روان شناسی و پیشگیری از وقوع جرم

روان شناسی به تمام جنبه های زندگی انسان ، اعم از بعد عاطفی ، عقلی ، اجتماعی ، اخلاقی ، ارثی و در کل شخصیتی مربوط می‌باشد و به همین خاطر روان شناسان جدید با طرح پیشگیری از وقوع جرم و توجه به شخصیت مجرم و شیوه های بهسازی او باب تازه ای در مباحث جرم گشوده‌اند .
این که چگونه می‌توان از وقوع جرم جلوگیری کرد و چگونه می‌توان به علل و انگیزه‌هایی که موجب چنین حالتی در او شده‌اند پی برد زیرا پیشگیری همواره ساده تر از درمان است . پیشگیری بهتر از شفا دادن است .
«برای اینکه جرم‌ها تقلیل یابد و مبارزه ثمر بخش تر باشد باید قبل از وقوع ، پیشگیری به عمل آید چون پس از وقوع جرم ، دیگر باز سازی مجرم میسر نیست » .
بسیاری از روان شناسان که به مطالعه جرم می‌پردازند عقیده دارند که باید بر متغیرهای شخصیت افراد تکیه کرد و آن را بهترین عامل در قضاوت بالینی محسوب کرد و بر این باورند که مجرمان افراد طرد شده هستند . ولی دیدگاه زیست شناختی معاصر عامل ژنتیک را یکی از عوامل مهم در ارتکاب جرم می‌داند ولی این شبهه وجود دارد که پذیرفتن وراثت به عنوان یک عامل در رفتار جنایی دلالت بر این دارد که جرم و جنایت عادت‌های غیر قابل اجتنابی هستند .جرم از پیامد های حتمی یک ژن بد و یک خون بد است و نخستین پژوهشگری که ارتباط جرم و ژنتیک را مطرح کرد جرم شناس ایتالیایی بود که معتقد بود برخی مردم مجرم متولد می‌شوند وداروین معتقد بود که افراد مجرم از نظر ظاهری دارای حالت‌های غیر طبیعی مانند جمجمه‌ی غیر طبیعی ، بینی پهن ، لب‌های کلفت گونه های استخوانی و چشمان مغولی هستند .
هلی و برونر بر عوامل طبیعی و شخصیت تأ کید داشتند ، آنان بیشتر از هزار نمونه مجرم را مطالعه کردند و دریافتند که مجرمان بیشتر از غیر مجرمان دارای اختلال شخصیتی هستند .
اما جامعه شناسان ریشه‌ی بسیاری از رفتار های جنایی را محیط اجتماعی فرد می‌دانند و به جای این که فرد را مورد توجه قرار دهند ، جامعه و انحراف در آن را مورد توجه قرار می‌دهند ، که عوامل زیر می‌تواند در شکل گیری جرم مؤثر باشد :
۱٫جامعه پذیری ناقص
۲٫یادگیری رفتار انحرافی
۳٫فشارهای ساختاری
امروزه برای پیشگیری از وقوع جرم از دیدگاه روان شناسی ، راهبرد های زیر قابل اجرا و کار ساز و مثبت خواهد بود که عبارتند از :
روان درمانی : هدف آن سازگاری عاطفی به منظور برخورداری از روابط صحیح است که در آن رابطه‌ی درمانگر با مراجع «درمانجو» باید بر اساس همدلی باشد .
روان کاوی : که تجزیه و تحلیل محتویات ضمیر ناخود آگاه فرد است.
رفتار در مانی : اشاره به تمامی
رفتار های ظاهر دارد که از تقویت کننده‌ها و تکنیک‌های قابل درمان خود استفاده می‌کند .
روان درمانی حمایتی : به منظور کسب تعادل روانی بر اساس اطمینان بخشی سبکبار کردن ، تعدیل محیط و ترغیب می‌باشد .
خانواده درمانی : که درمان به شکل گروهی و مشاوره با تمامی اعضای خانواده‌ها به منظور حل تعارضات خانوادگی و بهبود روابط درون سازمانی خانواده است .
روان درمانی گروهی : بر روی یک گروه برای بهره گیری از تأثیر متقابل اعضای گروه است .
پسیکو درام : که فرد بتواند با صحنه نمایش در مورد یک موضوع خود را تخلیه کند . درمان با کار که ایجاد اشتغال برای بیکاران است . در نهایت اقدامات تأمینی و تربیتی پیشگیری از وقوع جرم و عادت دادن به زندگی اجتماعی است .
گر خطا گفتم اصلاحش تو کن مصلحی تو ، ای سلطان سخن
کیمیا داری که تبدیلش کنی گر چه جوی خون بود نیلش کنی
این چنین مینا گری ها کار تست این چنین اکسیرها ز اسرار تست
«مولانا»
ریشه جرم و جنایت را می‌توان تا سپیده دم تاریخ بشری به واپس برد .از آن هنگام که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده ای چون خوردن گندم یا سیب از بهشت رانده شدند و پسرشان قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند جرم آغاز راه کرد و از آن زمانی که آدمی با نگاه حیرت ناک و پرسش آمیز صحنه دریده شدن بره آهویی گریز پا را در چنگ و دندان جانوری بر افروخته از هراس گرسنگی دید شالوده جامعه‌ی جرم آفرین نیز ریخته شد . از آن لحظه دردناک تاریخی به این سو ، جنایت همان جنایت باقی ماند اما همواره رنگ عوض کرد و سایه‌ی خود را بر گستره گیتی افکند . اینک ما روز به روز شاهد گسترش تبهکاری هستیم و در دنیایی زندگی می‌کنیم که با هوس‌های جنسی قتل ، آدم خواری و آدم ربایی و … آمیخته شده است و امنیت انسان معاصر را تهدید می‌کند و هیچ روزی نیست که در روزنامه‌ها و رسانه های گروهی از جرم و جنایت گفته نشود و خبرهای هیجان انگیز درباره‌ی
آدم کشی ، دزدی ، خود کشی و …. در رأس خبرها نباشد .
افزایش جرم در شهر های بزرگ به حدی رسیده است که آرامش جای خود را به بحران سپرده و به تدریج واژه امنیت و آسایش در بسیاری موارد اعتبار خود را از دست داده است . ریشه اصلی رفتار های جنایی را باید در کل زندگی اجتماعی و نوع خاص روابط انسانی جستجو کرد . انواع نابسامانی‌های اقتصادی ، اجتماعی چون فقر ، تورم و گرانی ، بیکاری ، فقدان امنیت مالی و حقوقی و سایر عواملی که باعث «محرومیت» می‌شود ، زمینه مناسبی را برای ارتکاب جرم به وجود می‌آورد .
درباره‌ی اینکه در جامعه ، جرم و جنایت روز به روز زیاد تر می‌شود و چرا تبهکاری رواج می‌یابد جرم شناسان می‌گویند ؛ این همه ریشه در آزمندی انسان روزگار ما دارد و علمای علم اخلاق گناه جرم آفرینی را به گردن زمانه ی بی رحم و فساد پذیر می‌اندازند و جامعه شنا سان از نا هم ترازی طبقات اجتماعی و کشمکش‌های فقر و ثروت سخن می‌گویند و بالاخره روان شناسان جنایی ، تبهکار را در حکم بیماری می‌دانند که تحت تأثیر انگیزه های درونی و اوضاع خاص محیطی دست به ارتکاب جرم زده است .
باید به مسأله با دید علمی نگریست و گفتن اینکه انسان مختار و مسئول رفتارهای نیک و بد خویش است و باید مجازات شود کافی نیست .
امروزه به اثبات رسیده که تبهکاری در اثر عوامل ارثی ، روانی ، فرهنگی ، اجتماعی و اوضاع خاص محیطی به وقوع می‌پیوندد و عامل مجازات تأثیر چندانی در کاهش آن ندارد . در موقعیت زمانی و مکانی مخصوص و معین ممکن است دانا ، آگاه و توانگری مرتکب جنایت شود و بیچاره ، بینوا و محرومی از جنایت بپرهیزند و یا در صورت ارتکاب جنایت ، اصلاح شود و به نیکی گراید زیرا؛ بنا به
گفته ی تولستوی «در روح هر فرد مجرم هم بارقه ای از نور الهی وجود دارد که ممکن است راهنمایی کند» .
اگر شمار روز افزون بیماران روانی و کسانی را که بر اثر ناراحتی‌های زندگی و فشارهای ساختاری خود کشی می‌کنند و یا مرتکب قتل می‌شوند ، در نظر آوریم می‌بینیم که بی نظمی فکری و سرکشی در جامعه حکم فرماست و هنر اعتدال و خویشاوندی و خویش تن داری و میانه روی که نشانه‌ی جامعه ی
نیک بخت است از میان رفته است و اگر برای این نظام گسیختگی اجتماعی ، فکری نیندیشیم و تدبیری به کار نبندیم و راهکارهایی نیابیم ، بیم آن می‌رود که شمار تبهکاران و بیماران روانی و …. باز هم افزایش یابد و جامعه را به نابسامانی کشاند .

حمایت: ۱۹/۸/۱۳۹۰

برای عضویت در خبرنامه حقوقی و دریافت آخرین اطلاعات در اینباکس خود ایمیل تان را در بخش زیر وارد نمایید

پس از ثبت ایمیل می بایست به اینباکس خود مراجعه نموده و بر روی بخش مورد نظر در ایمیل ارسالی کلیک فرمایید تا ثبت نام شما تکمیل شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد