مالیات یکی از حقوق دولت و از تکالیف شهروندان است، اما برخی انجام این تکلیف و پرداخت قسمتی از درآمد و دارایی خود را به عنوان مالیات ناعادلانه میدانند. این مقاومتها که منجر به فرار مالیاتی میشود، عمدتا به دلیل عدم آشنایی با مالیات، کارکرد آن و حقوق مالیاتی است.
در صورتی که شهروندان اطلاعات بیشتری در این خصوص داشته باشند، بیشتر با آن همکاری خواهند کرد. از اینجاست که نقش آموزش های همگانی در صیانت از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی تبدیل به موضوعی قابل بحث میشود. درست است که پرداخت مالیات تکلیف شهروندان است، اما آن ها در این خصوص از حقوقی هم برخوردارند. لزوم آموزش این حقوق در گفتوگو با کارشناسان حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است.
تلاش برای آموزش حقوق مالیاتی
یک کارشناس حقوق جزا و جرمشناسی با بیان این مطلب که هر تکلیفی با حقی همراه است، میگوید: هر کس تکلیفی بر عهده دارد و در کنار آن از حقی نیز برخوردار است. عدم موازنه در ترازوی حق و تکلیف، باعث تزلزل بنیانهای اجتماعی میشود. حسین براری این گونه ادامه میدهد: در حوزه حقوق مالیاتی، که به دلیل حاکمیتی بودن آن از اهمیت فراوانی برخوردار است، از دیرباز تاکنون جای خالی آموزشهای همگانی حقوقی احساس شده است. هرچند در سالهای اخیر برخی صاحبنظران علم حقوق، کوشیدند با انتشار مقالات ، دو کفه ترازوی حق و تکلیف را وزنی برابر ببخشند، ولی کشور ما برای رشد پایدار و تثبیت شده درآمدهای مالیاتی، نیازمند گامهای جدی به ویژه ارایه آموزشهای همگانی حقوقی – قضایی با هدف صیانت از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی است.این کارشناس حقوقی ضمن بیان اینکه اگر مالیات در جامعه به خوبی تبیین نشود، نگاه شهروندان در خصوص پرداخت مالیات، نگاهی آمیخته با اجبار خواهد بود، میافزاید: بدیهی است که اگر شهروندان فرایند محاسبه و تادیه مالیات را غیرمنصفانه بپندارند، به طرق مختلف سعی در گریز از اجرای قانون خواهند کرد. براری بر این باور است که شاید به همین دلیل است که از دیر باز، بسیاری از شورشها و نارضایتیهای اجتماعی از مقوله مالیات نشات میگرفت و ریشه یا لااقل بهانه خود را در این حوزه جستوجو میکرد؛ چرا که دولتها تکلیف پرداخت مالیات را بر گردن شهروندان میانداختند، ولی از سوی دیگر حقی برایشان قایل نبودند. به همین دلیل است که امروزه آموزش حقوق مودیان مالیاتی از اولویتهای دستگاههای حاکمیتی هر کشور است.
تلاش همگانی برای آموزش حقوق مالیاتی
این کارشناس حقوقی همچنین تصریح میکند: آموزش، مقوله شخصی نیست که بتوان درباره آن شخصی، تصمیمگیری کرد و باید تصمیم و توافق جمعی در این خصوص وجود داشته باشد که برای رسیدن به این مهم، برگزاری هماندیشی میتواند راهگشا باشد.براری با اشاره به این نکته که تازگی ها مرکز آموزشهای همگانی معاونت آموزش و تحقیقات قوهقضاییه در خصوص تحقق بخشیدن به امر قانونی (بند (د ) ماده ۲۱۱ قانون برنامه پنجم توسعه کشور) و نیز رسالت آموزش حقوق شهروندی اقدام به برگزاری هماندیشی در خصوص آموزش حقوق مودیان مالیاتی کرده است، اظهار میدارد: برای اولینبار در چنین سطحی از عالیترین سطوح تخصصی آموزش مالیاتی در این هماندیشی گرد هم آمده بودند.وی در خصوص مباحث موجود در این هماندیشی بیان میدارد: بحث از سود و فایده و ضرورت آموزش حقوق مودیان مالیاتی شروع شد که تمامی میهمانان به اتفاق ضرورت آموزش در این حوزه را باور داشتند و خواستار بیشتر شدن آن بودند.
افزایش هماهنگی نهادها در آموزش حقوق مالیاتی
این کارشناس حقوق جزا و جرمشناسی در تکمیل صحبتهای فوق میگوید: سخنرانان در این هماندیشی بر این نکته که تمامی دست اندرکاران حوزه مالیاتی اعم از قوهمجریه، قضاییه و بخش خصوصی و دانشگاهی کشور برای صیانت هر چه بهتر از حقوق شهروندی مودیان مالیاتی باید با هم همکاری و مساعدت جمعی داشته باشند، تاکید کردند. همچنین سخنرانان تاکید کردند که باید آموزشها به حدی برسد که شهروندان در کنار داشتن تکلیف پرداخت مالیات، با حقوق خود در این حوزه آشنا شوند. براری ضمن بیان مطلب فوق و با بیان اینکه برگزاری این نوع هماندیشیها میتواند کارآمدی بخش اداری و قضایی در قوه مجریه و قضاییه را افزایش دهد، خاطرنشان میکند: علاوه بر این، از موازی کاریهای بسیاری که در حوزه آموزش صورت میپذیرد جلوگیری می کند، چراکه موازی کاری موجب تشتت آرا میشود که نتیجهای جز سردرگمی شهروندان ندارد. این کارشناس حقوقی میگوید: شاید این بزرگترین نتیجه هماندیشی در حوزه آموزش همگانی باشد که چند متولی با هم بر سر یک میز بنشینند و به تبادل نظر بپردازند و از ۳ قوه حاکمیتی کشور نماینده حضور داشته باشد که این جلسات میتواند نوید بخش بازگشایی دریچه جدیدی در خصوص آموزش در حوزه آموزش همگانی باشد.این کارشناس حقوقی در ادامه میافزاید: البته نباید این نکته را از خاطر دور داشت که این نوع هماندیشیها با حضور نمایندهای از مجلس شورای اسلامی، صدا و سیما و آموزش و پرورش به کارایی بهتری دست پیدا خواهد کرد. البته بیان این پیشنهاد به معنای نفی نتایج پربار هماندیشی اخیر نیست.براری در خاتمه با اشاره به این که انتظار میرود کارگروه آموزش حقوق مودیان مالیاتی که با ابتکار مرکز آموزشهای همگانی معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه تاسیس شده به برگزاری این هماندیشی اکتفا نکنند، بیان میدارد: این مرکز همچنین باید گامهای جدیتری بردارد و جلسات کارگروه را در دو سطح مدیران و کارشناسان ادامه دهد تا شاهد گامهای عملی در صیانت از حقوق شهروندی در حوزه مالیات باشیم. به عنوان مثال تدوین متن آموزشی واحد و مشترک (بر پایه مسئله شناسی و راه حل یابی مشترک) میتواند گامی موثر و کارا در آموزشهای ضروری حقوق به شهروندان باشد و امید است از این طریق صیانت از حقوق شهروندان هر چه بیشتر تامین شود.
مفهوم مودی
یک مدرس دانشگاه با بیان اینکه کلمه مودی از لحاظ لغوی به معنای کسی است که چیزی را ادا میکند، در خصوص تعریف از مودیان مالیاتی میگوید: مودی مالیاتی نیز به فردی که مالیات را ادا و پرداخت میکند گفته میشود، اعم از این که مالیاتی را که پرداخت میکند، مالیات مستقیم باشد یا مالیات غیرمستقیم. سید محمد هادی راجی این گونه ادامه میدهد: پس به طور کلی به افرادی که مالیات خود را پرداخت میکنند از هر قشر و در هر زمینه شغلی که باشند، مودیان مالیاتی میگویند. البته در حال حاضر آن چیزی که در جامعه مرسوم شده است این است که مودی مالیاتی به کسی گفته میشود که دارای شغل آزاد است و مالیات بر درآمد خود را به سازمان امور مالیاتی پرداخت میکند. این کارشناس حقوقی در ارتباط با اصلیترین حقوقی که برای مودیان مالیاتی وجود دارد، خاطرنشان میکند: اصلیترین حقوقی که برای مودیان مالیاتی وجود دارد، این است که مالیاتی که توسط این افراد پرداخت میشود بر اساس قانون باشد و قانون مشخص میکند که چند درصد و برابر چه اصول و قواعدی باید مالیات پرداخت شود. وی در خاتمه اظهار میدارد: قانون نیز باید نرخ مالیات را عادلانه مقرر کند و نحوه محاسبه و وصول مالیات را نیز به نحوی تنظیم کند که شفاف بوده و مودی بتواند به راحتی مراحل مربوطه را با قانون تطبیق داده و در صورت اعتراض به نحوه اجرای آن، به مراجع قانونی ذیربط شکایت کند.
تکلیف همگانی مالیات
یک کارشناس حقوق اقتصادی در رابطه با مفهوم مالیات میگوید: مالیات سهمی است که به موجب اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات، هر یک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و درآمد خود به منظور تامین هزینههای عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور به قدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد. در این تعریف از زاویه مودی به مالیات نگریسته شده است. اگر بخواهیم به نقش دولت در مالیات نگاه کنیم، مالیات مبلغی است که دولت بر اساس قانون از اشخاص و موسسات به منظور تقویت مالی حکومت و تامین مخارج و هزینههای عمومی دریافت میکند. نظریات مربوط به ماهیت مالیات دایما در حال تحول و تکوین بوده است و در قدیم مالیات منحصرا به عنوان نشانه قدرت شاه یا امپراطور که بر اساس حقوق سلطنت بنا شده بود، تلقی شده و بیان کننده این قدرت بود، ولی از نظر فردی که آن را تحمل میکرد از یک قانون نفرتانگیز ناشی میشد.اکبر اناری کندری خاطرنشان میکند: از قرن شانزدهم به بعد و به خصوص از قرن هجدهم به بعد طبیعت مالیات عوض شد و به جای این که بر قدرت پادشاه پایهگذاری شده باشد، براساس حقوق افراد قرار میگیرد. به تدریج نظریات زیادی توسط افرادی چون هیوم، پرودن و مونتسکیو برای تبیین مالیات مطرح شد. در همه تبیینهایی که از مالیات انجام شده است، اراده و پرداخت داوطلبانه مالیات نقشی ندارد و از این نظر اخذ مالیات یک عمل اقتداری توسط دولت است که شهروندان جز مساعدت و همکاری راه دیگری در پیش روی ندارند.
مالیات در اسلام
این کارشناس حقوقی خاطرنشان میکند: بسیاری از فقهای امامیه قایل به این هستند که مالیاتهای اسلامی فقط همان مالیاتهای منصوص مثل خمس و زکات و … است که در کتاب و سنت به آن ها تصریح شده است و بنابراین اگر فردی جمیع واجبات مالی خود را بپردازد، کفایت کرده و تکلیف دیگری برعهده او نیست. اناری ادامه میدهد: مالیات حکم اولی اسلام نیست و محدود و منحصر در مالیاتهای منصوص است که شامل خمس و زکات و خراج میشود. برخی معتقدند که مالیات بنا بر اصطلاح، شامل وجوهاتی که مردم باید بپردازند نمیشود و تنها آن چه را که ضروری است مردم براساس تصمیم دولت بپردازند، مالیات خواهد بود و دولتها تنها در صورت نیاز باید مالیات بگیرند.در تاریخ اسلام دو نوع مالیات در نظامهای اسلامی وجود داشته است: اقطاع و خراج. اقطاع از نظر حقوقی اعطای حق کار در منابع طبیعی معینی به منظور خاص است و به عنوان شیوهای از شیوههای تقسیم کار روی منابع طبیعی که نیاز به احیا و کار دارند، شناخته میشود. بنابراین حق فرد در تخصیص منابع طبیعی تنها مبتنی بر کار است و اقطاع در سرمایههای طبیعی که احتیاج به کار ندارند، فاقد محتوای اسلامی است و اگر کاری انجام پذیرد حقی به نفع عامل در آن ها پیدا نمیشود. خراج هم مالیاتی بوده که در ازای واگذاری زمین برای بهرهبرداری از شخص اخذ میشد. در نظام مالیاتی اسلامی و متون فقهی، مقصود از کلمه خراج هنگامی که به طور مطلق ذکر شود، همان معنای عام مالیات ارضی است که گاهی بر اساس مساحت زمین و گاهی به صورت مقاسمه و بخشی از محصول برآورد و ستانده میشد که در این زمینه با خمس و زکات متفاوت است.
عدالت مالیاتی
این کارشناس حقوق اقتصادی عدالت را یکی از اصول مالیات مینامد و میگوید: به موجب این اصل، مالیات باید عمومیت داشته باشد و بین آحاد ملت تقسیم و عادلانه از همه وصول شود. هیچ کس از پرداخت مالیات معاف نباید باشد و بین افراد از لحاظ پرداخت مالیات تبعیض اعمال نشود. البته منظور این نیست که مالیات میان تمامی افراد کشور حتی کسانی که قادر به پرداخت مالیات نیستند تقسیم شود، بلکه برعکس اعمال معافیت و تخفیف در مورد افراد و طبقات ناتوان جزو عدالت مالیاتی است. همچنین مالیات باید عادلانه و برابر بین مودیان توزیع شود.با توجه به آن چه گفته شد، ضرورت دارد که شهروندان بیش از پیش اطلاعاتی در خصوص مالیات کسب کنند، به خصوص حقوق مالیاتی.
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی