. این نظامها هم در نهایت یا نظام ریاستی هستند و یا نظام پارلمانی و برخی هم اعتقاد دارند، این نوع نظام الگوی دوگانه ریاستی و پارلمانی دارد. با این حال برخیها به هر حال قائل به یک نظام سومی تحت عنوان نظام نیمهریاستی و نیمهپارلمانی هستند
در گفت و گوحمایت با دکتر فلاح زاده عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بررسی شد؛
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی