شرط ضمن العقد خارج لازم سهل است و ممتنع! از نظر کاربرد به ویژه در عقود وکالت و نکاح آنچنان تکرار میشود که گوش عموم با آن آشناست و جزء لاینفک آن دو عقداست. اما از نظر تحلیل و مبانی آنچنان ثقیل و پیچیده است که هنوز هم برسرکاربردو مبنای آن اختلافات جدی وجود دارد.
دراین نوشته ابتدا اجزای آن تحلیل و بازشناسی و سپس کاربرد آن بررسی میشود و نهایتا دیده میشود که لزوما نباید شروط غیرصریح باشد تا ضمنی تلقی شود. به علاوه مهمترین کاربردهای آن در نکاح و وکالت است. اساسا این شرط هم مانند سایر شروط (به شرط صحت)، الزامآوراست و در پرچالش ترین کاربردش که عدم عزل وکیل است؛ عقد جایز را تا حد لزوم معتبر میکند. به علاوه طبق ماده ۶۷۹ قانون مدنی در مواردمشابه تنها راهحل است! البته براساس نظرات غالب و رایج، جایگزینها ویا همکارانی چون شرط عدم عزل محدود به زمان مشخص و افزودن وصیت به عدم عزل هم دارد که بعضا اگر به کمک این شرط بیایند؛ آثاری موجه و مورد پذیرش قانون را دارند و بیشترین همافزایی در تاثیر را ایجاد می کنند!
کلمات کلیدی : شرط، ضمن، عقد، خارج، لازم، جایز، وکالت، نکاح، اذن
مقدمه
شرط ضمنالعقد خارج لازم ابتدائا در فقه(و حقوق)ما برای تکمیل عقودمعین ظاهرشده تا بتواندآن عقود را با توافقات مردم در معاملات هماهنگ نماید و قراردادهای آنان را از گرویدن به بطلان نجاتدهد[۱]. بهمرور وبا توجه به امضاییبودن غالب نهادهای حقوقی معاملات، تکرار این شروط پذیرفتهشد وبعضا بهصورت جزء معمول و لاینفک عقود درآمد[۲].مبنای آن هم به اجماع نسبت دادهمیشود[۳]. در دوران اخیر، جدیترین کاربرد ویا دستکم پرچالشترین محل کاربرد آن برای ارتقاء دوام عقد وکالت، بهعنوان نماینده و سرکرده عقودجائز، استوشاید معمولترین آنها، البته کاربرد درعقد نکاح و در اسناد ازدواج هم بسیار رایج است! دراین نوشته با روش کتابخانهای ابتدا سعی در بازشناسی عناصر آن داریم، سپس بهسراغ آثار این شروط میرویم. تحلیلهای مبنایی ضمن همین مباحث بیان ویا اشاره میشوند، اما اساسا بهکاربرد توجه داریم و نه تحلیل صرف وبیان انبوه نظرات که میتواند نهایتا ما را از جایگاه واقعی آن دور کند! ( ارجاع به منابع شدهاست). لذا مطالب دردو فصل ارائه میشود. در پایان هم نتیجهگیری و منابع ذکر میشود.
فصل اول : تشریح عناصر
عبارت ” شرط ضمن العقد خارج لازم ” دارای ۵ عنصر واژه : شرط، ضمن، عقد، خارج و لازم است که در زیر هریک بیان و بازشناسی میشوند تا اینکه در نهایت، جمع این عناصر ما را به شناخت مفهوم راهنمایی کند :
۱ – شرط : هرچند شرط دارای معانی متعددی است ازجمله : آنچه از عدمش عدم لازم آید ولی از وجودش، وجود لازم نمیآید( در اصول )، شرط در مقابل جزای شرط(در منطق)[۴]. ولی به قرینه وجود عقد در عبارت، منظور از شرط عبارت است از تعهد و الزام و التزام فرعی و تبعی که در معیت عقد ایجاد میشود[۵]. این شرط باید دارای شرایط صحت[۶] باشد و حتماً درمعیت یک عقدکامل باشد[۷] تا بتواند تاثیرخودرا داشته باشد، چراکه اگر عقد ( تعهد اصلی ) باطل باشد ویا باطل یا فسخ بشود؛ تعهد فرعی تبعی نیز ملغیمیشود[۸]. البته استثنایی چون شرطداوری که میتواندقرارداد مستقل هم تلقی شود[۹] هم وجود دارد، ولی در موضوع بحثما دخالتی ندارد(البته فرض دیگری را هم میتوان دیدکه درآن شرط موضوع بحثرا بهصورت مستقل بیان نمودهباشد مانند”وکالت بلاعزل کهاین وکالت درصورت فسخ عقد هم پابرجاست”که به طور خاص و تصریحاً شرط را از تبعیت از عقد خارج کردهاست. لیکن اینگونه موارد خاص، غالباً رخ نمیدهند و در قسمت ” لزوم ” به اعتبار آن خواهیم پرداخت ). لذا منظور همان تعهد فرعی و تبعی در معیت یک عقد کامل است .
۲ – ضمن : درباره درضمن موضوعی قرار گرفتن نظرات مختلفی وجود دارد : برخی آنچه که تصریحاً در معامله ( عقد ) ذکر نمیشود، ولی در مذاکرات حین عقد مورد مباحثه قرار میگیرد را ضمن عقد میدانند[۱۰]. برخی صرف عدم ذکر در عقد را برای ضمنی بودن کافی میدانند[۱۱]و شرط تبانی را هم ضمنی میدانند[۱۲]. برخی هم منظور از ضمنیبودن را وجود درحین مذاکرات عقد میدانند، اعم از آنکه در متن عقد ( یا عقدنامه ) ذکر شود یا نشود[۱۳]( نگارنده هم به این نوع سوم معتقد است). به ویژه اینکه شرط تبانی و ضمنی غیر مذکور در عقد، از نظر اثبات ( در صورت حدوث ویا بروز اختلاف ) دچار مشکل هستند. از سوی دیگر شرط ضمنی میتواند به شروط غیرمذاکرهای هم تسری یابد. درصورتی که شرط غیر مذاکره ای دارای منشاء آمره قانونی و یا عرفی مسلم باشد چنانکه بدون ذکر و اطلاع هم جزء عقد به حساب آیند[۱۴]. اما در مانحن فیه، چون شرط ضمنالعقد لازم، نه آمره قانونیاست و نه آمره عرفی، لذا لازم است که درضمن مذاکرات، مورد مباحثه و توافق قرارگرفته باشد. البته موافق با آنچه که عموم از ذکر یا عدم ذکر درمتن تلقی مینمایند؛ میپذیریم که : منظور از ضمنی همان مباحثه و توافق است و نه لزوماً غیر مصرح[۱۵]! چرا که اگر شرط غیر مصرح قابل پذیرش باشد به طریق اولی، شرط مصرح هم معتبر خواهدبود. در سند نکاح (عقدنامه ازدواج ) هم شروط تصریحی تحت نام ضمنالعقد آمدهاند. البته اثبات وجود شرط در عقد خود مقوله ای جداگانه است که مانند هر موضوع دیگر به قوت خود باقی خواهد بود !
۳ – عقد : اولاً منظور از عقد هرگونه توافق دو اراده طرفین در ایجاد ماهیت حقوقی در عالم اعتبار و تعهد در عالم واقع است[۱۶]، چرا که اعمال حقوقی یکطرفه، ایقاعات، نمیتواند علیه دیگری تعهد بیافریند ولذاست که عقد مورد نظر قرار گرفته. البته شروط صحت و ارکان عقد بایستی به حسب مورد کاملاً برآورده شده باشد والا عقد باطل است و بر باطل نمیتوان بنایی دیگر ساخت که نافذ بماند[۱۷]!
ثانیاً درعبارت، العقد داریمکه درآن” ال”تعریف وجوددارد. ولی درترجمه فارسی مینویسیم : ضمن عقد که دراین حالت، خود ایجاد نقص در برداشت مینماید چراکه باید منظور از عقد، کاملاً مشخص و مورد توافق دو اراده طرفین باشد. و بعضاً چنین تعریفی وجود ندارد ویا حتی عقدی هم وجود ندارد ! و لذا شرط ضمن عقد فاقد محملاست و قابل عدول ویا عدم اتباع ! برای پرهیز از چنین ابهامی اخیراً دفاتر اسنادرسمی، عقد خارج لازم را به” اقرار طرفین ” ملحق میکنند تا به استناد این متن موجود در فرمت اسناد دفترخانه ! اولاً به قدرت اثباتی اقرار[۱۸] و ثانیاً به قدرت اثباتی سند رسمی[۱۹] اتکا کنندکه سند تنظیمی از اعتبار نیفتد! ثالثاً : واژه عقد منحصربه عقود معین (مثلاً مندرج در قانون مدنی ) نیست. زیراکه هم عقود با اصلاحات و درج توضیحاتی که غالباً در معاملات بین مردم رایجاست؛ بعضاً از چارچوب عادی خود خارج میشوند. مثلاً قرارداد خرید وسایل و نصب دستگاه، که هم بیعی خاص را درخود دارد و هم قرارداد اجرای یک تعهد به نصب بیعیب و راه اندازی را . ازسوی دیگر تنوع قراردادهای کنونی فاقد چارچوب مشخص در قانون مدنی آنچناناستکه لاجرم بایستی آنها را طبق ماده ۱۰ قانون مدنی پذیرفت(از جمله اجاره به شرط تملیک، پیش فروش، فروش مال مرهونه مانند آپارتمان دارای وام و امثالهم).
بنا براین منظور از عقد : قراردادی اعم از موسوم و معین ویا نامشخص ، و کامل است که بین طرفین مشخص و بی ابهام است و صحیحاً هم واقع شدهاست.
۴ – خارج : منظور ایناستکه طی عقدی دیگر ونه همان عقد موضوع اولیه[۲۰] ! به عنوان مثال اگر شرط عدم عزل وکیل بهطور مطلق( ونه درزمان محدود) آورده شده باشد؛ باید این شرط ضمن عقدی دیگر مثلاً بیع، صلح و یا قراردادی دیگر آمده باشد تا خارج از عقد تلقی شود. نکته درخور توجه ایناستکه: شرط عدم عزل بدون ذکر زمان که در عقدی خارج آمده است و درضمن عقد وکالت قید میشود؛ نسبت به عقد خارج، شرطاست و نسبت به عقد وکالت اقرار ! یعنی اشتراط کنونی نیست، بلکه اقرار به اشتراط قبلی شرطیاستکه جهت اعمال در وکالت، طی عقدی خارج برقرار شده! بههمین دلیلاستکه معمولاً در وکالتنامه محضری عنوان میشود: موکل طی شرط ضمنالعقد خارج لازم به اقرارهم…. یعنی این قرارداد جزء شرایط وکالت شدهاست! دلیل این اشتراط هم بحث لزوم و اعتبار شرط استکه بعدا بیان خواهدشد ! ۵ – لازم: صفت لازم دراینجا به قرینه عقد، ناظر به قابلیت برهمزدن یکسویه عقد به صرف میل درونی یک طرفاست[۲۱]. یعنی عقدی لازم استکه بدون توافق طرفین یا به واسطه علت قانونی قابل برهم زدن نیست. در اینجا ذکر سه نکته ضروری است:
۱ – منظور کدام عقد است : عقد درحال وقوع یا عقد دیگر ( عقد خارج ) ؟
۲ – آیا شرط هم باید لازم باشد یا خیر ؟
در پاسخ به سوال اول توجه میکنیمکه آنچه درعبارت” شرط ضمن العقد خارج لازم ” مورد نظراست؛ عقدیاستکه خارج از عقد جاری منعقد شدهاست، و عقد جاری میتواند لازم باشد یا جائز( ویا خیاری)[۲۲]. البته توجه میکنیم که اساساً شرط موضوع بحث در عقود جاری جائز مورد ابتلا و شیاع است، مثلاً شرط عدم عزل وکالت. چراکه در عقد لازم میتوان مستقل از عقد دیگر شرطی را برقرار ساخت که لازمالوفاست. هرچندکه میتوان ضمن یک عقد بیع، عقد اجارهای بهمدت مشخص و با شرایط مشخصی را هم پیشبینی و شرطکرد که درحین نوشتن عقد اجاره موضوع، شرایط را هم از عقد بیعی که خارجاست، گرفته باشد ! اما اساس کاربرد ویژه اینگونه شروط، در عقود جائز است . امادرپاسخ به سوال دوم میتوان گفتکه : بهنظر همه شروط صحیح لازمالوفاء هستند[۲۳]، چه ضمن عقد جائز ویا لازم ! وبه نظر اقوی، تا هر زمان که عقد پابرجاست، شرط آن هم پابرجاست[۲۴] ! از سوی دیگر عدم انجام شرط جدای از فسخ عقد هم مقدوراست ! ولی باید توجه داشتکه برخی نیز عقیده دارند که شروط ضمن عقد جائز لازمالوفاء نیستند[۲۵] چراکه لزوم و جواز شرط صرفاً از عقد نشات می گیرد[۲۶]. و از سویی دیگر برخی شروط هستند که اگر انجام شوند، عقد را منفسخ میکنند مانند عزل وکیل !
درتبیین گفتههای بالا توجه میکنیمکه اصولا منظور از لزوم شرط، لازمالوفاء بودناست و با لزوم عقد که قابلیت برهمزدن یکطرفه است؛ تفاوت دارد. با این دقت، واضح است که به جز شروط باطل( مثلاً ربا ضمن قرض : مانند شرط سپردن پول تا مدتی جهت دریافت وام[۲۷]، ویا شرط خلاف کتاب و سنت[۲۸]) که جایی برای وفاء ندارند،و شروط مستقل از عقد( مانند شرط داوری) که لزوم آنها به عنوان قراردادی مستقل تلقی و رعایت می شود؛ سایر شروط در قالب عقد مرجع شرط، میتوانند لازم ویا غیرلازم باشند. بنابرآنچه گفتهشد درمییابیمکه دراین باره نظرات متفاوتی وجود دارد : ۱ – شرط ضمن عقد جائز خود نیز لازم الوفاء نیست(جائز است)[۲۹]. ۲ – شرط ضمن عقد جائز اکیداً لازمالوفاء است تاحدیکه میتواند عقد را هم به نوعی لازم نماید[۳۰].۳ – لزوم و جواز شرط تابع عقد مرجع آن است[۳۱]. ۴ – شرط ضمن عقد جائز تا زمانیکه عقد باقی است لازم است[۳۲]. لیکن قانون مدنی با اتکاء به مشهور فقها، نظرسوم را پذیرفته و شرط ضمن عقد جائز را بهتبع عقد، جائز دانستهاست، تاجاییکه در ماده ۶۷۹، معروفترین و بحث برانگیزترین شرط ضمن وکالت ( به عنوان فرد اشهر عقود جائز) عزل وکیل را ضمن وکالت مجاز ندانستهاست، مگر ضمن عقد لازم دیگر، حق عزل را سلب کرده باشند! بنابراین منظور از لزوم، لزوم عقد دیگر( خارج ) است و نه عقد جاری یا شرط آن.
درپایان این فصل با جمعبندی عرایض پیش، منظور از” شرط ضمن العقد خارج لازم “را به صورت زیر بیان مینماییم :
” شرطی صحیح و نافذ و لازمالوفاء که طی عقد کامل و مشخص دیگری به جز عقد جاری، که قابل فسخ یکسویه با میل یک طرف نیست، برقرار شده و طی عقد جاری، اقرار به وجود و تاثیر آن میشود “.
با این تفاهم، اکنون باید دیدکه چه فایده عملی وآثاری برای این شرط مترتباست که تقریباً همواره در عقود جائز و به ویژه وکالت و حتی در عقد نکاح ( ازدواج ) از آن نامبرده میشود.
فصل دوم – آثار عملی :
همانطورکه دربخش قبل عنوان شد، شرط ضمنالعقد خارج لازم، میتواند در هردو عقد، جائز و لازم قرارگیرد و توجه میکنیمکه آنچه گفته میشود به شرط فعل مربوطاست. البته در مقابل در مقابل برخی اساتید به این معتقدند که شرط عدم عزل وکیل در عقد وکالت، چون حق عزل را از موکل سلب میکند و موکل نمیتواند خلاف آن رفتار کند، لذا شرط نتیجه است و به محض اشتراط برقرار میشود و به ماده ۲۳۶ قانون مدنی نیز استناد نمودهاند[۳۳]. لیکن نگارنده با این نظر موافق نیست چراکه شرط نتیجه[۳۴] نسبت بهیک اتفاقکه قابل رخدادناست( ونه عمل بعدی) واقع میشود وبه علاوه جزایآن هم خسارتاست، درحالیکه در شرط عدم عزل وکیل همانطورکه پیشتر عنوانشد، اولا بهصورت یکی از اجزاء عقد و بلکه از صفات غیرقابل جدایی وکالت درآمده و دیگر صرف شرط قابل رفع نیست که با عدول از آن عقد قابل بقا در عالم اعتبار باشد، وثانیا جزای عدم رعایت آن، بطلان عدول است و نه جبران خسارت و نیز دقیقا شرط ترک فعل است و نه وقوع یک اتفاق یا فعل بعدی. از سوی دیگر توجه میکنیم که شرط صفت باید در اطراف معامله ویا در موضوع معامله و امثالهم وجود داشته باشد و عقد مبنی برآن واقع شود ویا به تعهد فرعی نوعی صفت را نسبت دهد، اما درهر حال نیاز به عمل به آن نیست! نیز در صورت فقدان شرط صفت، در واقع شرط فعلی یا نتیجهای که نتیجهاش صفت موجود در موضوع است؛ برآورده نشدهاست! ودر صورت انضمام شرط صفت به فعل و نتیجه، فقط برآوردهشدن شرط فعل یا نتیجهاست که ملاک ایفای تعهد قرار میگیرد واگر این صفت تا حدی باشد که ارکان و ذات تعهد را تحت تاثیر قراردهد؛ فقد صفت شرط شده، بهمنزله عدم ایفای تعهداست. واگر درحد اَعراض تعهد باشد، که میتواند بهصورت تعهد ایفاشده بهمراه بقای حق مطالبه خسارت، درصورت وجود و اثبات، دیدهشود. اما درباره شرط نتیجه : دراین باره توجه میکنیم که هم میتوان حالتی را دیدکه شرط نتیجه بهمحض و صرف اشتراط، ایجاد میشود و بقای دائمی دارد مانند تعلق شیء الف به زید، بهصرف اشتراط ضمنعقد) ویا حالتیکه بقای آن به بقای عقد وابستهاست( مانند وکالت در امضای تامالاختیار بجای موکل، که بهصرف اشتراط صفت تامالاختیار، این اختیار تام ایجاد میشود، ولی بقای آن وابسته به بقای عقداست). اما در هرحال شرط ضمنالعقد خارج لازم هم مانند هرشرط دیگری، هرگاه از شروط باطل ویا مبطل نباشد، اشتراط آن مجازاست.
اکنون به بررسی کاربرد به ترتیب ضمن عقد لازم و ضمن عقد جائز می پردازیم :
الف– کاربرد ضمن عقد لازم : برای روشنشدن مطلب مثالی بسیار معروف را بیان میکنیم : درضمن عقد نکاح شرطی میشودکه ملک الف بهعنوان مهریه بهزوجه تملکشد( ملکی را پشت قباله عروس انداختن). دراین مثال تملیک ملک الف ازسوی زوج به زوجه(ویا دیگری مانند پدر زوج به پشتیبانی از زوج) عقد صلح استکه به وضوح عقد لازم است. این تملیک بهصورت شرطضمن عقدی دیگر به نام نکاح واقع میشودکهاین هم عقدیاست لازم (بلکه قویتر و محکمتر ازآن چراکه قابل اقاله هم نیستو فسخ آن به دلایل قانونی و انصراف ازآن، موسوم به طلاق، هم دارای شرایط و تشریفاتی خاصاست). حال به بررسی اعتبار و اثر این اشتراط و شرط می پردازیم :
۱ – اعتبار اشتراط : اینگونه شروط، اولاً شرایط صحت شرط را دارند، ثانیاً هیچگونه وضعیت باطل ویا مبطلهم ندارند( مثلا مخالفت با ذات عقد، ودر واقع با اثر اصلی عقد[۳۵])، پس مشمول عموم و اطلاق اصل آزادی اراده[۳۶]( مباح بودن )است ولذا اشتراط آن اشکالی ندارد. این ازجمله اشتراط شرط نتیجه بود وبه محض اشتراط، عین بهملکیت زوجه درمیآید.
تذکر : اینکه “بین اشتراط و قابلیت جری آثار تفاوت قایل شویم “ویا ” این هر دو را از مقوله یکسان بدانیم وبگوییمکه وجود اثر بدون موثر درعالم ایجاد ممکننیست[۳۷]؛ ولذا تفاوتی بین ایندو را نپذیریم”ویا”بگوییم فاقد اثر عملیاست”،در هرحال تفاوتی درصحت اشتراط ندارد.
درفرض دیگریکه شرط فعل مثبت مورد اشتراط باشد همانند سفر حج ویا آموزش قرآن به عنوان مهریه، بازهم این اشتراط صحیحاستو فاقداشکال. تنها تفاوت دراین استکه در حالت شرط نتیجه، مالکیت همزمان ( فوراً ) مستقل میشود، ولی درحالت اخیر با تکیه بر تئوری ذمه، فعل بر ذمه زوج مستقر میشود[۳۸]( همانند تادیه سکه بهار آزادی ). توجه : اینگونه شروط بهصراحت در سند نکاح درج میشود، ولی ضمنعقد خوانده میشوند وهمین اندراج عرایض نگارنده را درباره عمومیت عنوان ضمنالعقد که مشتمل بر شروط تصریحی هم میشود، تاکید میکند!
۲– نفوذ شرط : اینشرط صحیح و نافذ است وهیچ دلیلی برای خلاف نداریم وحتی میتوان ایفای آنرا از متعهدخواست. بلکه حقحبس هم برای متعهدله ایجاد میشود( البته این حق حبس در موارد تملیکی با شروط نتیجه است و نیز درباره شروط فعل که حالّ باشند، والا درباره شروط فعل دارای موعد و مهلت و شرط عوض و امثالهم، تابع موعد و مهلت میباشد و این خصیصه به نفوذ شرط مربوط نیست، بلکه از جمله عروض تعهداست).
نکته : اینگونه شروط و اشتراطها نه به اعتبار و تزلزل عقدو نه به لزوم عقد، نمیتوانند خدشهای واردکنند و برعکس نمیتوانند به اعتبار و لزوم عقد لازم بیفزایند. لذا حذف آنها هم تاثیری درعقد ندارد. هرچند در مواردی مانند نکاح، چون تعهد ناشی ازاین شرط(مثلاً مهریه) جزء ارکان عقداست! لذا حذف تعهد تابع عقد مربوطه و عمومات سقوط تعهدات است.
اما تفاوت اساسی به اشتراط ضمن عقود جائز به ویژه در حالتیکه اعتبار عقد جائز را تا مرز لازم توسعه میدهد[۳۹] مربوط میشود به شرح ذیل :
ب – کاربرد ضمن عقد جائز : بارزترین کاربرد شرط ضمنالعقد خارج لازم و فرد اجلای آن، در عقد وکالت استکه شایعترین عقد جائز است(همانند بیع در عقود لازم). تفاوتی نداردکه عقد دیگر( خارج از وکالت) همزمان با وکالت باشد، مانند عقد نکاح که برای طلاق در مواردی، ضمن همان عقد نکاح، به زوجه وکالت بلاعزل داده میشود ویا اینکه آن عقد خارج دیگر، جدای از وکالت باشد، مانند وکالت در فروش و خرید مال مرهونه( با این تذکر که عقد خارج لازم باید قبل ویا حداکثر همزمان با وکالت باشد والا شرط ضمنالعقد در واقع اشتراط نشده، چون محمل آن یعنی عقد خارج وجود ندارد، فلذا شرط بلاوجه و باطل است).
دراین قسمت دو حالت وجود دارد که در یکی، شرط به اعتبار و مهلت عقد جائز متعرض نمیشود و در دیگری متعرض آن میشود :
۱ – شرط متعرض اعتبار و مهلت عقد وکالت نیست . مثال بارز آن انجام وکالت کاری برای اخذ استعلامهای فروش ملک استکه میتواند ضمن مبایعهنامه ( نه قولنامه ! ) بهخریدار دادهشود. اینگونه شروط معروف و شایع، نه مخالف ذات بیع ویا وکالت هستند ونه مخالف اطلاق آنها بلکه صرفاً درحد یک عنصرکیفی درموازنه عوضین عقد بیع به شمار میروند[۴۰] بدون هیچ تعرض خاص، و با الغای خصوصیت از عقد وکالت، چنین شرط و اشتراطی در تمام عقود جائز دیگر هم ممکناست.
۲ – شرط متعرض اعتبار و مهلت عقد وکالت است. ابتدائاً توجه میکنیم که وکالت طبق تعریف شایع، استنابه در تصرف است[۴۱]. این استنابه نشانگر انتفاع موکل از نتیجه اقدام وکالتی است و وکالت درحق موکل موثراست( و همین وجه تمایز وکالت از مفاهیم مشابه چون اباحه و اذن تصرف است[۴۲]). مفهومی که در استنابه مستتر، بلکه از لوازم آناست، اذن وکیلاست درتصرف نیابتی[۴۳]، اذن نیز باید مستمراً و بهطور ارادی و رضایی موجود باشد[۴۴] تا عقد وکالت معتبر بماند! و هرگاه موکل به هر دلیل بخواهد، میتواند از اذن خود رجوع نماید[۴۵]. دراین حالت اذن تصرف از وکیل سلب و وی مسلوبالاختیار میشود و به عبارت رایج عزل میشود. جداکردن دو مفهوم بقای عقد وکالت، از عزل وکیل نیز فایده عملی ندارد زیرا عزل وکیل یعنی رجوع از اذن، و سلب اختیار از وکیل باعث میشود که هدف اصلی عقد وکالت که عمل به استنابه است؛ غیرمقدور شود[۴۶]. یعنی بدون انجام وکالت وبه همین اعتبار، مقتضای ذات عقد نابود و لذا عقد منفسخ میشود. لذا فسخ یکسویه عقد از طرف موکل و انفساخ عقد بهدلیل انتفای موضوع همزمان با سلب اذن، اثر یکسانی دارند و وکیل در صورت اقدام، حداکثر به فضولی و ید او به ضمانی بدل میشود[۴۷]( البته در صورت فقد سوءنیت، والا حتی ممکن است مرتکب عنوان کیفری تصرف در مال غیر[۴۸]دانستهشود).
ضمنا توجه میکنیمکه تعرض شرط به وکالت نمیتواند درحد تعلیق درانشاء باشد زیرا منجر به بطلان وکالت می شود[۴۹]. اکنون به حالات ۴ گانه تاثیر شرط در عقد وکالت می پردازیم :
حالت اول : تاکید بر قدرت برهمزدن وکالت از سوی موکل و یا وکیل – هرچند این قبیل شروط دربین مردم در حین قرارداد نوشتن، از باب تاکید دیده میشود، ولی از جهت تحلیلی چون اصولاً وکالت عقد جائزاست و در هر لحظه به اختیار طرفین قابل بر هم زدن، لذا تاکید برآن، از قبیل تکرار واضحات است واز نظر تاثیر فایده عقلایی ندارد. لذا لغواست و کالعدم .
حالت دوم : تضیق مدت – بسیار اتفاق میافتدکه طی قراردادی، شخصی متعهد به انجام اموری میشود وبرای انجام کار مهلت مقرر میشود( مثلاً کار اداری طی مدت ۶ ماه)، و برای انجام امور اداری، وکالتی به متعهد داده میشود که با شرط ضمن قرارداد لازم ( اصالهاللزوم )، مهلت نهایی آن مشخصاست. این شرط در واقع انتهای خودکار است و با حق عزل(یا فسخ) ازسوی موکل(متعهدله قرارداد لازم)اصطکاکی ندارد. لذا اشتراط آن، هم مقدور است و هم رایج و هم فاقد هرگونه اشکال.
حالت سوم : شرط عدم عزل- مردم (که علم حقوق درصدد تنسیق روابط بین آنان است[۵۰] ) همواره تمایل به اعتبار دائم عقود بین خود دارند( بهتعبیری اصل بقای عقود[۵۱]) و عقود جائز خلاف این تمایل رفتار میکنند. لذا تلاش متعهدله در عقد جائز برای هرچه باقیتر نگهداشتن عقد، موجه مینماید. هرچند ذاتا نمیتوان عقد جائز را به لازم بدل کرد، زیرا درهرحال با فوت وسفه وجنون[۵۲] احد از طرفین بهخودیخود باطل میشود، ولی میتوان به نحوی به عمر آن افزود بهطوریکه منتفع از برهمزدن عقد، حتیالمقدور نتواند بهطرف مقابل ضرر واردکند(البته اینگفته به معنای امکان فسخ وکالت با حق جبران خسارت نیست). برای اینکار لازم میآید که بدون تغییر در ذات عقد[۵۳]، شرطی را درآن گنجاند که تا مرز لزوم، عقدرا دائمیکند! بهعبارتی دیگر ازرجوع از اراده ( ایقاع) درهر زمان جلوگیریکند. این رجوع میتواند از هردو سوی وکیل یا موکل باشد، وکیل در قالب استعفاء و موکل به شکل عزل وکیل[۵۴] ! ازسویدیگر، سلب دائمی حق ازخود پذیرفته نیست[۵۵] ! پس باید چارهای اندیشید : اولین مرحله درمان ایناستکه باید حق عزل( یا استعفاء) سلبشود! دومین مرحله درمان آناستکه این شرطرا بهنحوی بر عقد جائز وکالت تحمیلکرد.
برای سلب حق عزل دو طریق وجود دارد: یا بهمدت معین ویا برای همیشه( البته فقط تا پایان موضوع وکالت!). اگر سلب حق به مدت معین باشد، مثلا۳۰ سال تمام شمسی ( زمانی معمول در وکالتنامه محضری در خرید و فروشها که جمع قرارداد عادی با این قبیل وکالت بلاعزل، افاده نقل ملکیت میکند[۵۶]) کهاین شرط چه در خود عقد وکالت و چه در عقد خارج لازم درج شود معتبراست و بلا اشکال. اما اگر سلب حق عزل بخواهد بهصورت دائم باشد؛ به محل اصلی نزاع و مهمترین کاربرد شرط ضمنالعقد خارج لازم میرسیم. دراینباره توجه میکنیم که هرچند صحت و نفوذ درج شرط سلب حق عزل ضمن عقد وکالت ویا عقد جائز دیگر طرفدارانی دارد، ولی با توجه به ماده ۶۷۹ قانون مدنی که صریح درمعنی عدم اعتبار چنین شرطیاست، و رای شماره ۷۲۲ مورخ ۱۰/۱۲/۷۲شعبه دوم دیوانعالی کشور و نظریه ۵/۳/۵۲ کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی و نظریه ۳۱۷ مورخه ۰۶/۰۱/۸۴ اداره حقوقی، این اشتراط موثر نیست واز سوییدیگربیرونازموضوعبحثایننوشتاراست. اما درج شرط بهصورت ضمنالعقد خارج لازم : ازنظر تحلیلی توجه میکنیم، ذات جائز عقد[۵۷]، برقراری چنین شرطی درخود عقد را مجاز نمیداند، چراکه سلب حق درجهت مخالف با جواز است. ازسویدیگر شرط ضمن عقد جائز خود لازمالوفاء نیست( نظر مشهور). حتی اگر شرط را تا زمان بقای عقد لازمالوفاء بدانیم( که نگارنده نیز به همین اعتقاد دارد)[۵۸]، بازهم عزل، با استدلال پیشگفته درحکم فسخ عقداستو فسخ یکطرفه نیز درهرزمان ممکناست. پس لازماست تا شرط، ضمن عقدی لازم جدای از عقد جائز درجشود و استحکام خود را از لزوم عقدلازم و لزوم ایفای شرط ضمنآن بگیرد تا الزامآور شود! بهعلاوه منظور از همیشگی بودن، اولا تا مرز فوت یا جنون یا سفه یکی از طرفیناست وثانیا تا پایان موضوع وکالت. زیرا عقد وکالت، اساسا عقدی موضوعی استنابه در موردی مشخص است، والا صرفا وکالت در اداره خواهدبود[۵۹] ( البته در صورت درج وصیت در انجام امر، این شرط وصیت برای بعد از موت موکل که خارج از عقد وکالت است میتواند داخل در بحث ما باشد!).
باتوجه بهآنچه گفتهشد، توجه میکنیم که شرط عدم عزل هرگاه طبق قسمت اخیرماده ۶۷۹ قانون مدنی طی عقدی خارج لازم درجشود، الزامآوراست. یعنی قدرت اعمال حق فسخ یا عزل را از موکل سلب میکند. البته باید دقت نمودکه اعتبار این شرط تا زمانیاستکه عقد خارج لازم به قوت خود باقیاست، والا اگر آن عقد خارج به نحوی فسخ یا اقاله شود؛ شرط ضمن آن هم معتبر نخواهدماند. لیکن اگر با توجیه بیانشده در تبیین واژه عقد درهمین نوشته، شرط همانند قرارداد داوری مستقل، تلقی ویا قراردادی صحیح( حاوی شرط) موجود باشد ویا ایجاد شود(که با تمسک به اصاله اللزوم، لازم است) آنگاه طبق ماده۱۰ قانون مدنی، قرارداد اخیر ویا قرارداد مستقل، درحکم عقد لازم خواهد بود و شرط ضمن آنهم لازماست !
بنابراین، در مواردیکه قرارداد یا عقدی صحیح و لازم داریم، اندراج شرط مجاز و عمل به شرط لازم است. این اشتراط و شرط، عقدجائز وکالت را تا مرز لزوم، مستحکم میکند. یعنی عزل وکیل ممکن نیست و ضمانت اجرای آن، بطلان عزل است!
از نظر تطبیقی هم در حقوق برخی کشورها نیز مانند ایران، اشتراط شرط عدم عزل، ضمن عقد لازم دیگری باید باشد و ضمن عقد وکالت جائز نیست. و ضمانت اجرای بطلان را درپی دارد، و دلیل آن هم نظم عمومی است[۶۰] .
ولی در برخی دیگر کشورها، درج شرط عدم عزل، حتی ضمن عقد جائز وکالت هم ممکن است و ضمانت اجرای آن، صرفا جبران خسارات وارد به وکیل است[۶۱]. اصولا در حقوق ماکه مبتنی بر تشکیل قرارداداست، و اجرای تعهدات فرع تشکیل تلقی و بررسی میشوند، عمل به شرط بهدلیل ورود نصوصاست ونه نظم عمومی و با حقوقهاییکه تعهدات محور اصلی هستند و تشکیل قرارداد صرفا درحد منشاء بررسی میشود، یا بهدلیل نظم عمومی مندرج در قانون ویا با ضمانت جبران خسارت، دستورالعملها متفاوت هستند!
نتیجه گیری : شرط ضمنالعقد خارج لازم همواره در صورت جمع شرایط صحت آن، مقدور استو مطاع. درج آن هم بهاین صورت، به نصوص قانونی از یکسو و اجماع در فقه امامیه برمیگردد و اساسا راهیاست برای سلب حق فسخ از سوی موکل در عقود جائز! هر چند در موارد دیگری، هم در عقود جائز هم در عقود لازم و هم درباره غیراز حیات و بقای عقد، وجود و کاربرد دارد؛ اما چالش برانگیزترین حالت آن همان سلب حق عزل وکیلاست. در هرحال اعتبار اشتراط و شرط ، با توجه به موارد یاد شده بلاانکاراست و عمل به آن واجب.
اینکه درحقوق ما چه اصالتی به آزادی اراده طرفین اعطا شده ویا نشده، با توجه به قسمت اخیر ماده۱۰ قانونمدنی در عدم مخالفت با نص آمره قانون و از جمله قسمت اخیر ماده ۶۷۹ قانون مدنی، درج شرط عدم عزل ضمن وکالت( عقد جائز) موثر نیست، و با اخذ ملاک از این ماده( نظر مخالف، این ماده را خلاف قاعده و استثنا میداند) هرگونه اشتراط ضمن عقد جائز که خلاف جواز باشد(چه جواز را از ذات عقد بدانیم و یا از اطلاق آن ) بلااثر میسازد و اصولا چنین شرطی معتبر نخواهدبود تا بتوان ضمانت جبران خسارت را برای آن در نظر گرفت .
نظرات مخالف دراین باره بسیاراست و عدهای از حقوقدانان درصدد توجیه قابلیت قبول شرط ضمن عقدجائز و هرگونه قرارداد هستند، ولی درمرحله کاربرد، دیوانعالیکشور و دادگاههای ما برماده ۶۷۹ تاکید دارند ولذاست که در اسناد رسمی وکالت، شرط ضمنالعقد خارج لازم به اقرار طرفین قید میشود و مفاد آن هم به استناد ماده۷۰ قانون ثبت در حق آنان معتبر دانسته میشود.
وآخر دعوانا انالحمدلله ربالعالمین
———————————————————————————————-
منابع :
الف – قوانین : قانون مدنی، قانون ثبت، قانون آیین دادرسی مدنی، قانون داوری تجاری بین المللی ایران
ب – کتابها
مباحث حقوقی شرح لمعه، شهید ثانی، به کوشش دکتر اسدالله لطفی، انتشارات مجد، چ دوم، ۱۳۸۴
ترجمه مباحث حقوقی شرح لمعه، دکتر اسدالله لطفی، انتشارات مجد، چ پنجم، ۱۳۸۷
قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، دکتر ناصر کاتوزیان، نشر میزان، چ سیزدهم، ۱۳۸۵
شروط ضمن عقد، دکتر مهدی شهیدی، انتشارات مجد، چ اول ۱۳۸۶
تشکیل قراردادها و تعهدات، دکتر مهدی شهیدی، انتشارات مجد، چ سوم، ۱۳۸۴
سقوط تعهدات، دکتر مهدی شهیدی، انتشارات مجد، چ هفتم، ۱۳۸۵
ترجمه و شرح مکاسب (خیارات)، شیخ انصاری، با توضیح آیهالله پایانی، جلد۱۰، انتشارات دارالعلم، چ سوم، ۱۳۹۲
تحریرالوسیله، امام خمینی(ره)، دوره دو جلدی، مطبعهالاداب فی النجف الاشرف، بی تا
مباحث حقوقی تحریرالوسیله امام خمینی(ره)، آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی و سیدعباس حسینی نیک، انتشارات مجد، چ اول، ۱۳۹۰
قواعد و آیین داوری، مرکز داوری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، چ دوم، ۱۳۹۰
حقوق مدنی، جلد پنجم، عقود معین، دکتر سید جلالالدین مدنی، نشر پایدار، چ سوم،۱۳۸۲
ترمینولوژی حقوق، دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، گنج دانش، چ چهاردهم، ۱۳۸۳
قوه قدسیه به ضمیمه رساله موضوع شناسی، دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، گنج دانش، ۱۳۹۳
تئوری موازنه، دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی، گنج دانش، ۱۳۸۱
اجوبهالاستفتائات، امام خامنهای
ج – مقالات
اثر حقوقی شرط عدم عزل وکیل ضمن عقد وکالت، دکتر علیحسین مصلحی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۶۲
وکالت بدون فسخ وکالت بدون استعفاء تاریخ ۷/۶/۹۰، دکتر سیدمرتضی قاسمزاده، سایت خانه حقوق
تبعیت شرط از عقد در لزوم و جواز، دکتر سیدحسن عاملی
بررسی حقوقی شرط عدم عزل وکیل ضمن عقد وکالت، عباس چایبخش
عدم عزل وکیل و حق فسخ موکل، سیامک بهارلویی، سایت کانون سردفتران و دفتریاران، ۰۱/۰۵/۹۴
سایت روزنامه رسمی، نظریه ۳/۷ مورخه ۰۶/۰۱/۸۴ اداره حقوقی
سایت ویکی فقه، صفحه شرط ضمن عقد خارج لازم
مجموعه صوتی درس خیارات مکاسب، تقریر دکتر مصطفی محقق داماد، انتشارات مجد
۱- ابن زهره، جوامعالفقهیه به نقل از جواهر الفقه، ص۴۸۳ – محقق حلی، شرایع، جزء دوم ص ۱۳- شهید اول، دروسالشرعیه و دیگران جواهرالفقه
۲ – برای تاریخچه بیشتر ر.ک. محمد حسین شهبازی، رساله دکتری، صص ۱۴۸ تا ۱۵۵
۳- میرفتاح، عناوین، ص۲۷۵
۴- شیخ انصاری ، مکاسب، مبحث شروط به نقل از پایانی، آیه الله، ترجمه و شرح مکاسب، صص ۱۱۵ الی ۱۱۹ – شهیدی، دکتر مهدی، شروط ضمن عقد، صص۱۷ و ۱۸
۵- شهیدی، همان، صص ۱۸ و ۱۹
۶- شیخ انصاری، همان ، صص ۱۲۰ الی ۱۸۳
۷- شهیدی، همان، ص ۱۹
۸- شهیدی، همان، ص۲۳
۹- ماده ۷ قانون داوری تجاری بینالمللی مصوب ۱۳۷۶ – و ماده ۴۵۵ قانون مدنی
۱۰- شهیدی، همان، ص – ۴۱- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، شماره ۵۵۲
۱۱- همان
۱۲- لنگرودی، دکتر محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق
۱۳- رای شماره ۷۷۶، مورخ ۱۰/۱۲/۷۲ شعبه دوم دیوان عالی کشور – شروط ضمنالعقد در اسناد ازدواج
۱۴- ماده ۲۲۵ قانون مدنی
۱۵- همانند شماره ۱۰
۱۶- لنگرودی ، همان – ماده ۱۸۳ قانون مدنی
۱۷- شهیدی ، همان، ص شماره ۸
۱۸- ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی – ماده ۲۰۲ قانون آیین دادرسی مدنی
۱۹- ماده ۷۰ قانون ثبت
مجمعالمسائل، ج۳، ص۵۵، سیدمحمدرضاموسوی گلپایگانی) (نقل از وسیلهالنجاه، ص۴۳۱ – عروهالوثقی، ج۵،صص۱۵۷و۱۵۸، سیدمحمدکاظم طباطبایی – تحریرالوسیله، ج۱،ص۶۱۱، مساله ۱۱ در مضاربه – wikifeqh.ir/ 20- ماده ۶۷۹ قانون مدنی – عقد-خارج-لازم
۲۱- مواد ۱۸۵ و ۱۸۶ قانون مدنی
۲۲- ماده ۱۸۴ قانون مدنی
۲۳- المومنون عند شروطهم – شیخ انصاری، همان ص۱۱۹
۲۴- محقق داماد، دکتر سید مصطفی، تقریرات درس خیارات مکاسب، جلسه یازدهم
۲۵- ویکی فقه، همان
۲۶- عاملی، سید حسن، تبعیت شرط از عقد در لزوم و جواز
۲۷- خامنهای، آیهاللهالعظمی، اجوبهالاستفتائات، مساله
۲۸- شیخ انصاری همان، ص ۱۳۱ به بعد
۲۹- ویکی فقه، همان
۳۰- مصلحی، دکترعلیحسین، اثرحقوقی شرط عدم عزل وکیل ضمن عقدوکالت – چایبخش،عباس، بررسی حقوقی شرط عدم عزل وکیل ضمن عقد وکالت
۳۱- عاملی، سید حسن، همان – ویکی فقه، همان
۳۲- محقق داماد، دکتر سید مصطفی، همان، – کاتوزیان، دکتر ناصر، قانون مدنی در نظم کنونی ، ذیل ماده ۱۸۶
قاسم زاده ، دکتر سید مرتضی، مقاله وکالت بدون عزل، وکالت بدون استعفاء، بخش ۴ ۳۳-
۳۴- شرطی است که به محض اشتراط واقع میشود و نیاز به اراده دیگری ندارد – لنگرودی، دکتر محد جعفر، ترمینولوژی حقوق
۳۵- شهیدی، دکتر مهدی، تشکیل قرارداد، ص
۳۶- ماده ۱۰ قانون مدنی
۳۷- امام خمینی، تحریرالوسیله،
۳۸- کاظمی، دکتر محمود، تقریرات درس مدنی پیشرفته ۲، دانشگاه علامه طباطبایی، ترم ۹۳۲
۳۹- مصلحی، دکتر علی حسین، همان
۴۰- لنگرودی، دکتر محمد جعفر، تئوری موازنه، صص۲۵ و۲۶
۴۱- ماده ۶۵۶ قانون مدنی – شهیدثانی، الروضهالبهیه، مطلع کتابالوکاله.
۴۲ – لنگرودی، دکتر محمدجعفر، قوه قدسیه و رساله موضوع شناسی، باب وکالت – مدنی، دکتر سیدجلالالدین، حقوق مدنی، ج ۵ باب وکالت صص ۱۶۳و ۱۶۴
۴۳- لنگرودی، همان
۴۴- مدنی، دکتر سیدجلالالدین، همان
۴۵- صدر ماده ۶۷۹ قانون مدنی
۴۶- بهارلویی، سیامک، مقاله تلازم شرط عدم عزل وکیل و حق فسخ موکل
۴۷- مدنی، دکتر جلالالدین، همان، ص ۱۶۴
۴۸- ماده یک از قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ارتشا و کلاهبرداری و ماده ۱۱۷ قانون ثبت
۴۹- شهیدی، دکتر مهدی، تشکیل قرارداد، ص ۶۹ و ص ۷۳
۵۰- کاوزیان، دکتر ناصر، مقدمه علم حقوق، ص۲
۵۱- لنگرودی ، تئوری موازنه، ص۱۴
۵۲- ماده ۶۷۸ قانون مدنی و با الغای خصوصیت از عقد وکالت برای تمام عقود جائز – چایبخش، مهدی، بررسی شرط عدم عزل وکیل ضمن عقد وکالت، ص ۹- مصلحی، دکتر علی حسین، همان
۵۳- دراین باره نظر یاد شده که مشهور نیز هست، ملهم از نظر علامه در کتاب مختلف است. نظر مخالف هم وجود دارد که متعلق به شیخ انصاری است و در مقدمه بخش خیارات، لزوم و جواز را از جمله احکام میدانند و لذا از جمله اطلاق عقد ( برای دیدن بحث مفصل ر.ک. چایبخش، عباس، همان ). لیکن نگارنده معتقد است که هر عقد و نهاد با مشخصات خود نعریف میشود و تغییر در شرایط تعریفی آن، آن را به موجودی دیگر بدل میکند که هر چند ممکن است در ظاهر و اسم شبیه به قبلی باشد؛ ولی عناصرآن چیزی دیگراست و از تعریف دارای عناصر شناختی و ذاتی نهاد پایه خارج خواهد شد.
۵۴- قاسمزاده دکتر سیدمرتضی، همان
۵۵- ماده قانون مدنی
۵۶- رای شماره ۳۶۷ شعبه ۲۲ دیوان عالی کشور
۵۷- ر.ک. به پانوشت شماره ۵۰
۵۸- ر.ک. به زیر نویسهای ۲۶ تا ۲۹
۵۹- ماده ۶۶۱ قانون مدنی
۶۰- سوئیس، ماده ۳۴ قانون تعهدات – مصر ماده ۷۱۵ قانون مدنی و برخی دیگر، به نقل از : چایبخش، عباس، همان
۶۱- آلمان، ماده ۱۱۸ قانون مدنی – و فرانسه، مستفاد از قانون مدنی_ به نقل از همان
سید مهرزاد سرمد
وکیل پایه یک دادگستری
سایت حقوقی وکیل محمد مقصود وکیل محمد مقصود ؛ وکالت و مشاوره در امور حقوقی