کلماتی همچون « بله» «حتماً» یا مشکلی نیست « انجامش می دهم» «زحمتی نیست» همگی کلماتی هستند که بدون تفکر و تامل و بی اراده و بدون آنکه واقعیت داشته باشند از دهان شما خارج می شوند . و خیلی زود یا دیر به این نتیجه می رسیم که کاری را که از ما خواسته شده است . دوست نداریم که انجام بدهیم و یا وقتی برای انجامش نداریم . وقتی دو ساله بودید ، بدون هیچ مشکلی به راحتی فریاد می زدید «نه» . اما کم کم این کلمه ازشما دور شد، هر بیشتر نه می گفتید پدر و مادرتان عصبانی تر می شدند . آموزگارتان این کلمه را غیر قابل قبول می دانست . و هر چه بزرگتر شدید ، از این می ترسیدید که با «نه» گفتن عشق و وفاداری پدر و مادریا دوستان خود را از دست بدهید . بدون شک بسیاری از این ترس ها در زندگی کنونی شما و در روح وروان شما همچنان وجود دارد . کلمه ای که شما در دوسالگی بدون کوچکترین احساس ناراحتی مدام تکرار می کردید در زندگی امروزتان مشکل ساز شده است . بسیاری بر این باورند که کلمه «نه » با خود واکنش های شدیدی را به همراه دارد . ترس از طرد شدن و اینکه دیگران ما را دوست ندارند و از ما رنجیده خاطر می شوند ، بسیار شدید است . در واقع ضرر و آسیبی که کلمه «بلی» روی شما می گذارد ، خیلی بیشتر از آسیبی است که با « نه » گفتن شما ، روی افراد دیگر گذاشته می شود . افرادی که مدام پاسخ مثبت می دهند ، افرادی بی اراده ، ضعیف و ناتوان هستند که در نتیجه زندگی غمناکی داشته و باعث آزار و اذیت خود می شوند . بهانه های بسیار زیادی وجود دارد که باعث می شود شما در خواستی را بپذیرید از جمله ، روز خیلی بدی را داشتم، اصلاً حوصله ندارم ، حالم خوب نیست ، و فهرستی بلند بالا ، از بهانه های دیگر . این اتفاق چگونه می افتد ؟دلیل دیگر برای «بله های» غیر قابل کنترل ناتوانی برای فکر کردن در مورد آنچه از شما خواسته می شود ، است.آنچه که شما را از نه گفتن باز می دارد ، ترس از ناامید کردن و رنجاندن دیگران است که باعث خواهد شد که دیگر شما را دوست نداشته باشند یا از شما رنجیده خاطر گردند . و شاید بدلیل قرار گرفتن در شرایط ارزشمندی و نیاز به تایید شدن از سوی دیگران ، تن به خواسته ها ی افراد می دهید . در این شرایط در یک محیط خاکستری قرار گرفته اید که هیچ تصمیمی نمی توانید بگیرید . درخواستهایی که مدام از شما می شود ، شما را هر چه بیشتر گرفتار این محیط خاکستری می کند . و تازه زمانیکه دست از قبول درخواستها برنداشته تا فکری به حال خود بکنید همچنان در این حالت باقی می مانید . درعین حال از اینکه نتوانسته اید به طرف مقابل نه بگوئید باعث آزار روحی وروانی شده و از خود عصبانی هستید که چرا قبل از انجام تمام این کارها ، با گفتن نه خود را خلاص نکردید . گاهی با گفتن کلمه بلی زیانهای بیشتری نسبت به گفتن نه به شما وارد می شود . بعد از قبول مسئولیت و گفتن بله شک های شما یک به یک پدیدار می شوند « آیا من وقت دارم» ،« پولی را که به دوستم قرض دادم را خیلی نیاز داشتم » آیا توان انجام کاری را که قبول کرده ام دارم ؟ در این حالتها از قبول چیزی خارج از توانتان احساس ناامنی به شما دست می دهد . حال سئوالات بزرگی برایتان به وجود می آید ، و از خود می پرسید : چطور می توانی چنین مسئولیت بزرگی را انجام دهی ؟ و چه بهانه ای برای انجام ندادن آن می توانی داشته باشی چگونه می توانی طفره بروی ؟ یا به دروغ متوسل می شوی در چنین حالاتی دایما نگرانید، سهمی در فریب دادن دیگران دارید و دچار افکار منفی می شوید ، و دائم در حال سوزاندن انرژی روانی خود هستید ، درحالیکه می توانستید با یک نه ساده ، هیچکدام از این مشکلات فوق را نداشته باشید . قبل از اینکه به درخواست کسی پاسخ دهید ، باید خوب در مورد آن فکر و سوالات زیر را از خود بپرسید ، آیا وقت دارم ؟ آیا با انجام این کار تحت فشار قرار می گیرم ؟ آیا از خود ناراحت می شوم ؟ آیا مایل به انجام این کار برای او هستم؟ آیا توان انجام این کار را دارم آیا به خودم ضرر و آسیبی نمی رسد ؟ با گذشت زمان و با تمرین زیاد ، کلمه نه اولین انتخاب شما می شود ، در صورتیکه در گذشته برای خشنود کردن دیگران ، مودب به نظر رسیدن ، دوری از ناراحتی دیگران ، مورد تائید قرار گرفتن ، آدم خوب به نظر رسیدن ، صادق و ساده به نظر آمدن ، نگرانی از ا ینکه دیگران در موردتان چگونه فکر می کنند و … از بله به وفور استفاده می کردید . با نه گفتن ، شما عقاید خود را مطرح کرده ، حق خود را طلب می کنید و مالک و صاحب اختیار زندگی خود خواهید بود . گاهی در مخمصه ای گیر می کنید نه گفتن اندکی مشکل می شود ، اما همچنان این مهارت را تمرین کنید ، اوایل کمی سخت است اما بعدها اینطور نخواهد بود وقتی به فردی نه می گوئید او را آماده می کنید که شاید بار دیگر نیز از شما نه بشنود و به این طریق از فشار عصبی خود می کاهید . هر زمان با چیزی که تمایلی به انجام آن ندارید موافقت می کنید ، بخشی را از وجود خود جدا می کنید و به تدریج توان خود را از دست می دهید . زیرا با اراده شخصی دیگری زندگی کرده و درحال برآورد ن خواسته ها و نیازهای او بیش از خواسته های خود هستید . برای بسیار از افراد ، بلی گفتن ، جزئی از داستان زندگی شان است. آنها برای انجام هر کاری داوطلب می شوند و همیشه برای انجام هر کاری آماده هستند یا به عبارتی دیگران از آنها براحتی سواری گرفته و همیشه به عنوان یک فرد بله گو در دسترس هستید . آنها همیشه از اینکه دیگران در مورد او چه فکر می کنند نگرانند و می خواهند مورد تایید قرار بگیرند .
حمایت : ۱۰/۹/۱۳۹۰
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی