بررسی آسیب ها و مشکلات خانوادگی واجتماعی که منجربه فرار دختران می شود، موضوعی بسیارمهم است که باید امروز بیش ازپیش مورد توجه مسئولان وپژوهشگران باشد. پرسش آغازین تحقیق این است که چراوچگونه دختران فراری به وجودآمده اند؟
که درپاسخ آن باید گفت تحولات ودگرگونی های عصرحاضر، خواه وناخواه درافکارواندیشه های جوانان تأثیرمی گذارد ومسایل جدیدی رابرای آنان مطرح می کند. توجه به این مساله وسپس یافتن راه حل های منطقی، نخستین قدم، درراه تربیت صحیح محسوب می شود. افزایش شدید جمعیت جوان کشور، تغییرنگرش هاوفرهنگ، جابه جایی طبقات اجتماعی، نارضایتی بیشترجوانان
ازطبقه اجتماعی خود، نابسامانی اقتصادی، مهاجرت، بالارفتن سطح توقع مردم به خصوص زنان وجوانان، سوء مدیریت وبی توجهی به خواسته جوانان، افزایش شدید فاصله طبقاتی، گرفتاری های والدین وغافل شدن آنان ازفرزندان، ازهم گسیختگی خانواده، احساس محرومیت، بی اعتقادی به اصول اخلاقی ومذهبی، فساد اخلاقی خانواده، مسکن، بیکاری، اعتیاد، اجبار
به ازدواج وخشونت همه دلایل فرارنوجوانان ازخانه وخانواده است. ازطرف دیگرجامعه، دخترفراری را
به عنوان سنبل فساد اخلاقی وتباهی می شناسد وهمین دیدگاه امکان هرگونه اصلاح یاتغییر اوضاع را
مشکل می کند، وقتی نگاهی کوتاه به عوامل فرار
می اندازیم می بینیم تمام آنها به نوعی ازاصول اولیه یک زندگی سالم منحرف شده اند. باتوجه به این که جامعه اسلامی، بیش ازپیش به تقویت وتحکیم
نهاد خانواده تاکید دارد، باید هرنوع پرورش اخلاقی، سنن دینی وتربیت اجتماعی راازاین نهاد آغازکنیم زیرا درصورتی که به هردلیل نتوانیم این
سنگ بنای جامعه رامستحکم کنیم، هرگزنخواهیم توانست معیارهاوارزش های والا وایده آل خود رابرای
نسل های بعد بگذاریم. اگربخواهیم نابسامانی های اخلاقی واجتماعی را تنها ازراه قانون، امرونهی، تنبیه ومجازات درجامعه برطرف کنیم، خواه وناخواه انحراف وبزهکاری روز افزون وکنترل ناپذی
جلوه خواهد کرد،آنچه باید مورد توجه قرار گیرد مساله سلامت خانواده ومشکل عواقب فرار دختران است که سلامت وامنیت خانواده وجامعه رابه مخاطره انداخته است. متأسفانه شواهد نشان می دهد
بین تجاوزهای جنسی وجرایم دختران به ویژه فرارازخانه ارتباط وجود دارد.کنکاش درمورد زندگی خصوصی افرادکاری است بسیارپرخطر،به علاوه
ترک خانه به نوعی انحراف ازاصول اولیه
یک زندگی است. فرار، کمترعلت بیولوژیک وروانی دارد وبه طورمعمول دختران ازفساد حاکم بر خانواده ازهرنوع که باشد فرار می کنند. این دختران به امید فرارازگرداب خانوادگی ویافتن مکانی امن وآرام درجست وجوی محبت وتوجهی که ازآن محروم
بوده اند، اقدام به ترک خانه می کنند،
اما بی تجربه بودن ومحیط اجتماعی آلوده ونبود
نهاد حمایتی دولتی، آنان رابه همان مسلخی می برد که از آن فرارکرده اند! دختران نوجوانی که منزل خود راترک می کنند، خود به قبح فرار آگاهند. پاسخ های اولیه برخی ازآنان
به پرسشگران نشان ازاین دارد که دست کم دربرخورد اول، نمی خواهند خود رافراری معرفی کنند، زیرا خود نیز قبلا درمورد دختران فراری چنین نظری داشته اند. این دختران به ندرت به بیگانگان اعتماد می کنند. آنان همواره ازنگاه مردم می گریزند. ازاین روبه سختی حاضربه گشودن رازدل وصحبت ازآرزوها، آمال، خواسته ها، ناکامی هاورنج های خود بابیگانه اند. مصاحبه گران این تحقیق با معرفی خود به عنوان یک دخترفراری ورفت وآمد مداوم درمحل تجمع آنان باتعدادی ارتباط برقرارکرده وموفق
به انجام مصاحبه شده اند. هرچند فراردختران وزنان جوان ازخانه وخانواده درسال های قبل ازانقلاب نیز وجود داشته ولی درسال های اخیربه دلایل متعدد روبه افزایش است .قبل ازانقلاب مطالعه وتحقیق علمی دراین زمینه انجام نشده است ،اما
درسال های اخیرمطالعات وتحقیقات وپژوهش های قضایی قوه قضاییه و… صورت گرفته است.
ازآن جمله طرح بررسی عوامل مؤثردرپدیده
خانه گریزی دختران که دراین طرح،پرونده دختران مورد بررسی قرار گرفت، تحقیقی نیزدرکانون اصلاح وتربیت درمورد ۵۰ دخترکه بزهکاربوده اند،
صورت گرفت. درپرسشنامه ای که به این منظورتهیه شده چهارمحور،احساس ارزشمندی، احساس محبت واحساس نارضایتی ازجنسیت خویش، مورد توجه بود. درمورد احساس ارزشمندی که ازعوامل مهم فراراست دختران دوست داشته اند که مورد پذیرش دیگران قرارگیرندوعامل مهم فرارشان
این بوده است.۶۸ درصد احساس خودمختاری رامطرح کردند،۲۸ درصد قصد داشتند خودشان مشکلاتشان راحل کنند، ۴۲ درصد بی محبتی و
ارضا نشدن حس عاطفی راعامل فرارازخانه عنوان کردندو ۳۸ درصد ازجنسیت خود ناراضی بودند تحقیقات متعددی نیز دردادگستری تهران ومرکزدانشگاهی انجام گرفت که درباره آن توضیح می دهد: باتوجه
به ازهم گسیختگی خانواده (جدایی یافوت والدین)، کاهش انسجام ویک پارچگی آن وافزایش
سورفتارهای والدین (اعم ازوالدین یاناپدری ونامادری) که به اخراج یا فرارفرزندان ازخانه منجرمی شود. ازیک طرف میزان مشکلات یعنی نیازهای ارضا نشده فرزندان افزایش یافته وازطرف دیگرمیزان احساس امیدواری شان درحل مشکلات حتی درآینده دورکاهش می یابد. بنابراین به واسطه
این که فرد اولین یادومین فرزند خانواده بوده واحساس استقلال ومسایل خانواده رادرک می کند نیاز
به هم فکری وهمدلی یابه عبارتی پذیرش خانواده وجامعه رادارد. ازاین روبه طرف دوستان وهمسالان دست دراز می کند تااحساس احترام وانتظارپذیرش نزد دوستان رابه دست آورد، اما وقتی دربرخورد
با دوستان ناباب به بزهکاری وانواع انحرافات اجتماعی دست می زند به تدریج هاله ای ازاحساس عدم تعلق اجتماعی دراطراف خود ایجاد می کند هرچند که درمحیط های بازسازی (کانون اصلاح وتربیت واصلاح وزندان) می کوشد اخلاق ورفتارخود رابهترکند واین بهتر شدن اخلاق خود رابه رخ جامعه بکشد، نارضایتی ازمحیط کانون وازهمه مهمتربرچسب مجرم زدن به فردبریأس اوافزوده
می شود وگاهی دربحث های گروهی نوعی انحراف آنقدرنزدوی عجیب جلوه می کند که به نوعی درتکرارجرم یاوسعت بخشیدن به آن برای پیوستن به باند بزهکاران تمایل نشان می دهد. بنابراین اگرخانواده مدرسه ،مردم واهل محل نتوانند بررفتاروانتظار نوجوانان نظارت کافی داشته باشند و
ارزش هاوهنجارهای اجتماعی رادرمسیر طبیعی آن به آنهابیاموزند وبه قبولانند که برخی ازنیازهامورد پذیرش جامعه نیست وباید ازآنهاچشم پوشی کنند یاگاهی این نیازهارابابرخی نیازهای جامعه پسند تعویض کنند وشکل وروش ارضای آنهاراباهنجارهای اجتماعی تطبیق دهند، دیگر نمی توان ازمحیط های بازرسی مثل کانون یازندان توقع داشت وظایف مربوط به خانواده، مدرسه، مردم واهل محل راانجام دهد ولی می توان امیدواربودکه این نهادهاباسازوکارهای پیش گیرانه نیازجوانان ازقبیل امکانات تحصیلی، امکانات شغلی، گذران اوقات فراغت و… رابه طوردقیق مدنظر قرار داده و
برنامه ریزی هایی رادرمورد جوانان ونوجوانان به اجرا گزارند.
حمایت :۱۵/۱۰/۱۳۹۰
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی