صلح و سازش ارزان ترین سریع ترین و کارآمدترین راه و روش حل اختلاف است. با وجوداین زمانی که اختلافی در میگیرد معمولا دو طرف آن به سختی تن به صلح و سازش میدهند و هر کدام با لجاجت بر موضع خود راه دشوار دادگستری و دادگاه را در پیش میگیرند.
نتایج اجتماعی ترویج صلح و سازش
دکتر علی شهسواری، وکیل دادگستری میگوید: از نظر اجتماعی هم صلح و سازش دارای فوایدی است: ۱٫ تحکیم بنای خانواده که از دو جهت مورد توجه است اول دعاوی مربوط به مبانی خانواده مثل طلاق، مهریه و مسایل خانوادگی؛ اگر صلح و سازش رخ دهد، بسیاری از این مسایل حل میشود. دوم دعاوی که مربوط به مسایل خانواده نیست ولی در خانواده رخ میدهد، مثل دعوا بر سر ارث بین دو برادر؛ که اینها اگر به صلح نینجامد زندگی خانوادگی اشخاص را هم تحت تاثیر قرار میدهد. ۲٫ همچنین از نظر اجتماعی یکی از مهمترین فواید صلحوسازش در جامعه این است که کینهجوییها کم میشود و از دشمنیها و عداوتها کاسته میشود.۳- جلوگیری از تراکم پروندهها در دادگاهها در صورتی که صلح و سازش حاکم شود باعث کمشدن دعاوی در دادگاهها میشود و باعث پیشبرد عدالت در جامعه میشود.
یکی دیگر از وکلای دادگستری میگوید: در مورد آثار اجتماعی صلح و سازش باید گفت که این بستگی به میزان و فرهنگ افراد و اشخاص در جامعه دارد که دولتها بنابر وظیفهای که بر دوش آنها در رتق و فتق امور در وجوه مختلف وجود دارد باید این نوع نگرشها و رفتارها را از کودکستان تا پایان دانشگاه تعلیم و تشویق کنند.
به نظر من شرط اولیه آن هم بر مبنای توضیح عادلانه ثروت و عدالت اجتماعی صورت خواهد پذیرفت و گرنه تا زمانی که در جامعه تعدی، ظلم، عدم امکانات مالی برای اکثریت جامعه وجود داشته باشد و امکانات مالی بیرویه در اختیار اقلیت باشد مقولاتی چون صلح و سازش کمتر امکان میپذیرد؛ این فرهنگ با توجه به مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جامعه ممکن است و با توسعه جرم و جنایت موضوع صلح وسازش کمتر امکان پذیر است.
خلیل بهرامیان در خصوص احیای روشهای قدیمی بر این باور است که در جامعه مدرن باید امور در دست متخصصان صورت بگیرد کار قضایی پیچیده است و اشخاص ریش سفید ممکن است نتوانند آن را انجام دهند. در دنیای مدرن مقوله تخصص مطرح است اعمال و دخالتهای محلی نمیتواند به درجه مطلوب برسد و حتی ممکن است ایجاد مشکل کند. شوراهای حل اختلاف نه این که مشکلی را حل نکرده بلکه هزار بار بر مشکلات افزوده است. اگر تصور شود که امور حقوقی مردم به غیر از متخصصان، یعنی به غیر از قضات و وکلا و کارشناسان در جهت حل و فصل ارجاع شود با توجه به پیچیدگی جامعه امروز نه اینکه مشکلی را حل نمیکند بلکه بر مشکلات میافزاید و نقش شوراهای داوری به شکل موجود که صورت گرفته نه اینکه مشکلات را حل نکرده بلکه به مشکلان دادگستری افزوده است.
فواید صلح و سازش برای طرفین آن
یک حقوقدان تصریح میکند: اولین فایده صلح و سازش از نظر شخصی این است که وقتی دو نفر که اختلاف دارند برای خودشان هم مفید است که بینشان صلح صورت پذیرد به این دلیل که اولا تمام دعاوی یک ریسک شکست دارند؛ هر چه قدر دلایل شما در دادگاه محکم باشد ممکن است در نهایت مواردی باشد که باعث شکست شما شود. به همین دلیل اگر صلح و سازش صورت بگیرد خطر آن برای شخص هم کم است مثلا ممکن است درصلح و سازش از ۱۰۰ تومان پول که بر سر آن دعوا است حداقل ۵۰ تومانش به شخص باز شود.
دکتر شهسواری ادامه میدهد: دومین فایده این است که گاهی وقتها اشخاص در دعوایی که در دادگاه مطرح میشود حتی اگر پیروز هم شوند چیزی که به دست میآورند کمتر از آن چیزی است که با صلح میتوانستند به دست آورند. مثلا فرض کنید یک شخص بازاری پولی به میزان ۱۰ میلیون دارد با وجود این اجازه دارد که علاوه بر ۱۰ میلیون، ۲۰ میلیون هم اعتباری خرید کند. این باعث میشود که این ۱۰ میلیون درصدهای بالایی کار کند. در بعضی از شکلها ممکن است این ۱۰ میلیون به ۲۰ میلیون تبدیل شود. یک سوال مطرح است اگر این بازاری به فرض ۱۰ میلیون طلبکار باشد و با دریافت ۷ میلیون مصالحه کند و آن را ظرف یک سال به ۱۵ میلیون تبدیل کند بهتر است یا اینکه پس از یک پروسه یکساله طرح دعوی و استخدام وکیل و… اصل ۱۰ میلیون را به دست بیاورد و مقدار اندکی هم خسارت که در نهایت به ۱۳ میلیون نمیرسد؟ سومین فایده برای شخص این است که آرامش خیال دارد، اگر به جای ۱۰ میلیون، هفت میلیون گرفته اما به جای آن آرامش دارد و درگیریهای دادگاه رفتن را ندارد.
فرهنگسازی و تشویق مردم به صلح و سازش
این حقوقدان همچنین در ادامه بیان میدارد: اولین مبحث در نقد سیاستگذاری و سیستمهای اجرایی قانونگذار این است که باید طرفین را تشویق به صلح کنیم و نه اینکه مجبور به صلح شوند. یعنی آنقدر این پروسه را طولانی کنیم که مجبور به صلح شوند این کار میتواند از طریق مشاوره باشد یا صحبتهای قاضی دادگاه و یا مراجعه به یک سری مراجع دیگر با توجه به روایتی که ابتدا مطرح شد. مثل بیمه که اگر ارگانی بعد از تصادف متقبل خسارت شود دلیلی برای دعوای طرفین نیست، یا ایجاد صندوقی برای حل مشکلات. صندوقی وجود دارد به نام صندوق تامین خسارتهای بدنی؛ این صندوق بخشی از بودجه را از دولت یا بیمههای دیگر تامین میکند و کارش به گونهای است که اگر کسی تصادف کرد و خسارت بدنی دید و مالک خودرو تحت پوشش بیمه نبود این صندوق هرینهها را میپردازد اگر این اطلاعرسانی شود باعث صلح و سازش میشود و دعاوی را پایین میآورد.
اما این سوال پیش میآید که وقتی میگوییم دولت تشویق به صلح کند یعنی چه؟ یعنی دو طرف اقدام به صلح کنند یا اینکه دولت هم کمک کند تا باعث کاهش دعاوی شود. که ما در کشورهای دیگر این موضوع را زیاد داریم. شهسواری در این خصوص اظهار میدارد: گاهی اجتماع نیاز دارد که مردم را از صلح و سازش منع کند همیشه تشویق به صلح و سازش خوب نیست، مثل این ضربالمثل که میگوید: «ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان» اگر بر حق یک شخص ظالم لطف کنی بر مردم ظلم کردهای. بعضی اوقات اشخاص نباید از حقشان گذشت کنند به این خاطر که آن فردی که حق کسی را از بین برده به این مسئله عادت نکند. مثل اینکه وظیفه اجتماعی فرد حکم میکند که پیگیر پرونده شود و اجرای حکم را بگیرد تا آن شخص به خودش اجازه ندهد که بار دیگر حقوق شهروند دیگری را زیر پا بگذارد.
این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: در آمریکا قانونی وجود دارد به نام کلیتون که در ماده ۴ این قانون آمده است که اگر در اثر اعمال غیر قانونی (اعمال ضد رقابتی) به کسی ضرر وارد شود زیان دیده مستحق سه برابر آن ضرر است و میتواند سه برابر را مطالبه کند.
دلیل این موضوع را بررسی کردم، در یک مقاله دیدم که دلیل آن آمده است که مردم را تشویق کنند تا در زمینه اینگونه موارد طرح دعوا کنند.یعنی دقیقا سیاستی بر خلاف سیاست ایجاد صلح و سازش، چرا؟ زیرا معتقدند که این
ضرر رساندن به بقیه است و برای اجتماع مضر است و بهترین کسی که میتواند دولت را در جلوگیری از این اعمال یاری دهد خود شاکیان هستند. وی
خاطر نشان میکند مطالبه خسارت سه فایده دارد.
خاصیت بازدارندگی دارد؛ باعث میشود شخص بداند که اگر به دیگری ضرر برساند باید جبران کند، بنابراین چنین کاری را انجام نمیدهد.
وی می افزاید: وقتی شخص مطالبه خسارت کند و حتی سه برابر بگیرد، شخص زیانزننده علاوه بر این که سود نکرده، تنبیه کردهایم و ضرر هم کرده است.
شخص ضرر دیده هم ضررش جبران میشود و رضایت خاطری برای او دارد؛ و کلا در اجتماع اگر ضرر افراد جبران شود در روابط اجتماعیشان بسیار تاثیرگذار است. به فرض شخصی بخواهد ۶۰ میلیون کلاهبرداری کند. این فرد ۶۰ میلیون سر یک نفر کلاه بگذارد یا سر ۳۰ نفر هر نفر ۲ میلیون کلاه بگذارد آن فردی که ۶۰ میلیون ضرر دیده خیلی احتمال شکایتش بیشتر است تا آن گروهی که هر کدام ۲ میلیون ضرر کردهاند.
آن شخصی که به جای یک نفر، سر ۳۰ نفر کلاه گذاشته است و به خودش میگوید از این ۳۰ نفر همه به دادگاه نمیآیند بلکه ۱۰ نفر حداقل از این دو میلیون میگذرند و از این ۲۰ نفر باقی مانده هم هر کدام جداگانه به شورای حل اختلاف میآیند، یا سازش میکنند و یا به یک میلیون رضایت میدهند.
با یک حساب سر انگشتی این آقا با نصف پولی که کلاهبرداری کرده است طرفهای خودش را راضی کرده است و نیمی از پول هم پیش خودش باقی مانده است.
پس این باعث میشود سری بعد هم دوباره این کار را انجام دهد و به ادامه کارش تشویق شود. بنابراین همه جا نباید به صلح و سازش کار خاتمه یابد بلکه باید بعضی پروندهها ادامه یابد تا شخص به نتیجه عمل خودش برسد.
این وکیل دادگستری در خصوص تشویق به صلح و سازش در ادامه میافزاید: در مورد اینکه تشویق به صلح و سازش شود یا نه، باید دید موضوع برای جامعه به چه میزان اهمیت دارد یعنی بعضی وقتها دعاوی جنبه عمومی دارند و البته که جنبه عمومی برخلاف تصور بسیاری از حقوقدانان فقط به دعاوی کیفری مربوط نیست و به دعاوی حقوقی هم مربوط میشود مثلِ بعضی از مثالهای قبل. پس در دعاوی حقوقی هم اگر سازش به شکلی باشد که ناهنجاری را در جامعه رواج دهد نباید تشویق به سازش شود.
سخن آخر
آنچه کارشناسان در اهمیت صلح و سازش گفتند را میتوان در داستان زیر خلاصه کرد: قاضی در دادگاه به مبحثی برمیخورد که دو طرف دعوا یکی قانون به نفعش بود دیگری انصافا حق با او بود. در طول دادگاه طرفی که قانون با او بود به هیچ عنوان از موضع خود کوتاه نمیآید و هر چه قاضی سعی میکند طرفین حاضر به توافق نمیشوند؛ در نتیجه چاره ای میاندیشد و در جلسه قبل از اعلام رای دادگاه به طرفین دعوا میگوید که دادگاه به نفع کسی که انصافا حق با اوست رای خواهد داد.
در نتیجه طرفی که قانون با او بود و تمایلی به سازش نداشت پا جلو میگذارد و تمایل به سازش پیدا میکند و از طرف مقابل میخواهد که با هم به توافق برسند؛ اما آنها غره شده و از سازش سر باز میزنند در نتیجه در جلسه آینده قاضی دادگاه به نفع کسی که قانون با او بود رای میدهد. در واقع قاضی دادگاه به دلیل این که حق هیچ کدام ضایع نشود سعی کرده بود تا بین آنها صلح ایجاد کند.
در گفتوگوی “حمایت” با کارشناسان مطرح شد؛
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی